نیچه انسان امروزی را مقدمهای میدانست برای ظهور ابرانسان. نازیها هیتلر را مظهر ابرانسان دانستند. اما منظور نیچه از ابرانسان چیست؟
چیزی که امروزه شارحان نیچه برآن تأکید دارند این است که ابرانسان در واقع کسی است که توانایی تسلط بر خویشتن را دارد نه اینکه لزوماً به دیگران زور بگوید. از اینجا شاید بتوان گفت ابرانسان نسل جدیدی از نوع بشر است که توانایی برنامهریزی و تنظیم کلیه شؤنات محیطی و وراثتی خود را دارد. البته منظور نیچه فراتر از این است. اما در همین زمینه چند نکته میتوان گفت:
۱- در همین چند روز اخیر کاملترین نقشه ژنتیک از یک انسان تهیه شد. نقشههای قبلی ترکیبی از نقشههای ژنی بیش از ۱۷۰ نفر بود. تعداد این کدها حدود شش میلیارد عدد است.
۲- انسان از مرحله کُد خوانی گذشته و توانایی کُد نویسی ژنتیکی پیدا کرده است. اولین سری از باکتریها به این روش ساخته شده و بحثهای جدی برسر ساخت اولین انسان برنامهریزی شده وجود دارد. به این ترتیب میتوان شکل و میزان هوش و زمینه اخلاقی و … فرزندانمان را سفارش دهیم.
۳- از پنجاه سال پیش تاکنون سرعت رایانهها ۵۰ میلیون برابر شده و از لحاظ علمی میتوان سرعت رایانهها را به یک میلیارد برابر کنونی رساند. مشکل یافتن راه حلهای فنآورانه و اقتصادی است که به سرعت در حال حل شدن است. از نظر عدهای از دانشمندان عصر کامپیوتر هنوز آغاز نشده و یا در اول راه است.
۴- میتوان ماشینهای هوشمندی ساخت کوچکتر از گلوبول قرمز و با یک تزریق آنها را به مغز فرستاد برای برقراری ارتباط بین سیناپسها و نواحی مختلف مغزی تا هم حافظه افزایش یابد و هم هوش و نیز ضایعات مغزی و بدنی را ترمیم نمود.
۵- میتوان زبان مشترکی بین همه مغزها تعریف کرد مثل HTML که در بین رایانهها تعریف شد و انقلابی به نام اینترنت برپا کرد تا فراتر از فردیت و جامعه توانایی نوعی و نسلی خود را به بالاترین حد ممکن برسانیم.
همه اینها در شرف وقوع است و شاید در پایان هزاره سوم از همه تخیلات هم گذشته باشیم. پس بیایید قدمی برای ابرانسان برداریم. شاید بازگشتی جاویدان داشته باشیم. شاید کمتر از پنجاه سال آینده این ابرانسان سر از خاک برآرد.