کاربلد
همه شغلی دارند و کاری انجام میدهند. بعضیها کار را درست انجام میدهند، بعضیها ناقص و بعضیها هم بد. متاسفانه به هر دلیل کسانی که کار را درست انجام میدهند در اقلیتاند اما چرا؟
در بسیاری از کارها باید دانش و مهارت داشت. هم بدانی چه باید کرد هم بتوان کار را انجام داد. ماها یاد نگرفتیم که لازم نیست هر کاری بلد باشیم و انجام دهیم بلکه باید همهی کاری را بلد باشیم. از قدیم گفتهاند که همه کاره هیچ کاره است.
با خودتان فکر کنید و به این پرسشها جواب دهید:
شما چندتا نظافتچی کار بلد سراغ دارید؟
چند تا منشی کاربلد؟
چندتا برنامهنویس کاربلد؟
چندتا پزشک کاربلد؟
چند تا مدیر کاربلد؟
چند تا حسابدار کاربلد؟
چند تا استاد کار بلد؟
چند تا معلم کار بلد؟
چندتا مهندس حسابی؟
میبینید؟ آدمهای خیلی کمی در هر زمینهای پیدا میکنید که بتوانید از انجام کار توسط آنها مطمئن شوید و این وحشتناک است.
این فقط مربوط به شخص نمیشه. فاجعه بزرگ اونجاست که شرکتهایی هستد که نمیتوانند کار را درست انجام دهند و انجام کار ناقص جزو عادات و رویههای کاری اونها شده است. و این شرکتها کم نیستند. شاید بهتر باشه بگیم سازمانها و شرکتهایی که میدانند و میتوانند کار خودشون را درست انجام بدهند نادرند.
سالها قبل در کار برنامهنویسی صفحات وب بودم. در شرکتی تیمی برای این منظور تشکیل شد و کارها آغاز. در ابتدا کار نابلد بودیم و کارها با ماستمالی تحویل داده میشد اما چون به ماستمالی عادت نداشتیم خواندیم و خواندیم و تست کردیم و امتحان کردیم تا نتیجه به حداقل قابل قبول رسید (و کار سادهای نبود، باید از زمان و سرمایه هزینه میکردی برای بازاری که جنس تقلبی اما خوشنما را میپسندد) در این زمان بود که رتبه سایتهایی که در شرکت ما طراحی میشد در کمتر از یک ماه از صفر به ۳ میرسید. اگر سایت حاوی مطب هم بود به زودی رتبه ۴ را هم مشاهده میکردی و اگر مطالب خوب، رتبه سایت از ۴ هم میگذشت. (منظورم از رتبه سایت Rank است که غول جستجوی اینترنت، Google با بررسی کل اینترنت به سایت شما میدهد)
گذشت آن زمان و حالا بعد از اینکه از کار حرفهای طراحی سایت سالهاست که دورم میبینم شرکتهایی با کبکبه و دبدبه اما تهی از حداقل دانش و توانایی فنی و خروجیهایی که مناسب بازار ارزان پسند ماست. و دردی است بزرگ وقتی سایتی را که مانند فرزند خود مراقبت کردهای و پله پله شاهد ترقیاش بودهای به خیال خام بهتر شدن به دست شرکتی میسپاریش که توانمندش میدانستی. در کمتر از یک ماه بازدیدکنندگان سایت به مرز صفر نزدیک میشود، از رتبهات در گوگل کاسته و بسیاری از صفحات سایت از روی گوگل حذف.
ما عادت نکردهایم به کار حرفهای. عادت نکردهایم که پول خوب بگیریم و کار خوب انجام دهیم. به پول اندک و کار اندکتر راضی هستیم.
سعی کنیم آدمهای بهتری باشیم در این دنیای ناساز. شاید روزی ساز کوک شود! شاید!
آبان ۱۸م, ۱۳۸۶ در ۱۲:۳۷ ب.ظ
به یک حقیقت تلخ اشاره کردین که حتی خود ما هم دچارش هستیم …
جای تامل داره!
ممنون از مطلب خوبتون
موفق و سربلند باشید
آبان ۱۸م, ۱۳۸۶ در ۵:۲۹ ب.ظ
صادق جان!
برادر مجاهد!
کپی پیست نکن،
حتی از سایت خودت
حالا ما یه چیزی گفتم، تو چقه تشنه ثوابی؟!
آبان ۱۹م, ۱۳۸۶ در ۱۱:۱۱ ق.ظ
چشم برادر ارزشی. انشالله خدا توفیق بده، ابالفضل بذاره به دیده منت.
آبان ۲۰م, ۱۳۸۶ در ۱۱:۱۹ ب.ظ
بارزترین نمونهای که توی ذهن من اومد، سایت سمپاد هست.
دست کی سپردی سایت رو؟
سایتی که هرروز سرمیزدم و الان کلی وقته که موقع بازشدن آدمو کلافه میکنه.