شهریور ۰۹

گفت پیغمبر که نفحتهای¹ حق
اندر این ایام می‌آرد سبق
گوش و هش دارید این اوقات را
در ربایید این چنین نفحات را
نفحه آمد مر شما را دید و رفت
هرکه را می‌خواست جان بخشید و رفت
نفحه‌ی دیگر رسید آگاه باش
تا ازین هم وانمانی خواجه‌تاش²
ادامه مطلب …»

نوشته ای از احسان \\ tags: , , ,

شهریور ۰۸

اگه در جریان باشین حدود یک ماهی هست که انجمن سمپاد مشغول به کارم. تو این یه مدت که از رمضون گذشته خیلی‌ها اومدن به انجمن سر زدن یا کار داشتن و از این عده تقریبا ۷۰% شون روزه نبودن (داشتن آب‌سرد کن داخل انجمن و خصوصی بودن فضا، کمی محیط رو واسه روزه‌خواری* محیا میکنه) یک بار یه حرکتی دیدم از دوستان … یه چیزی تو مایه‌های مسخره کردن دوستی که روزه‌دار بود و حتی وسوسه اون برای شکستن روزه‌ش. همین باعث شد یه خورده فکرش کنم، به اینکه چرا جامعه به سمتی رفته که خیلی‌ها دین‌داری رو تمسخر میکنن -البته اسم اینی که من منظورمه رو دین‌داری نمی‌شه گذاشت، منظورم همون اعتقادات و سلایق یه نفره- چرا اصلا عده‌ای باید به خاطر علایق و اعتقادات یک نفر اونو به سخره برگیرن؟

افرادی میشناسم که رفتارشون با آدم چادری و غیر چادری کلی تفاوت داره یعنی یه جورایی تابلو ست که این تفاوت رفتار فقط به خاطر نوع پوششونه. چرا باید نوع پوشش، نماد عقیده -دینی- باشه؟ چرا باید عقیده -دینی- مبنای رفتار باشه؟ اگه تا دیروز -و حتی الان تو نظام حکومتی و عرف- آدمای غیر‌مذهبی از لحاظ اعتقادی آزادی کامل نداشتن و حتی گاهی خیلی از عقاید و سلایقشون زیر سوال میرفته -مثل طرح حجاب یا حکم‌های مختلف راجع به روزه‌خواری- چرا الان جامعه که یعنی هر روز روشنفکر تر از دیروز میشه باز همین روال رو داره طی میکنه؟ با این تفاوت که این بار آدمای باحجاب، روزه‌دار و یا حتی دین‌دار مسخره میشن. اگه کسی دنبال آزادی عقیده ست اول خودش باید به آزادی عقیده پایبند باشه. دین‌ هم نوعی عقیده ست، به ازادی مذهبی‌ها و غیرمذهبی‌ها احترام بذارین.

پ.ن. آدما یا روزه میگیرن، یا روزه نمیگیرن، پس به کار بردن اصطلاح روزه‌خواری واسه دسته دوم اشتباهه.

** عده‌ای رو میشناسم که نماز نمیخونن ولی روزه میگیرن، سوال شد واسم چرا؟ نماز که خوندنش راحت‌تر از روزه گرفتنه، چیه که ما رو مجاب به روزه گرفتن میکنه ولی به نماز خوندن نه؟

نوشته ای از منیره \\ tags: , , , , ,

شهریور ۰۷

دعای دوازدهم صحیفه‌ی سجادیه این طوری شروع می‌شه:‌

اللهم اِنَّهُ یَحجُبُنی عن مسئلَتِکَ خِلالٌ ثَلاث
و تَحدونی علیها خَلَّةٌ واحده
خدایا سه خصلت مرا از اینکه چیزی از تو بخواهم باز می‏دارد.
و یک خصلت به آن ترغیب می‏کند.
یَحجُبُنی امرٌ اَمَرتَ به، فَـاَبطَاْتُ عنه
و نهىٌ نَهَیتَنی عنهُ، فَـاَسرَعتُ الیه
و نعمةٌ اَنعَمتَ بها علَىَّ، فَقَصَّرتُ فی شکرها
باز می‌دارد: امری که به‌آن فرمان‌دادی و از آن سر تافتم.
و کاری که از آن نهی‌م کردی و به سویش شتافتم.
و نعمتی که به من بخشیدی ولی در شکرش کوتاهی کردم.
و یَحدونی علی‏ مسئلَتِکَ
تفضّلُکَ علی من اَقبَلَ بوَجههِ الیک
و وَفَدَ بحُسن ِ ظنّهِ الیک
و ترغیب می‌کند به درخواست از تو:
لطفت به آنکه با نیت پاک به تو روی آوَرَد.
و با خوش‌گمانی نزد تو آید.
اِذ جمیعُ احسانکَ تفضّل و اِذ کلُّ نِعَمِکَ ابْتِدآء زیرا همه‌ی احسان‌هایت از روی لطف و همه‌ی
نعمتهایت بی‏پیشینه اند.
فَها اَنا ذا یا اِلهی واقِفٌ بِبابِ عِزِّک … و اکنون ای خدای من! در پیشگاهت ایستاده‌ام …

‌‌
پ.ن. : حتما جملات عربی رو هم بخونید، فوق‌العاده قشنگ‌ند.

