دموکراسی ترکیبی از کلمه دمو به معنی مردم و کراسیا به معنای حکومت است. بنابراین دموکراسی را میتوان به نوعی حکومت مردم بر مردم دانست. دموکراسی را به مردمسالاری هم ترجمه کردهاند. به نظر من به کارگیری کلمه مردم در ترجمه دمو و ترجمه دموکراسی به معنای مردمسالاری خالی از اشکال نیست. چرا که دموکراسی در یونان باستان در پولیس اتفاق میافتاده است و مردم کسانی بودهاند که سیویل یا شهروند بودهاند. در حالی که ما از کلمه مردم بیشتر تودهها را مد نظر داریم. شهروند نسبت به مسائل پولیس یا شهر حساس است و برای هر مسألهای در آگورا یا میدان شهر جمع میشد تا در فرایند تصمیمگیری شهر شرکت کند. در آن زمان انسان را حیوانی سیاسی میدانستند. معنای این امر آن است که اگر فردی سیاسی نبود از انسانیت ساقط بود. همین مسأله را اصل قرار میدادند تا بردگان را که غیر سیاسی بودند را به عنوان موجوداتی پست و حیوان درنظر بگیرند تا هرنوع بهرهکشی از آنها جایز باشد.
به هر حال دموکراسی مستقیم آتنی در دنیای متجدد معنای جدیدی یافت و به دموکراسی غیر مستقیم از طریق انتخابات تبدیل شد. مبنای آن نیز قرارداد اجتماعی، جامعه مدنی یا همان سیویل یونانی و یا به عبارتی جامعه شهروندی و آگاه، قانون، حاکمیت اکثریت و به رسمیت شناختن حقوق اقلیت درنظر گرفته شد. سپس در گام بعدی مناسبات جهانی به گونهای در عصر جهانیشدن تعریف شد که با قدرت غالب که در دست دموکراسیهای روی زمین بود هماهنگ باشد. بدین ترتیب شاهان و خدایان روی زمین عنوان دیکتاتور و مستبد گرفتند و یکی پس از دیگری سرنگون و محو شدند. اما در کل چیزی از قدرتهای جهانی کم نشد بلکه افزون گشت.
حال ما در یک لبه گاز انبری فشار جهانی یا غربی دموکراتیک از یک طرف و از طرف دیگر فرهنگ و حاکمیت داخلی غیر دموکراتیک به معنای غربی آن گیر افتادهایم و در حال له شدن هستیم. بیشتر بهانهها هم بر سر پوستین ملاست. راه برونرفت از این وضعیت اصلاً ساده و راحت به نظر نمیرسد. به قضاوت یک طرفه هم نمیتوان نشست. تاریخ خود و تاریخ تجدد را باید بهتر شناخت و اگر چارهای جز دموکراسی نیست باید فرایند دموکراتیک شدن را اول در خود پیاده کنیم و این یعنی عوض کردن خیلی چیزهای خودآگاه و حتی تمرین برای رسیدن به خودآگاهی بیشتر برای عوض کردن ناخودآگاه. اگر دموکراسی را میخواهیم دیگر نمیتوانیم بگوییم سیاسی نیستیم چرا که دیگر معنای انسانیت در این چارچوب برای ما صدق نخواهد کرد. اگر بگوییم دموکراتیک هستیم نمیتوانیم وقتی قدرت گرفتیم حقوق اقلیت را نادیده بگیریم و همواره فراموش نکنیم ناموس در دموکراسی قانون است. پس اگر قانونی وضع کردیم جز با مکانیسم دموکراتیک که قانون ایجاد شده است به هیچ طریق دیگری نمیتوانیم آن را تغییر دهیم و باید تا آن زمان هرچند برخلاف میل ما باشد به آن گردن نهیم. فراموش نکنیم در یک جامعه مدنی همه افراد عضو یک حزب و یک یا چند گروه اجتماعی هستند.
راهی ساده در پیش نیست. در این وضعیت اولین قدم به نظر آگاهی و دانایی از وضعیت است و سپس اندیشیدن برای فرارفت و رسیدن به وضعیتی بهتر. پس بین شعار و حرف تا عمل فاصله بسیار است.
چهارشنبه ۳۰ آبان, ۱۳۸۶ در ساعت ۱۰:۴۵ ق.ظ
دیروز اولین باران پاییزی بارید. خیلی با شکوه بود. امیدوارم ادامه داشته باشه پیشنهاد می کنم دوستان در کنار کارشون از پاییز غافل نشن
شرمنده نظرم اصلا به دموکراسی ربطی نداشت ولی نسبت به این بارونی که اومد هیجان زده بودم
پاسخ
شنبه ۳ آذر, ۱۳۸۶ در ساعت ۸:۴۳ ق.ظ
توی همه نظامها قانون ناموس است. از نظامهای مستبد گرفته تا نظامهای دموکراتیک. مهمتر از اون نحوه وضع قوانین است.
پاسخ
شنبه ۳ آذر, ۱۳۸۶ در ساعت ۹:۴۷ ق.ظ
به نظر من مهمتر از نحوه وضع قانون تعهد درونی به اجرای قانون (یا به قول علی ناموس بودن قانون) است.
یه مشکلی که داریم اینه که ما یه پامون روی تجدد است و یه پای ما روی سنت و فاصله این دو رو به ازدیاد …. باید تکلیف خود را مشخص کنیم
پاسخ
شنبه ۳ آذر, ۱۳۸۶ در ساعت ۶:۱۲ ب.ظ
با تشکر از نظرتون: قانون امری سکولار یا دنیوی است و مبتنی بر قرارداد اجتماعی یا به عبارتی توافق جمعی براساس عقل انسانی اما شریعت دستوری الهی است و تمرکزگرا که دیگران باید خود را با آن وفق دهند نه اینکه برطبق شرایط آن را با خود منطبق کنند. درهرصورت این انطباق صورت میگیرد اما قانون سکولار در هنگام تغییرات پیشرو خواهد بود و قوانین تمرکزگرا با مقاومت و سرسختی عوض میشوند.
قانون سکولار برای ما هیچگاه نوموس نبوده اما در یونان سقراط به علت اینکه اکثریت هیأت منصفه به این نتیجه رسیدند که وجودش مضر است و باید بمیرد جام شوکران را داوطلبانه سرکشید و شهید راه قانون شد با اینکه شرایط فرارش آماده بود.
البته احترام به قانون به معنای نفی شریعت نیست بلکه به دلیل اینکه اجتماع را با ماهیتی جمعی میتوان به سامان رساند در اجتماع قانون لازم است و در حیطه خصوصی میتوان شریعت خاص خود را داشت.
پاسخ