بایگانی برای مهر, ۱۳۸۶

فلک را سقف بشکافیم و طرحی نو دراندازیم!!!

دوشنبه, مهر ۳۰م, ۱۳۸۶

عادت کرده‌ایم وقتی ایده‌ای، عقیده‌ای یا رفتاری را درک نمی‌کنیم آن را بی‌محتوا بخوانیم. در جامعه‌ای که دائما سر ستیز با افکار نو دارد و با مفاهیم مدرن سر سازگاری ندارد، جسارت هوشمند سرکوب می‌شود و جریان ‍پیشرفت کند و چه بسا معکوس است. در چنین جامعه‌ای انسان حق فردیت  و تجربه کردن هویت خویش را ندارد و خواست جمع است که زندگی‌ فردی شخص را تحت تاثیر قرار می‌دهد.

اما آیا عدم درک ما  از اثری دلیل مناسبی برای رد آن است؟

جورج اورول، قلعه حیوانات و ۱۹۸۴

یکشنبه, مهر ۲۹م, ۱۳۸۶

یکی از این سه نام قطعا برایتان آشناست: «قلعه حیوانات»، «جورج اورول» یا «۱۹۸۴». اگر هم نیست بعد از خواندن این پست، آشنا می شود!
اریک بلر  که کتابهایش را به دلیل اینکه نامش را شایسنه افتخار نمیدانست با نام «جورج اورول » می نوشت، در سال ۱۹۰۳ در هندوستان چشم به جهان گشود. پدرش کارمند دولتی در شهر بنگال بود. وی به همراه خانواده‌اش در همان کودکی به انگلستان بازگشت و با وجود وضع مالی نه چندان خوب، در یکی از مدارس خصوصی صاحب نام شهر اتون ، به تحصیل پرداخت؛ پسر بچه‌ای فقر در جامعه به شدت طبقاتی انگلیس آن زمان.

خواندن ادامه‌ی این نوشته »

علم در گذر زمان

شنبه, مهر ۲۸م, ۱۳۸۶

میگن علم مثل یه ظرف میمونه که از آغاز خلقت تا به امروز ، هر قومی بهترین هدایاش رو داخل اون ریخته.
من به این حرف کاملاً معتقدم.

از جمله شاخه هایی که دقیقاً همین مسیر رو طی کرده ، پزشکی بوده.
جالبه بدونید که از موقعی که تاریخ مکتوب درمورد پزشکی داریم ، چیزهای واقعاً جالب توجهی دیده میشه.
مثلاً عمل جراحی روی مغز یه تاجر مصری توسط سینوهه که بیش از سه هزار سال پیش انجام شده ، با ظرافتها و ریزه کاریهایی علمی و تکنیکی که شرح داده.
یا جراحی آب مروارید ، که قدمتش به حدود ۳۵۰۰ سال پیش در کشور چین میرسه.
از همه اینها جالب تر ، مباحث پزشکی هست که ابن سینا توی کتاب قانون مطرح کرده. مثلاً در زمینه آناتومی(تشریح بدن) و فیزیولوژی(عملکرد اعضاء بدن) چیزهایی رو شرح داده که با امکانات اون زمون ، اینکه چطور تونسته اینا رو بفهمه ، واقعاً غیرقابل تصوره.

و قابل ذکره که اینها تنها مربوط به تمدنهای مهم و پیشرفته نمیشه، بلکه اقوام بدوی هم دستاوردهایی داشتن که به آیندگانشون رسیده و الان هم ازش استفاده میشه.

یه خاطره هم براتون تعریف کنم:
در زمان دانشجوییم ، یه نوزاد رو با مشکل زردی بستری کرده بودن. مادربزرگش به عنوان پادارش بود. میگفت: از وقتی زرد شد ، من اصرار داشتم که جوشونده فلان گیاه رو بهش بدن ، ولی پدر مادرش گوش به حرفم ندادن و بچه به اینجا رسید.
به ظاهر اون زن که نگاه میکردی ، یه زن مسن ، با لباس عشایر کوچ نشین! ما هم مثل بچه های اون زن حرفشو جدی نگرفتیم.
ولی استادمون تکلیف کرد که بریم و بگردیم ببینیم اون گیاه چیه.
نتیجه تحقیق ما جالب بود. از این نظر که دقیقاً کاربردش رو اون مادربزرگ بیسواد کوچ نشین میدونست و ما توی بیمارستان دانشگاهی بهش محل نمیدادیم.

