“در یک سربازخونه به یکی از افسرها ماموریت میدن که مسوولیت رنگ آمیزی در و پنجره و نرده ها رو به عهده بگیره . یک راه پله ای هم اونجا بود که به یک برج مراقبت می رسید. واسه اینکه بعد از رنگ آمیزی کسی از این راه پله ها بالا نره و اون رو خراب نکنه، یک پست نگهبانی هم اضافه کرد به نام پست پله.
به هر حال سربازخونه رنگ شد و افسر هم از اونجا رفت و سالها بعد که افسر عالیرتبه ای شده بود ، اومد که از اونجا بازدید کنه . سربازی رو دید که در یک محوطه خالی نگهبانی می ده . از سرباز پرسید که تو از چی داری نگهبانی می کنی ؟ پستت چیه ؟ سرباز گفت : پست پله ! در صورتیکه در اونجا دیگه نه برج مراقبتی بود نه راه پله ای”
قصه پست پله در کتابهای تئوری مدیریت و در قسمتی که از پستهای سازمانی دائمی و موقت بحث می شود ، از شهرت خاصی برخوردار است .
خیلی از پستهای سازمانی دولتی و وظایف مدیران دولتی ما ، پست پله است .
یک روزی بنا بر مقتضیاتی ، وظیفه یا شورا یا مسوولیتی به صورت موقت برای انجام کاری تعریف می شود . اما بعد از تحقق آن کار ، آن وظیفه موقت نه تنها از بین نمی رود بلکه جزئی از پست های سازمانی و در چارچوب قوانین و مقررات می شود .
ردیف بودجه سرسام آور این پستها ، موازی کاری خیلی از آنها ، ایجاد سلسله مراتبهای غیر لازم ،برگزاری جلسات بیهوده (طبق قانون پارکینسون)، تصمیم گیریهای زمان بر ،بده بستانهای مسوولیت و اختیار به صورت توافقی (بخوانید گاوبندی!) و …
چند تا مثال از این پستها و از این نفرات می توانید بزنید ؟
تا حالا زیر دست یکی از این پست پله ای ها افتادین ؟ چطور بود؟!
راستی چرا در بخش خصوصی هم گاهی پست پله می بینیم؟
سه شنبه ۱۳ شهریور, ۱۳۸۶ در ساعت ۱۰:۰۷ ق.ظ
جواب:همون! بیشتر نمیتونم توضیح بدم.
ولی خیلی قضیه جالبی بود.
مرسی آقای سمیعی.
پاسخ
سه شنبه ۱۳ شهریور, ۱۳۸۶ در ساعت ۱۰:۳۵ ق.ظ
موارد اینچنینی ریشه فرهنگی نیز دارد. یک مقاله با عنوان “جایگاه ارزشها در تئوریهای مدیریت” خوندم شاید برای شما هم جالب باشه:
http://www.imi.ir/tadbir/tadbir-130/article-130/2.asp
پاسخ
سه شنبه ۱۳ شهریور, ۱۳۸۶ در ساعت ۱۰:۵۶ ق.ظ
از این پستا هم دیدم!
ممنون خیلی جالب بود
پاسخ
سه شنبه ۱۳ شهریور, ۱۳۸۶ در ساعت ۱۲:۵۳ ب.ظ
جالب بود
فکر نمی کنم اینجا جاش باشه که این پستا رو تو مملکتمون اسم ببریم چون بیشترشون همینن از بالا تا پایین
پاسخ
سه شنبه ۱۳ شهریور, ۱۳۸۶ در ساعت ۲:۳۰ ب.ظ
حامد دوست و همکار عزیز از اینکه شما هم خواننده وبلاگ ما شدی ، متشکرم . مقاله جالبی هم بود .
راستی زهرا و مهدی و حجت یه ذره بیشتر توضیح بدین فکر نمی کنم مشکلی پیش بیاد نه؟
پاسخ
چهارشنبه ۱۴ شهریور, ۱۳۸۶ در ساعت ۱۲:۰۵ ب.ظ
بزرگترین نمونش مجمع تشخیص مصلحت نظام که اوایل لازم بود چون همه چی خیلی سر و سامون درست حسابی نداشت ولی امروز با وجود مجلس قوی اصلا بهش نیاز نیست
پاسخ
چهارشنبه ۱۴ شهریور, ۱۳۸۶ در ساعت ۲:۴۰ ب.ظ
حجت عزیز
نمونه دیگه تشکیل شوراهای موازی است که الا ماشالله جهت بررسی و تببین و تنویر و …!
تشکیل می شن اما چون ذهن تصمیم گیرندگان کلی نگر نیست ، یادشون میره که قبلا یکی دیگه هم بوده . اصلا شورا و مجمع و کارگروه و اینا در ایران جواب بده نیست . میدونی که وظایف در سازمان بر دو دسته اند :صف و ستاد . اینایی که گفتم ستاد هستن که در اینجا زیاد جوابگو نیست .
پاسخ
شنبه ۱۷ شهریور, ۱۳۸۶ در ساعت ۹:۲۳ ق.ظ
باز خوبه تو داستان تو از اول پله ای وجود داشته، پست پله بدون پله اولیه هم داریم!!
پاسخ