میگن علم مثل یه ظرف میمونه که از آغاز خلقت تا به امروز ، هر قومی بهترین هدایاش رو داخل اون ریخته.
من به این حرف کاملاً معتقدم.
از جمله شاخه هایی که دقیقاً همین مسیر رو طی کرده ، پزشکی بوده.
جالبه بدونید که از موقعی که تاریخ مکتوب درمورد پزشکی داریم ، چیزهای واقعاً جالب توجهی دیده میشه.
مثلاً عمل جراحی روی مغز یه تاجر مصری توسط سینوهه که بیش از سه هزار سال پیش انجام شده ، با ظرافتها و ریزه کاریهایی علمی و تکنیکی که شرح داده.
یا جراحی آب مروارید ، که قدمتش به حدود ۳۵۰۰ سال پیش در کشور چین میرسه.
از همه اینها جالب تر ، مباحث پزشکی هست که ابن سینا توی کتاب قانون مطرح کرده. مثلاً در زمینه آناتومی(تشریح بدن) و فیزیولوژی(عملکرد اعضاء بدن) چیزهایی رو شرح داده که با امکانات اون زمون ، اینکه چطور تونسته اینا رو بفهمه ، واقعاً غیرقابل تصوره.
و قابل ذکره که اینها تنها مربوط به تمدنهای مهم و پیشرفته نمیشه، بلکه اقوام بدوی هم دستاوردهایی داشتن که به آیندگانشون رسیده و الان هم ازش استفاده میشه.
یه خاطره هم براتون تعریف کنم:
در زمان دانشجوییم ، یه نوزاد رو با مشکل زردی بستری کرده بودن. مادربزرگش به عنوان پادارش بود. میگفت: از وقتی زرد شد ، من اصرار داشتم که جوشونده فلان گیاه رو بهش بدن ، ولی پدر مادرش گوش به حرفم ندادن و بچه به اینجا رسید.
به ظاهر اون زن که نگاه میکردی ، یه زن مسن ، با لباس عشایر کوچ نشین! ما هم مثل بچه های اون زن حرفشو جدی نگرفتیم.
ولی استادمون تکلیف کرد که بریم و بگردیم ببینیم اون گیاه چیه.
نتیجه تحقیق ما جالب بود. از این نظر که دقیقاً کاربردش رو اون مادربزرگ بیسواد کوچ نشین میدونست و ما توی بیمارستان دانشگاهی بهش محل نمیدادیم.
اینا رو نوشتم که با خودمون فکر کنیم:
ما چه چیزی داخل ظرف علم ریختیم یا تصمیم داریم بریزیم؟