بایگانی برای مهر, ۱۳۸۶

عینک‌های آفتابی

شنبه, مهر ۲۱م, ۱۳۸۶

فرا رسیدن عید فطر رو به همه دوستان تبریک می‌گم. امیدوارم هر روزتون عید باشه و همیشه شاد باشید.

امروز هم یه مطلب کاربردی براتون می‌نویسم. امیدوارم براتون جالب باشه.
تابستون هم تموم شد و آفتاب تند و سوزانش هم به دنبالش رفت و به تدریج، نور خورشید در فضاهای باز، قابل تحمل تر از تابستون می‌شه. بنابراین ممکنه استفاده از عینک های آفتابی کمتر بشه.

خواندن ادامه‌ی این نوشته »

LUG چیست؟

پنجشنبه, مهر ۱۹م, ۱۳۸۶


فلسفه GNU (این یکی را که می‌دونید چیه؟ اگه نمی‌دونید به ویکی‌پدیا یه سر بزنید) و OpenSource و نرم‌افزارهای آزاد می‌گوید مشارکت و همفکری بهترین خروجی‌ها را تولید می‌کند. یکی از معروف‌ترین خروجی‌های این تفکر سیستم عامل GNU/LINUX است.
گروه‌های کامپیوتری خیلی دور از ذهن نبودند و از وقتی که کامپیوتر شخصی (شایدم قبلش!) علاقه‌مندان به کامپیوتر توی گروه‌هایی دور هم جمع می‌شدند. با ظهور GNU/Linux گروه‌های طرفدار لینوکس هم پدیدار شدند. با این تفاوت که تا قبل از GNU/Linux فقط کاربر و مشاهده کننده نرم‌افزارها و سیستم‌های تولیدی بودند و الان هر کاربری خودش بخشی از روند توسعه GNU/Linux است و می‌تونه نقش داشته باشه.
کاربران لینوکس، آماتور یا حرفه‌ای گروه‌های غیرانتفاعی تشکیل می‌دهند تا اطلاعات و دانش خود را با یکدیگر مبادله کنند و با کمک یکدیگر فرهنگ استفاده از Linux را ترویج کنند. به این گروه‌ها به طور کلی گروه کاربران لینوکس یا LUG می‌گویند. LUGها اغلب در منطقه جغرافیایی خاصی تشکیل می‌شود اما LUGهای اینترنتی هم وجود دارد. اولین LUG و یکی از بزرگترین آنها گروه کاربران لینوکس سیلیکون‌ولی است. این LUG هر ماه سه برنامه دارد: گردهمایی عمومی، نصب‌واره (Install Fest)، شام هکرها.
و اما کارهایی که در یک لوگ انجام میشه چه چیزهایی هستند؟ در GNU/Linux هیچ چیزی محدود نیست! در گروه کاربران لینوکس هم همینطور! در حقیقت در لوگ‌ها اهداف مختلفی تعریف می‌شوند که اغلب حول و حوش عناوین زیر (اما با توجه به شرایط محیطی) هستند:

خواندن ادامه‌ی این نوشته »

ابر انسان

چهارشنبه, مهر ۱۸م, ۱۳۸۶

نیچه انسان امروزی را مقدمه‌ای می‌دانست برای ظهور ابرانسان. نازی‌ها هیتلر را مظهر ابرانسان دانستند. اما منظور نیچه از ابرانسان چیست؟

چیزی که امروزه شارحان نیچه برآن تأکید دارند این است که ابرانسان در واقع کسی است که توانایی تسلط بر خویشتن را دارد نه اینکه لزوماً به دیگران زور بگوید. از اینجا شاید بتوان گفت ابرانسان نسل جدیدی از نوع بشر است که توانایی برنامه‌ریزی و تنظیم کلیه شؤنات محیطی و وراثتی خود را دارد. البته منظور نیچه فراتر از این است. اما در همین زمینه چند نکته می‌توان گفت:

۱- در همین چند روز اخیر کاملترین نقشه ژنتیک از یک انسان تهیه شد. نقشه‌های قبلی ترکیبی از نقشه‌های ژنی بیش از ۱۷۰ نفر بود. تعداد این کدها حدود شش میلیارد عدد است.

۲- انسان از مرحله کُد خوانی گذشته و توانایی کُد نویسی ژنتیکی پیدا کرده است. اولین سری از باکتری‌ها به این روش ساخته شده و بحث‌های جدی برسر ساخت اولین انسان برنامه‌ریزی شده وجود دارد. به این ترتیب می‌توان شکل و میزان هوش و زمینه اخلاقی و … فرزندانمان را سفارش دهیم.

