آبان ۱۲

سلام. 

دیدم حالا که بعد دو هفته مطلب مینویسم ، یه چیز بنویسم که اجتماعی تر باشه. 

موسیقی!

به نظر من رشدی که موسیقی ایران در این ده سال اخیر داشته ، بی نظیر بوده. سالهایی نه چندان دور ، حتی تا اوایل دهه هفتاد ، به خاطر جو جامعه ، تولید موسیقی پاپ داخل کشور چندان رواجی نداشت. هرچه بود در زمینه سنتی بود ، که خوب ، موسیقی سنتی حال و هوای خاصی داره و شنیدنش هم حال و هوای خاصی رو می طلبه. گرچه خودم یکی از طرفدارای موسیقی سنتی هستم (خصوصاً صدای استاد و استادزاده ، همایون خان منظورمه! با آقازاده ها قاطی نکنید لطفاً!) ، فرض کنید توی ماشین نشستید و قراره یه مسافت ۷-۶ ساعته رو تو همین فضا طی کنید. قبول کنید که نمیشه توی این فضا ، موسیقی سنتی گوش کرد. فوقش یه ساعتش! بیشتر از اون ، خسته کننده میشه. الان صدای سنتی ها در میاد! بابا خودم طرفدار سنتی هستم! بی خیال!!! 

از طرفی ، شور و حال نوجوانی و جوانی ، با یکنواختی موسیقی سنتی چندان جور نیست. اینه که بین جوونا موسیقی پاپ یا به صورت کلی تر ، موسیقی با ریتم تند ، بیشتر رواج داره. 

توی اون شرایط که موسیقی داخلی ، یکسره سنتی بود ، تنها منبعی که برای موسیقی پاپ می موند ، خارج از کشور بود. همون نوع موسیقی درپیت مزخرف که بعدها موسوم شد به موسیقی لس آنجلسی! 

و به خاطر امکانات اون روزا ، که هنوز سی دی نبود و موسیقی به صورت آنالوگ روی کاست ذخیره می شد ، تکثیر متوالی از روی یه کاست به کاست بعدی ، باعث میشد که همین موسیقی درپیت ، با کلی نویز و کیفیت پایین توی جامعه پخش بشه. 

یادمه حدودای سال ۷۲ بود که سی دی اصل (Master) یا به قول فروشنده ها ، اوریجینال (بخونید اور، ژینال!) بالای ده هزار تومن قیمت داشت! ده هزار تومن اون موقع حدوداً ۵۰ دلار بود! 

حدودای سال ۷۵ یا ۷۶ ، موسیقی پاپ در داخل کشور ، کم کم شروع به رشد کرد. به خاطر همون داستان کیفیت بد موسیقی وارداتی (از شعر و آهنگ بگیرید تا تکثیر)، همین کاست های محدود پاپ داخلی با استقبال بی نظیری مواجه شد. تا جایی که بعضی سنتی خوان ها هم یه امتحانی کردن ببینن چی میشه! (دور از جون استاد) 

و الحق که بعضی از این آلبوم ها واقعاً ارزشمند بود. آثار کسایی مثل سعید شهروز ، مسعود خادم ، رضا صادقی ، شادمهر عقیلی که متأسفانه بعدها خودشو به طرز فجیعی تخریب کرد ، و حتی محمد اصفهانی که در واقع شعرهای سنتی رو به سبک پاپ اجرا کرد و نوآوری جالبی ارائه داد. آهنگ سازهای قابلی هم پیدا شدن ، فؤاد حجازی ، مجید اخشابی ، بهنام ابطحی ، و حتی شادمهر عقیلی … 

و خوشبختانه این روند همچنان ادامه پیدا کرده ، به طوریکه موسیقی لوس آنجلسی دیگه تقریباً داخل کشور طرفدار نداره. حتی جالب تر این که الان خارج از کشور هم طرفدارای آلبوم های داخلی کم نیستن. یکی از اقوام ما توی آمریکا زندگی میکنه. گاهی که ایران میاد ، یکی از سفارشهایی که پسرش هر بار میده ، آلبوم های جدید از خواننده های داخلیه. جالبیش اینه که ایشون توی لوس آنجلس زندگی میکنه ، توی Beverly Hills !!! 

و الحق که بعضی از این جوونای هنرمند ، نابغه هستن. آلبوم جدید احسان خواجه امیری رو شنیدید؟ فقط شعراشو خودش نگفته! آهنگ ساز ، تنظیم کننده ، صدابرداری ، میکس و حتی نوازنده کیبورد خودشه.

و واقعاً آلبوم جذاب و پرباری ارائه داده. 

البته باید نقش شاعر رو هم به شکل ویژه ای در نظر گرفت. افرادی مثل دکتر افشین یداللهی و اهورا ایمان ، که تقریباً منحصر به فرد هستن. احسان خواجه امیری مدتیه که منحصراً با این دوتا شاعر همکاری داره. 

