دی ۰۶

مدتها است که از اولین پاتوق سمپاد می‌گذره. پاتوق‌هایی که با حضور سه چهار نفر تشکیل شده تا پاتوق‌های بیش از ۵۰ نفر. هر کدام طعمی و مزه‌ای داشتند. وقتی هنوز افراد تازه در پاتوق می‌بینم، امید در دلم زنده می‌شود که هنوز سمپاد و سمپادی زنده است.
اما به نظرم چند چیز توی این پاتوق‌ها مشکل داره:

اولیش محلشه! یه نظرم پاتوق باید یه جور جایی باشه که هر کسی جداگانه و به راحتی دسترسی به سفارش داشته باشه. کسی خواست پول بده یه لیوان نوشیدنی، خوردنی … بگیره. مثلا هر کسی یه کارت داشته باشه بیاد لب پیشخون و به متصدی بگه فلان قهوه را بده، تو کارتش ثبت بشه (یا از کارتش کم بشه) و ظرف ۳۰ ثانیه همه این کارها انجام شده باشه و قهوه برسه به دست طرف. این پذیرایی سنتی با سرعت انجام سفارش‌ها منو حیرون می‌کنه که چطور ممکنه اینقدر آهسته کار کرد!
کافی‌شاپ این محل باید پر و پیمون باشه اساسی. از انواع نوشیدنی سرد و گرم گرفته تا انواع اسنک و شکلات و .. از انواع نوشیدنی توی پذیرایی سنتی چند نوع چایی (اونم از نوع کیسه‌ای) می‌تونی سفارش بدی اوج کنه یه نسکافه، قهوه فوری!
باید چند تا میز بزرگ باشه که بشه گروهی دورش نشست و البته چند تا میز ۳، ۴ نفره باشه که اگه کسی خواست صحبت جدی بکنه راحت باشه.
یه بار بزرگ برای اینکه آدم‌ها بشینند و بخورند و با هم گپ بزنند. که توی یزد من هنوز ندیدم جایی بار آدم‌وار داشته باشه (البته شنیدم خان دو حد یه چیزی داره!)
گارسون توی محل در دسترس باشه و با یه اشاره بیاد سفارش بگیره و بیاره. توی پذیرایی سنتی تو اینطرف حیاط توی تالار نشستی، برای سفارش باید تا اونطرف حیاط باید بری، نیومندند یه زنگی، چیزی بزارن برای خبر کردن گارسون!
و البته باید به اندازه کافی محلش گرم (در زمستان یا خنک در تابستان) و راحت باشه.

بقیه‌اش به عهده شما! (اگه من هم وقت کردم اضافه می‌کنم)

نوشته ای از صادق نقاش‌زاده یزدی

۱۵ دیدگاه برای “ پاتوق، سنت حسنه سمپاد”

  1. محمدرضا می گوید:

    اونقدر گشنگی می‌خوری که سیر میشی!

    پاسخ

  2. منیره می گوید:

    من عکس میخوام.
    دوربین دیشب مال کی بود؟؟؟ اگه مشکلی نداره عکسها رو ازش بگیرین و برسونین دستم
    (دیشب دوربینم قاطی زده بود و بد روی اعصاب بود منم هیچ عکسی نگرفتم. اون چند تایی هم که گرفتم پاک کردم)

    پاسخ

  3. منیره می گوید:

    راستی زیادم سخت نگیرین. ما میریم که دور هم جمع بشیم.
    ولی در کل اگه سفارش ها رو زودتر بیارن خیلی خیلی بهتره.
    و البته ایده میز و صندلی و بار هم عالیه.

    پاسخ

  4. حجت دانشجو می گوید:

    خوب کم کم بگت که…….
    اینا بد نیست که میگی خان ولی فکر نمکنی خیلی هم نباسی طوری بشه که پراکنده بشه
    من با بدی سرویس دهی اینجا موافقم و این اساسی ترین مشکلشه ولی با دور هم نشینیش نه

    ولی یه نکته دیه اینکه نسبتا محلش از نظر موقعیت خوبه وسط شهره اگر جایی دیه هم بنه شد برم باسی همینرویی باشه

    پاسخ

  5. مهسا محق می گوید:

    سلام
    به نظرم یه فتوبلاگ واسه سمپاد درست کنیم که گزارش تصویری همه event های مهم توش باشه!

