فلک را سقف بشکافیم و طرحی نو دراندازیم!!!

عادت کرده‌ایم وقتی ایده‌ای، عقیده‌ای یا رفتاری را درک نمی‌کنیم آن را بی‌محتوا بخوانیم. در جامعه‌ای که دائما سر ستیز با افکار نو دارد و با مفاهیم مدرن سر سازگاری ندارد، جسارت هوشمند سرکوب می‌شود و جریان ‍پیشرفت کند و چه بسا معکوس است. در چنین جامعه‌ای انسان حق فردیت  و تجربه کردن هویت خویش را ندارد و خواست جمع است که زندگی‌ فردی شخص را تحت تاثیر قرار می‌دهد.

اما آیا عدم درک ما  از اثری دلیل مناسبی برای رد آن است؟


۴ پاسخ برای “فلک را سقف بشکافیم و طرحی نو دراندازیم!!!”

  1. منیره Says:

    نه خداییش !!

    [پاسخ]

  2. فرشته Says:

    نه والّا!

    [پاسخ]

  3. احمد سمیعی Says:

    گرچه با کلیت مطلب موافقم اما نباید از اونطرف بام هم افتاد پایین. بلایی که مدرنیسمها و بعد از آن پست مدرنیسمها (البته اغلب ناخواسته) بر سر هر مقوله ای به خصوص هنر آورده اند فراموش شدنی نیست .
    آنگونه که فردوسی را ناسیونالیست افراطی ، کمال الملک را عکاس! و پروین را با تمسخر معلم اخلاق خواندند که گرهی از گره های مدرن را باز نمی کند.
    منتظر گره گشایی هایی اهالی مدرن با نقاشی های لخت و عور و داستانهای جنسی و اشعار سیاسی اجتماعی تلخ هستیم.
    لطفا یادتان نرود کلیت مطلب را قبول دارم و دلتنگ افکار نو ، جسورانه و گره گشا هستم ، اون موقع خود سنتی ها ، پا پس می کشند .

    [پاسخ]

  4. محمدرضا Says:

    شاید مهمترین سنتی که ازش غافلیم، سنتِ سنت شکنی باشد.

    [پاسخ]

پاسخی بنویسید