نوشته ای از احسان \\ tags: , ,

شهریور ۰۳

وقتی در ترافیک گیر کرده‌ای لاینی که تو در آن هستی دیرتر از بقیه راه می‌افتد.
در صورتی که شانس انجام درست یک کار ۵٠-۵٠ باشد، احتمال غلط انجام دادن آن ٩٠٪ است.
۸۰٪ امتحانات پایان ترم بر اساس کلاسی است که در آن غایب بوده‌ای.
میزان عشق دیگران به تو، نسبت عکس دارد با میزان علاقه‌ی تو به آنها.

لابد جملات فوق رو بارها در ایمیل‌های فورواردی و وبلاگها دیده‌اید. اینها همون قوانین مورفی هستند که احمد سمیعی هم قبلا درباره‌اش نوشته بود. +
نمی‌خوام تکرار مکررات کنم. داستان این‌ه که چند وقت پیش داشتم یکی از این قوانین رو می‌خوندم، به نظرم رسید شباهت زیادی به شعر زیر داره:
چون بد آید، هرچه آید بد شود / یک بلا، ده گردد و ده، صد شود
آتش از گرمی فتد، مهر از فروغ / فلسفه باطل شود، منطق دروغ
پهلوانی را بگرداند خسی / چیره گردد پشه‌ای بر کرکسی
…¹
ادامه مطلب …»

نوشته ای از احسان \\ tags: ,

مرداد ۲۷

خیلی از ماها با عبارت «برادر بزرگ» آشنا هستیم. عبارتی که یادآور دیکتاتوری، اختناق و نفرت است.
با گسترش تکنولوژی‌های ارتباطی از یک سو ابزار کمک‌کننده به آزادی بیان زیاد شده است و از سوی دیگر حکومت‌ها را قادر می‌سازد اطلاعات بیشتری از رفتار ما در زندگی روزمره کسب کنند. بدون آنکه خود خبردار شویم. کارت‌های بانکی، کارت‌های اعتباری مترو، موبایل‌ها، دروبین‌های مدار بسته و … همه و همه ردی از ما بر جای می‌گذارند که یک قدرت مسلط می‌تواند با کنار هم گذاشتن آن‌ها اطلاعات ذی‌قیمتی از ما به دست آورد.
این موضوع که حد حریم خصوصی شهروندان در جامعه اطلاعاتی چقدر و کجاست موضوعی است که جای تامل بسیار زیاد دارد.
داستان «برادر کوچک» یک نگاه به این موضوع است.
این داستان با مجوز Creative Commons Atrribution-NonCommercial-ShareAlike 3.0 منتشر شده است و با همت تعدادی از علاقه‌مندان به فارسی ترجمه و منتشر شده است.

ادامه مطلب …»

نوشته ای از صادق نقاش‌زاده یزدی \\ tags: , , , , , , , ,

مرداد ۱۶

خب خیلی تصادفی باهاش آشنا شدم. اطلاعیه یک سخنرانی بود. آنجا برگزار کنندگان، آدرس دفتر تشکلشان را دادند. در اولین برخورد دعوت کرد در برنامه‌های یعدیشان شرکت کنم. و برخورد او باعث شد مدتهای طولانی هر پنج شنبه پای بحث‌هایشان بشینم… اینجوری پیش برم خوبه؟ فکر می‌کنم حوصلتون سر بره. ممممم بگذارید یک جور دیگه شروع کنم. آدم با استعدادی بود. توان تحلیل خوبی داشت. پشتکار -که شرط لازم موفقیت توی هر پروژه‌ای را داشت. درسته که یخورده رگه‌های انحصار طبی داشت اما کار تیمی رو بلد بود. اینجوری بود که توی کارهای مختلف موفق بود… نه؟ اینجوری هم حوصله‌تان سر می‌رود؟ خوب آقا اصلا ولش کنید صاف برم سر اصلا مطلب. حالا که بیانات حکیمان مقام عظمای سردبیر به ما تکانی داده است. به ذهنم رسید یک نکته‌ای دوباره با هم مرور کنیم. آقا اول اگر حوصله دارید قصه‌ی امدن من به اولین پاتوق سمپاد را بخوانید. حوصله‌تان نمی شود؟ بابا شماها دیگه خیلی بی‌حالین همت کنید بخونید. حتما دلیلی دارد که می‌گویم بخوایند. اینم لینکش:  خانواده بزرگ سمپادی ها