    پاسخ

  6. monire می گوید:

    منم آپیدم : http://saatha.blogfa.com/post-338.aspx

    پاسخ

  7. سلاله می گوید:

    به نظرم می تونیم سمپادیها یه محلی درست کنیم برا سرویس دهی
    البته می تونه عمومی باشه و همه استفاده کنند.
    و اینطور سرویسها رو که انتظار دارین هم بده.
    هم درآمد داره هم یه محل دائمی برا خودمون داریم.

    پاسخ

  8. صادق نقاش‌زاده یزدی می گوید:

    من با نظر سلاله موافقم فقط مشکلی که هست اینه که باید یه جایی پیدا بشه، یه سرمایه‌ای گذاشته بشه، آدم‌های وارد پیدا بشوند و کار را به سامان کنند.
    شاید در شروع بتونیم به صورت مشترک با یه کافه درست حسابی صحبت کرد و مثلا جا از ما کار از اون تا بعد که کامل خودکفا بتونیم بشیم

    پاسخ

  9. حجت دانشجو می گوید:

    به نظر شما مشه همچین کاری رو به این آسونیا که مگت انجام داد؟
    نکنه شما طرحی دارت؟

    پاسخ

  10. صادق نقاش‌زاده یزدی می گوید:

    نکته‌ای است و اون اینکه اجرایی کردن خیلی از ایده‌ها ساده نیست اما جهت گرفتن، فکرکردن روش و … خیلی مهمه. فکرکردن به خصوص به صورت دسته‌جمعی می‌تونه ایده‌های خام اولیه را اصلاح کنه و آماده کنه برای اجرایی شدن. از طرف دیگه فکرکردن می‌تونه باعث بشه که آماده بشیم برای اجرایی کردن ایده‌ها و بعد یکی باید همت کنه و جرقه شروع را بزنه تا عملی کردن ایده شروع بشه.
    اگه فکر (منظور من از فکر صرف فکر کردن اونم به صورت تکی نیست، بلکه فکرکردن، بحث‌کردن در موردش و شنیدن تجربه‌های دیگران در موارد مشابه است) شده باشه و زمان مناسب برای شروع کار انتخاب بشه احتمال عملی شدن ایده در زمان بهینه ممکن می‌شه.

    پاسخ

  11. mahboobe می گوید:

    جالب بود …
    غیر از یکیش ،بقیه همش در مورد خوردن بود !!!

    پاسخ

  12. هادی سروش می گوید:

    من با این حرفای بالا نسبتا موافقم ولی مشکل اصلی پاتوق چیز دیگس. مشکل اینه که واسه یکی که بار اولشه میاد پاتوق په جذابیتی هست که بار دوم هم بکشدش اونجا ؟ پاتوق الان محل دیدار دوستانی شده که از اوایل بودند و مسر صحبتشون از قبل معلومه واسه خودشون ولی واسه یه تازه وارد گیج کننده و انحصاری به نظر میاد.

    پاسخ

  13. صادق نقاش‌زاده یزدی می گوید:

    ۱. هادی پیشنهادت چیه؟ چه می‌شه کرد؟
    ۲. الان یه سری از دوستان از آخرین سری دانش‌آموختگان مدرسه میان، اونا چطور شده که موندگار شدند و به نظر میرسه داره تعدادشون زیاد هم میشه؟ واسه اونا چه اتفاقی افتاده که اینطور شده؟

    پاسخ

  14. حجت دانشجو می گوید:

    به نظر من هرکه لااقل یکی هم صحبت پیدا کنه میاد و همصحبت پیدا کردن هنر شخصیه به جمع خیلی ربطی نداره.
    خلاصه اینکه این است که هست هرکه مخواد بیاد هرکه نمخواد نیاد.
    پاتوق به این صورت باشه بهتره!!!!!

    پاسخ

  15. منیره می گوید:

    خروجی های جدید فعلا داغند! میخوان همو ببینن و پاتوق رو جای مناسبی میدونن. دو روز دیگه که سرشون شلوغ شد و به زور به هم تلفن کردن اون وقته که پاتوق رفتن رو کار بیهوده ای میدونن.
    میگین نه. نگاه کنین.
    اگه راست میگین تا سال دیگه همین وقت تعداد خروجی های ۸۶ (و نه ۸۷) ای که میان پاتوق رو به همین میزان نگه دارین.

    پاسخ

نوشتن دیدگاه

Get Adobe Flash playerPlugin by wpburn.com wordpress themes