۳- از پنجاه سال پیش تاکنون سرعت رایانه‌ها ۵۰ میلیون برابر شده و از لحاظ علمی می‌توان سرعت رایانه‌ها را به یک میلیارد برابر کنونی رساند. مشکل یافتن راه حل‌های فنآورانه و اقتصادی است که به سرعت در حال حل شدن است. از نظر عده‌ای از دانشمندان عصر کامپیوتر هنوز آغاز نشده و یا در اول راه است.

۴- می‌توان ماشین‌های هوشمندی ساخت کوچک‌تر از گلوبول قرمز و با یک تزریق آنها را به مغز فرستاد برای برقراری ارتباط بین سیناپس‌ها و نواحی مختلف مغزی تا هم حافظه افزایش یابد و هم هوش و نیز ضایعات مغزی و بدنی را ترمیم نمود.
۵- می‌توان زبان مشترکی بین همه مغزها تعریف کرد مثل HTML که در بین رایانه‌ها تعریف شد و انقلابی به نام اینترنت برپا کرد تا فراتر از فردیت و جامعه توانایی نوعی و نسلی خود را به بالاترین حد ممکن برسانیم.

همه این‌ها در شرف وقوع است و شاید در پایان هزاره سوم از همه تخیلات هم گذشته باشیم. پس بیایید قدمی برای ابرانسان برداریم. شاید بازگشتی جاویدان داشته باشیم. شاید کمتر از پنجاه سال آینده این ابرانسان سر از خاک برآرد.

آن کار دیگر

سه شنبه, مهر ۱۷م, ۱۳۸۶

واعظان کاین جلوه در محراب و منبر می‏کنند — چون به خلوت می‏روند آن کار دیگر می‏کنند.
حتما این شاه بیت حافظ را شنیده و لابد حسن استفاده از آنرا در شرایطی خاص دیده اید .
ریا و دورویی ، صفتی است که در این شعر مورد مزمت قرار گرفته است .
می خواهیم معنی ناپسند ریا را کنار گذاشته (منظور ریاکاری به قصد رسیدن به هدفی خاص ، از روی عمد و به طریق ناجوانمردی است) و معنی را “خودمان نبودن” فرض کنیم .
به دور و بر خود اگر نگاهی بیاندازیم ، افراد بسیاری را می بینیم که خودشان نیستند که غالبا هم قصد ضرر و زیان ندارند . پدر و مادری که همیشه جلوی فرزندشان نقش بازی می کنند و اجازه دوستی فرزند با خود را نمی دهند . همسرانی که هیچ گاه نتوانستند عاشقانه به یکدیگر بگویند “دوستت دارم” . دوستانی که جهت کم نیاوردن جلوی یکدیگر ،‌متحمل هزینه های فراوان مادی و معنوی می شوند . مستمعینی که از روی نادانی ،‌سرشان را روبروی سخنور تکان می دهند و ….
اگر همه سعی کنیم خودمان باشیم ،‌تشخیص سره از ناسره ،‌ چه سهل می شود . نهاد خانواده مستحکم تر ،‌ازدواج ها موفق تر ،‌ دوستی ها پایدارتر ، تعالیم مثمر ثمر تر و شاید دنیا اندکی گلستان شود .

واعظان کاین جلوه در محراب و منبر می‏کنند — چون به خلوت می‏روند آن کار دیگر می‏کنند.
مشکلی دارم ز دانشمند مجلس بازپرس — تو به فرمایان چرا خود توبه کمتر می‏کنند
گوئیا باور نمی‏دارند روز داوری — کاین همه قلب و دغل در کار داور می‏کنند
بنده پیر خراباتم که درویشان او — گنج را از بی‏نیازی خاک بر سر می‏کنند
یارب این نو دولتان را با خر خودشان نشان — کاین همه ناز از غلام ترک و استر می‏کنند
ای گدای خانقه برجه که در دیر مغان — می‏دهند آبی که دلها را توانگر می‏کنند
حسن بی‏پایان او چندان که عاشق می‏کند — زمره دیگر به عشق از غیب سر بر می‏کنند
بر در میخانه‏ء عشق ای ملک تسبیح گوی — کاندر آن جا طینت آدم مخمر می‏کنند
صبحدم از عرش می‏آمد خروشی عقل گفت — قدسیان گوئی که شعر حافظ ازبر می‏کنند