می‌دونید همش تقصیر بی‌حوصله‌گی شما هم نیست من هم حسش را ندارم که دوباره بنویسم. خوب اگه خوندین برین سراغ دومی. می خوام در مورد اون نکته ای رو بگویم. اینم لینکش:

چهل سال بعد در چنین روزی

آقا خلاصه اینکه نه به خاطر اینکه دوستش داریم. نه بخاطر اینکه در مراحل تاسیس انجمن‌مان خیلی زحمت کشیده است. و نه حتی بخاطر اینکه من شخصا با سماجت او اعضای خانواده بزرگی را دوباره پیدا کرد. نه فقط اینها!!! بلکه همانطور که گفتم «پیوستن اعضای جوان‌تر شرط بقا و تداوم انجمن و حضور بزرگتر‌های جمع ضامن ثبات و سلامت جمع است.» به نظر من علی مدرسی هم یکی از بزرگ تر های انجمن است و علاوه بر آن نشانه آنکه چقدر ما می‌تونیم توی انجمن‌هامون سرمایه‌هامون را حفاظت بکنیم. همیشه ظرفیت‌های جدید به قیمت از دست دادن سرمایه‌های قدیمی‌تر نباشد.

پینوشت ۱: مقام معظم سردبیری اگر این اشارت‌های حکیمانه شما نبود حتما میت روی زمین می‌مداند و شاید هم می‌گندید. و خدا سایه تدبیرهای حکیمانه شما را از سر ما کم نکند اما جسارتا و احیانا اصلا زبونم لال درست است که سردبیر سرور ماست اما یک سری از بدخواهان و از آن بدتر خواص بی‌بصیرت معتقدند سردبیر هم گاهی می‌تواند یک تکانی به این کشتی انقریب به گل نشسته بزند و بلاخره سردبیری گفتن نه برگ گل رز. البته ما در التزام کامل به مقام سردبیر هرگز ذره‌ای تردید به خودمان راه نمی‌دهیم که سردبیر را چه به اینکارها همین که وبلاگ را مورد تفقد قرار می‌دهند صفحه را پرینت گرفته من الباب تبرک به دیوار اطاقمان می‌زنیم اما کاش سردبیر کل وبلاگ‌نویسان سمپادی جهان برای این که این عوام ضعیف النفس خدای نکرده تحت تاثیر این وسوسه قرار نگیرند اندگی تکانی نیز به خود بدهند.

پینوشت ۲: خان ما خو خیلی چاکرم:)

نوشته ای از حمزه غالبی

مرداد ۱۲

عاشقی پیداست از زاری دل، نیست بیماری چو بیماری دل

علت عاشق ز علتها جداست، عشق اصطرلاب اسرار خداست

در این اوضاع وانفسای سینمای ایران و حضور دائمی احمد پور مخبر و جواد رضویان بر روی پرده، چهل سالگی فیلمی است نسبتا عمیق با دیالوگ ها وبازی هایی که به دل می نشیند. چهل سالگی روایت دیگری است از داستان عشق، عشقی که بیست سال پیش بر دلی آتش زده و تا امروز هر چند که زیر خاکستر، باقی مانده، روایتی دیگر از شیرینی است که خسرویی بلور دلش را شکسته و بند زدن های فرهاد سودی نداشته است . چهل سالگی برداشتی است مدرن از قصه اول مثنوی معنوی مولانا، قصه شاه و کنیزک و زرگر سمرقندی.

خوشتر آن باشد که سر دلبران، گفته آید در حدیث دیگران…

چهل سالگی را ببینید نه به خاطر حضور زیباترین مانکن بین الملی ایرانی، فرزان اطهری (که نامش در پوستر فیلم نیست، عکسش هم)، به خاطر لرزش صدای محمدرضا فروتن وقتی که می گوید: خبرت هست که در شهر شکر ارزان شد…

نوشته ای از زهرا درگاهی

مرداد ۱۰

لوتوس همچنان در کماست. پستی نوشته نمی‌شه یا اگرم چیزی نوشته می‌شه برای خالی نبودن عریضه‌ست. شاید بیشتر شبیه این مریضهای مرگ مغزی شده که به زور دستگاه نگه‌شون می‌دارند.
دلایل مختلفی می‌تونه داشته باشه. شاید نویسندگان وقت آزاد ندارند، شاید انگیزه‌شون از بین رفته. شاید محدودیت‌های لوتوس مانع می‌شه. هرچی. به دلایلش کار ندارم، سوالم این‌ه: لوتوس قراره دوباره فعال بشه یا نه؟
ادامه مطلب …»

نوشته ای از احسان \\ tags:

Get Adobe Flash playerPlugin by wpburn.com wordpress themes