یک پیشنهاد
سلام.
اوایل کار لوتوس، وقتی مطالب کاربردی مینوشتم، معمولاْ مورد استقبال خوانندههای عزیز قرارمیگرفت. اما اخیراْ احساس میکنم که چندان طرفدار نداره.
این موضوع باعث شد که یه پیشنهاد به ذهنم برسه :
من شنبهها (البته یک هفته درمیان) مینویسم و همونطور که میدونید بیشترین تمرکز من روی موضوعهای پزشکی و بهداشتی هست. پیشنهاد من اینه که از نوبت بعدی، انتخاب مطلب رو به عهده خوانندگان بذارم تا بتونم چیزی بنویسم که مورداستفاده شما باشه.
بنابراین، اگه دوست دارید بنویسم، لطفاْ موضوع موردنظرتون رو بهصورت کامنت زیر همین پست بنویسید، البته موضوع خیلی تخصصی نباشه که بهدرد همه دوستان بخوره.
امیدوارم همیشه سالم و شاد و پیروز باشید.
برای حسن ختام این پست، یه شعر قشنگ از استاد معینیکرمانشاهی براتون مینویسم:
عجب صبری خدا دارد!
عجب صبری خدا دارد،
اگر من جای او بودم،
همان یک لحظه اول، که اول ظلم را میدیدم از مخلوق بیوجدان،
جهان را با همه زیبایی و زشتی، به روی یکدگر ویرانه میکردم.
اگر من جای او بودم،
که در همسایه صدها گرسنه، چند بزمی گرم عیش و نوش میدیدم،
نخستین نعره مستانه را خاموش آندم، بر لب پیمانه میکردم.
اگر من جای او بودم،
که میدیدم یکی عریان و لرزان، دیگری پوشیده از صد جامه رنگین،
زمین و آسمان را، واژگون مستانه میکردم.
اگر من جای او بودم،
برای خاطر تنها یکی مجنون صحراگرد بیسامان،
هزاران لیلی نازآفرین را، کو به کو آواره و دیوانه میکردم.
اگر من جای او بودم،
به گرد شمع سوزان دل عشاق سرگردان،
سراپای وجود بیوفا معشوق را، پروانه میکردم.
اگر من جای او بودم،
به عرش کبریایی، با همه صبر خدایی،
تا که میدیدم عزیز نابجایی، ناز بر یک ناروا گردیده خواری میفروشد،
گردش این چرخ را، وارونه بی صبرانه میکردم.
اگر من جای او بودم،
که میدیدم مشوش عارف و عامی،
ز برق فتنه این علم عالم سوز مردم کش،
بجز اندیشه عشق و وفا،
معدوم هر فکری در این دنیای پرافسانه میکردم.
اگر من جای او بودم …
چرا من جای او باشم؟!
همین بهتر، که او خود جای خود بنشسته و
تاب تماشای تمام زشتکاریهای این مخلوق را دارد.
عجب صبری خدا دارد!
دی ۱۵م, ۱۳۸۶ در ۱۲:۳۱ ق.ظ
ما که همه نوعه مطالبتون رو دوست داریم
پ.ن. شعر نو ؟؟!!
عجب صبری خدا دارد!!
[پاسخ]
دی ۱۵م, ۱۳۸۶ در ۱:۵۶ ق.ظ
اگر من جای او بودم
شبی ازشبها به تنهاییت
در این دنیای سرد نا مردم سرا
رها از فکر خود و دربدر پندار میکردم
دکتر جان در مورد جراحی پلاستیک هم بنویسین(با این قیافه هایی که خوانندگان بعد از خوندن مطالب من پیدا میکنن پادزهر خوبیه)
[پاسخ]
دی ۱۵م, ۱۳۸۶ در ۸:۱۳ ق.ظ
درود دکترجان! من هم مثل خانم منتظری. شما و شعر نو؟! عجب صبری خدا دارد!!!!
من پیشنهاد مکنم برای دفعه بعد از انجمن و دیدگاهتون نسبت به اون بنوسد. برای من جالب و قابل استفاده میتونه باشه و موضوعی مرتبط و عام سمپادیست. ولی به هر حال تا به حال همه نوشتههای شما را خوندم و از اونها استفاده کرده.
ممنون
[پاسخ]
دی ۱۵م, ۱۳۸۶ در ۸:۱۴ ق.ظ
درود دکترجان! من هم مثل خانم منیرهخانم. شما و شعر نو؟! عجب صبری خدا دارد!!!!
من پیشنهاد مکنم برای دفعه بعد از انجمن و دیدگاهتون نسبت به اون بنوسد. برای من جالب و قابل استفاده میتونه باشه و موضوعی مرتبط و عام سمپادیست. ولی به هر حال تا به حال همه نوشتههای شما را خوندم و از اونها استفاده کرده.
ممنون
[پاسخ]
دی ۱۵م, ۱۳۸۶ در ۹:۳۱ ق.ظ
سلام آقای دکتر
شما تمام مطالبتون خوندنیه، حتی وقتی طومار موسیقی رو بهم میپیچید و با خیلی از نظراتتون موافق نیستم!
میدونم این بدترین جواب به نظرخواهی است ولی بی تعارف میگم، قلمتون روون و لحن نوشته هاتون صمیمیه، من که همیشه خواننده مطالبتون هستم.
[پاسخ]
دی ۱۷م, ۱۳۸۶ در ۲:۱۰ ب.ظ
سلام.
ممنون از نظرلطف همه دوستان. منیرهخانم، مهندس دانشجو، رئیس مهربونمون دکتر مدرسی و خانممهندس محق. خیلی درمورد من لطف دارید
منیرهخانم و علیآقا! من که مخالف شعرنو نیستم. با شعرسپید مشکل دارم. مخصوصاْ ازنوع نیمایی و سهرابی! وگرنه کسانی مثل فریدون مشیری و مهدی سهیلی شعرای خیلی قشنگی داشتن و گاهی اشعار متفرقه خیلی قشنگی هم پیدا میشه.
همین شعر صبرخدا واقعاْ روون و وزنداره. مقایسهش کنید با شعرهای نیما و سهراب!!! بگذریم.
و اما نوشتن درمورد انجمن. این کار تخصص دکتر مدرسی هست. من درمحضر شما درس میگیرم علیآقا.
و ممنون از نظر شما خانم مهندس محق. من خوب نمینویسم، شما خوب میخونید که به نظرتون روون میاد (-; دلیل این مدعا هم اینکه هنوز ازطرف دوستان موضوعی برای نوشتن من پیشنهاد نشده!
[پاسخ]
دی ۱۷م, ۱۳۸۶ در ۱۰:۴۶ ب.ظ
!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
دکتر جان دوباره ته نظر اول منو بخونین!!!!!!!!!
[پاسخ]
دی ۱۹م, ۱۳۸۶ در ۱۰:۴۹ ب.ظ
باشه حجت خان
من فکر کردم شوخیت میآد!
[پاسخ]
دی ۲۳م, ۱۳۸۶ در ۶:۲۹ ب.ظ
آقای دکتر سلام
من زیاد نظر نمی دم ولی مطالب پزشکی تون رو دوست دارم.
راجع به چگونه استفاده کردن از انواع غذاها بگین. چطوری میشه حداکثر ویتامین ها رو جذب کرد.
ممنون
[پاسخ]
دی ۲۳م, ۱۳۸۶ در ۱۱:۳۶ ب.ظ
سلام.
چشم خانم سلاله. انشاءالله شنبه در این مورد مینویسم.
[پاسخ]