لی‌لی‌پوتی نباشیم

دوشنبه, مهر ۱۶م, ۱۳۸۶

وقتی کشتی گالیور و همراهانش غرق می‌شود، امواج پیکر گالیور را به جزیره لی‌لی‌پوت می‌رساند. لی‌لی‌پوتی‌ها مردمی که قدشان بیشتر از شش بند انگشت نیست، گالیور را به بند کشیده، با خود به پایتخت نزد پادشاهشان می‌برند. گالیور به تدریج با آداب و رسوم، قوانین و زبان اهالی لی‌لی‌پوت آشنا می‌شود. گالیور متوجه می‌شود که مردم این سرزمین سالهاست درگیر یک جنگ داخلی‌اند. دلیل این جنگ یک مساله مهم!!! است: تخم‌مرغ را باید از سر بزرگش شکست یا از سر کوچکش؟!
لی‌لی‌پوتی‌ها سمبل انسان‌های کوته‌فکر و کوته‌بین‌اند. جاناتان سوئیفت، خالق اثر سفرهای گالیله در این رمان هجوآمیز قصد دارد حقارت انسانهایی را به تصویر بکشد که بیهوده می‌جنگند و بی‌هدف زندگی می‌کنند. انسانهایی که جاه‌طلبی و یاوه‌گویی‌هاشان تمامی ندارد. چه بسیارند لی‌لی‌پوتی‌ها.

صد سال تنهایی

یکشنبه, مهر ۱۵م, ۱۳۸۶

“صد سال تنهایی” یا رمانِ رمان ها!! اولین چیزی که توجه من رو به این کتاب جلب کرد، عبارت “برنده نوبل ادبی سال ۱۹۸۲″ بود؛ دلیلش هم تقارن این سال با سال تولد خودم بود! اما چندین سال طول کشید که اجازه پیدا کنم بخونمش!!

خواندن ادامه‌ی این نوشته »

عیادت

شنبه, مهر ۱۴م, ۱۳۸۶

فرض کنید که به یکی بگن از امروز به مدت ۳ هفته نباید از پای چپت استفاده کنی. خیلی مشکله! نه؟
بدتر از اون ، بگن که این مدت باید پات توی گچ باشه! اونم در حالت کاملاً صاف! یعنی زانوت هم نمیتونی خم و راست کنی. تازه با چند کیلو وزن گچ!

همه اینا یه طرف! آدمش هم یکی باشه به اسم سید علی آقای مدرسی! که از صبح تا شب باید در حال فعالیت باشه!
بله! دکتر عزیزمون ، پنج شنبه شب یه تصادف کوچولو داشته و پای چپ مبارکش از مچ تا بالای ران توی گچه!
با بروبچه ها تصمیم گرفتیم ظهر جمعه بریم عیادتش. رفتیم و تصاویرشم پایین میبینید! از بدشانسی ما و خوش شانسی دکتر که ظهر رمضون بود و دوستان ، روزه دار.
ولی یه توصیه دارم:
مراقب خودتون باشید. چون درصورت واجب العیادت شدن! دوستان ، قبیله ای خدمت میرسن! علی شانس آورد که رمضون بود! وگرنه ، بیچاره میشد.
(توضیح: کمتر از نصف دوستان تو عکس دیده میشن!)
البته چون علی نفر اول بود رحم کردیم و ظهر رفتیم! از نفرات بعد حتی اگه ماه رمضون هم باشه بعد افطار خدمت میرسیم!

اینم عکسا:

مهربونی! صفا! صمیمیت!… همینجور داره احساسات و عواطف از این عکس میباره! ضمناً ماژیکی که توی دست من میبینید هیچ ربطی به نقاشی روی گچ پای علی نداره! به شدت تکذیب میکنم!

مهربونی ، صفا ، صمیمیت ، ...

گچش هم سیدی شده! سبز!

هرچیزی رو که روی گچ پای دوستشون نمینویسن! (این ندای وجدان من بود که عکس رو هم سانسور کرده!)

نوشته های روی گچ خصوصیه!

آدمی‌زاده چه حقی دارد؟

پنجشنبه, مهر ۱۲م, ۱۳۸۶

بدون هیچ توضیحی با هم بخوانیم.

متن کامل اعلامیه جهانی حقوق بشر

مقدمه
از آنجا که شناسایی حیثیت ذاتی کلیه اعضای بشری و حقوق یکسان و انتقال ناپذیر آنان اساس آزادی، عدالت و صلح را در جهان تشکیل می‌دهد.

از آنجا که عدم شناسایی و تحقیر حقوق بشر منتهی به اعمال وحشیانه‌ای گردیده است بشریت را که روح به عصیان واداشته و ظهور دنیایی که درآن افراد بشر در بیان عقیده، آزاد و از ترس و فقر، فارغ باشند به عنوان بالاترین آمال بشر اعلام شده است.
خواندن ادامه‌ی این نوشته »