اینا رو نوشتم که با خودمون فکر کنیم:
ما چه چیزی داخل ظرف علم ریختیم یا تصمیم داریم بریزیم؟

آرمان‌شهر

پنجشنبه, مهر ۲۶م, ۱۳۸۶

چیست؟

پ.ن: در راستای تعاملات دوجانبه و دیالوگ و دوری از منولوگ این دفعه شما بگویید ;-)

در بی نظمی، نظمی عمیق نهفته است!

چهارشنبه, مهر ۲۵م, ۱۳۸۶

شاید هیچ تئوری به اندازه تئوری “زمین مرکز عالم نیست”، تاریخ علم را تحت تاثیر قرار نداده است اما امروزه یک ادعای حدید مطرح است:
“تئوری آشوب (Chaos Theory)، بنیان همه امور را دستخوش تغییر کرده است”

تئوری آشوب، تمام باورهای بنیادین در زمینه جهان را زیر سؤال می برد و به طور اخص ادعا دارد که هیچ چیز در جهان تصادفی نیست و بی نظمی و غیر قابل پیش بینی بودن امور ناشی از تفکر قطعی گرا و اثباتی ماست.
گاهی مفهوم وضعیت آشوبناک و نظریه آشوب در نظر خواننده یکی می شود، برای اینکه تکلیف آشوب را مشخص کنیم، چهار شرط برای اینکه سیستمی آشوب گونه (Chaotic) باشد، می گذاریم:
۱- معادلات توصیف کننده سیستم های آشوب گونه، غیر خطی و تکرار شونده (Iterative) است
۲- سیستم های آشوب گونه، دارای خاصیت خودهمانی (Self Similarity) هستند
۳- سیستم های آشوب گونه، دارای بستر جذب عجیب (Strange Attractor) هستند
۴- نتایج نهایی این سیستم ها شدیدا تحت تاثیر شرایط اولیه است
بحث پیچیده و سردرگم کننده ای هست، اگر دوستان علاقه مند باشند و احتمالا اطلاعاتی در این زمینه برای تکمیل بحث داشته باشند، در پست های آتی به جزئیات بیشتری در این زمینه، فصل های مشترک آن با نگرش سیستمی و خصوصا کاربردهای مدیریتی آن می پردازم.
مشتاق شنیدن نظرات دوستان خوبم هستم.

نقاب

سه شنبه, مهر ۲۴م, ۱۳۸۶

بطور ساده اسکیزوفرنی جدایی ذهن از دنیای واقعی است. آن را سرطان روان هم نامیده‌اند. به خود دروغ نگوییم، ما تا چه حد به این بلا مبتلاییم؟ به چه میزان بین ذهنیات ما با خانواده، جامعه، حکومت و دنیا فاصله افتاده است؟ پشت این صورتک‌ها چه چیز نهفته است؟

شرمندگی

دوشنبه, مهر ۲۳م, ۱۳۸۶

باز هم مدرسه‌ام دیر شد.

گزیده‌ای از بهترین داستان کوتاه‌های ایران و جهان

هستی سرگردان

یکشنبه, مهر ۲۲م, ۱۳۸۶

اشتباه نکنید، منظورم هستیِ حاج یونس فتوحی نیست، خیال نفد نوشتن بر آن سر آن سریال را هم ندارم، هرچند ماجراهای آن سریال دستمایه خوبی برای شروع بحث های خانوادگی و اجتماعی است..
بگذریم، هستی، نام قهرمان اصلی رمان های “جزیره سرگردانی” و “ساربان سرگردان” نوشته بانو سیمین دانشور است. این دو رمان که دومی ادامه اولی است، دست کمی از “سووشون” شاهکار بانو سیمین ندارد؛ از نظر من متن این دو کتاب کشش و جذابیت بیشتری نیز دارد.

خواندن ادامه‌ی این نوشته »