الان یادم اومد که ، یادی و فاتحه ای برای مرحوم قیصر امین پور. به یاد شعرای قشنگش… 

و در مقابل این پیشرفت ، متأسفانه یه سری بچه سوسول سخیف العقل پیدا شدن به اسم رپر (Rapper) که خودشون هم نمیفهمن چی میخونن و چی میخوان! واقعاً دارن فاجعه تولید میکنن. یکی دوتا ویدئوکلیپ روی لپ تاپ یکی از دوستان دیدم که چندتا جوون با تیپ خیلی رپ! دارن یه چیزایی فارسی بلغور میکنن. حرکتای دستشون واقعاً تهوع آور بود. قیافه هاشون عجیب و ظاهرشون واقعاً کثیف. خب ، میخوان اینجوری باشن و اینجوری بخونن. ولی تعجب من از این بود که این کلیپ ها از یه کانال ایرانی ضبط شده بود! کانالی که توسط کشور خودمون توی یه کشور اروپایی اداره میشه و به اسم “موسیقی ایران” (IM) پخش میشه. واقعاً جای تأسف داره… 

توی این یکی دو سال هنرمندای بی نظیری رو از دست دادیم: بابک بیات ، پرویز یاحقی ، مرحوم آغاسی که شعراش واقعاً بی نظیر بود ، مخصوصاً وقتی خودش شعراشو میخوند با اون دریای احساسش ، (با اون آغاسی خواننده اشتباه نشه! از اون یکی متنفر بودم) ، و این آخری هم قیصر امین پور… 

زیادی نوشتم. بذارید به پای دو هفته ننوشتن ، و اینکه یه حزنی باعث نوشتن اینا شد. 

تا دو هفته دیگه، 

خدانگهدار و به امید دیدار. 

 

نوشته ای از مهدی امیرحیدری

۶ دیدگاه برای “ جنجال موسیقیایی!”

  1. احمد سمیعی می گوید:

    باید بگم چون مطمئنم که می دونی چقدر برات احترام قائلم ، می خوام یه نقدی به نوشتت بنویسم .
    اول اینکه ذایقه موسیقیایی من و تو تقریبا مثل هم هست پس در اصول هیچ بحثی نیست . اما معتقدم در مورد هنر و هنرمند نمیشه به راحتی از الفاظی مثل “موسیقی درپیت مزخرف موسیقی لس آنجلسی” یا ” یه سری بچه سوسول سخیف العقل ” یا ” با اون آغاسی خواننده اشتباه نشه! از اون یکی متنفر بودم ” استفاده کرد . اتفاقا در مورد این آخری باید بگم هر چند ایشان از سواد موسیقی کلاسیک کم بهره بود ، اما خلوص نیت و صداقت وی باعث شادی دل عامه مردم می شد (به هر حال درصد کمی از مردم موسیقی جدی را می فهمند و بقیه مردم هم حقی دارند) . من ترانه های سنگتراش و لب کارون اونو اشکها و لبخندهای نسلهای ایرانی می نامم . می دونستی بعد از یک زلزله خیلی مخرب این مرحوم آغاسی و مرحوم سوسن بودند که به دلیل پایگاه اجتماعی خود ، میلیونها تومان کمک مردمی جمع کردند ، کاری که قبل از این صرفا از مرحوم تختی و مرحوم دلکش بر می آمد .
    یک قسمت هم گفتی که ” موسیقی لوس آنجلسی دیگه تقریباً داخل کشور طرفدار نداره ” من فکر نمی کنم خیلی این ادعا مستند باشه . هرچند خیلی کمرنگتر شده و اون هم به دلیل کم کاری هنرمندانی مثل معین و ستار و شکیلا و فوت چند نفر دیگه هست! اما من فکر می کنم اگه در دهه ۶۰ ، همین موسیقی لوس آنجلسی هم نبود ، دیگه گوش مردم به جز مارش نظامی چیز دیگه ای نمی شنید . فکرشو بکن اگه شهرام و مرتضی و لیلا و دیگران نبودند جشنهای عروسی و تولد چه جوری برگزار می شد . شاید هم همون موسیقی باعث تبلور موسیقی پاپ داخلی در دهه هفتاد در ایران شد .
    نکته دیگه اینکه گفتی بعضی سنتی خونها اومدن پاپ رو امتحان کنند رو بیا اینجور نبینیم . مثلا آقای افتخاری (که افتخار داشتم راجع به همین موضوع حضوری باهاش صحبت کنم ) می گفت اگه من و سایر سنتی ها تغییری در روشمون ندیم ، با این موج موسیقی جوون پسند غربی ، محکوم به فنا هستیم دیر یا زود .
    و اما این موسیقی زیر زمینی رپرها نقطه اشتراک کامل من و تو هست . والله نمی دونم به کجا داری میریم. ای کاش دیگه اینقدر حرف زشت تو شعر هاشون نمی زدند ، شنیدنش جلوی بچه ها شرم آوره.
    به هر حال از طرح چنین موضوع مهم و چالشی در لوتوس ازت متشکرم

    پاسخ

  2. صادق نقاش‌زاده یزدی می گوید:

    الف. دکترجان بیش از اینکه با نظرت موافق باشم با نظر احمد موافقم و البته با دلایل نه چندان مشابه با دلایل احمد. شاید بیشتر شبیه به دلایلی که در نظر پست «شعر نو» گفته شد. این خود مرکز پنداری که من هم شدید دچارش هستم چیز  جالبی نیست و اغلب منجر به نتیجه‌گیری اشتباه می‌شود.
    ب. دکتر جان کاش پست قبلی را با دقت می‌خوندی و عمل می‌کردی! کاما به کلمه قبلی می‌چسبد! بین حروف یک کلمه نباید از فاصله استفاده کرد، تنوین هم در فارسی نداریم!
    ج. احمد عزیز، شما هم همون قسمت ب به اضافه اینکه در فارسی از علامت‌های “Word” یا ‘Word’ استفاده نمی‌کنیم! به جای اون باید از «گیومه» استفاده کرد!

    پاسخ

  3. سعید رکوعی می گوید:

    ما که آب از سرمون گذشته پس غلطویی بخوریم :
    جناب دکتر !
    پس از عرض ارادت و طول مودت
    احتراما بنده هم با نظریات جناب احمد خان و حاج صادق موافقم . به اضافه یک چیزهای دیگر . البته یکی دیگر هم هست که ننوشته و تندتر عقیده دارد .
    آنچه رخ داده رشد ارتباطات است و نه منحصرا رشد موسیقی داخلی .
    واژه های مطلق نیز چندان مناسب واکاوی کیفیات و بخصوص با اشل فردی نیستند .
    ارادتمند

    پاسخ

  4. مینو رحمتی می گوید:

    سلام من از طریق خانم محق با جمع شما آشنا شدم و چند وقت یک بار نوشته های دوستان رو می خونم البته اگر اجازه باشه.
    من از همگی شما احتمالا کوچکتر هستم ولی شیفته شاهکارهای موسیقی سنتی ایران . این اواخر با شخصی آشنا شدم به نام سالار عقیلی.
    صدایی فوق العاده و دلنشین داره که به طور حتم شنونده میخکوب می شه. جالبه که چند روز پیش یکی از شبکه های لوس آنجلسی نشونش داد یعنی
    در واقع گویا دعوت شده بود که به همراه گروه دستان برنامه اجرا ببکنه.زمستان گذشته من اولین بار صدای سالار عقیلی رو تو تالار کشور شنیدم با اولین سرود ملی ایران. من فکر می کنم با اومدن سالار عقیلی و پسر جناب آقای شجریان و آقای خواجه امیری دلواپسی مون از جای خالی موسیقی خوب تو ایران تمامه.

    پاسخ

  5. مهدی امیرحیدری می گوید:

    سلام.
    ممنون از نظرات شما دوستان عزیزم.
    دقیقا مساله اینجاس که من نظر خودمو گفتم، نه اینکه بخوام چیزی رو به بقیه تحمیل کنم.
    خداییش شما به این رپرها با اون شعرای مزخرفشون نمی‌گید سخیف‌العقل؟
    و اینکه توی دهه ۶۰ از موسیقی لس‌انجلسی استقبال میشد، دلیلی بر اینه که موسیقی ارزشمندی بوده؟ به نظر من، در نبود موسیقی خوب، اون موسیقی نمود داشته.
    سری به موسیقی وارداتی دهه ۶۰ و اوایل ۷۰ بزنید. و مقایسه ای با موسیقی داخلی امروز. من رغبت نمیکنم لحظه‌ای به اونا گوش بدم.
    اگه هنر، هنر باشه که هیچوقت قدیمی نمی‌شه. پنجاه سال پیش هم موسیقی با ریتم تند بوده، مقایسه کنید با اون موسیقی لس‌آنجلسی.
    احمد جان، صدالبته قبول دارم که مابین اون نوع موسیقی، کارای ارزشمندی هم بوده و هست. نمونه‌ش همون آرمان که با هم گوش دادیم. یادت هست؟
    و قبول دارم که تقابل و ارتباط، در پیشرفت موسیقی داخلی مؤثر بوده. شکی نیست، ولی خوشحالم که روبه زوال نرفته.
    و درمورد آقای افتخاری، قبول ندارید که یه مقدار قضیه رو لوث کرده؟

    و تشکر ویژه از صادق خان. کیبورد من درست شد! دیگه shift+space رو دارم! درمورد کاما و تنوین هم به روی چشم!
    سعیدخان. ممنون از توصیه‌ت. سعی میکنم با اشل فردی نسنجم. ولی نظر شخصی که نمیشه با اشل فردی نباشه. ارتباطات رو هم قبول دارم، ولی شعرای داخلی هم ربطی به اون خارجی‌ها داره؟ یکی دوتا از این ترانه های وارداتی رو گوش کنید! راستی اون یکی دوست با نظر تندتر کیه؟ ;-)
    درکل، ممنونم. پاینده باشید.

    پاسخ

  6. مهسا محق می گوید:

    ممنون مینو جان که به ما سر میزنی، لوتوس متعلق به تمام کسایی که اونو میخونن.

    پاسخ

نوشتن دیدگاه

Get Adobe Flash playerPlugin by wpburn.com wordpress themes