یک ایده

یه ایدهای بود که مدتهاست ذهنم را مشغول کرده بود. راهاندازی یه کتابخونه بیمخزن! همه ما تعداد زیادی کتاب داریم که ممکنه بقیه دوست داشته باشند بخونند و ما هم دوستداشته باشیم به بقیه بتونند بخونند ولی کسی خبر نداره که کی چی داره. اگه میتونستیم یه چیزی درست کنیم که هرکسی کتابهایی را که داره توی اون لیست کنه بعد همه این فهرستها را بذاریم دفتر سمپاد (و به صورت آنلاین در دسترس اعضا باشه) بعد من که میخوام یه کتاب بخونم میرم این لیست را نگاه میکنم میبینیم فلان کتاب را اعضای این کتابخونه دارند یا نه. اگه بود درخواست میدم که این کتاب به من قرض داده بشه. کسایی که این کتاب را دارند مطلع میشوند و نگاه میکنند به سابقه من در گرفتن و پس دادن کتاب.
مثلا یکی که قبلا ازش کتاب گرفته بودم مینویسه این بنده خدا یه عادت بد داره که زیر مطالب کتاب خط میکشه! یا برای یکی دیگه مینویسند این بنده خدا خیلی خوبه! نه تنها کتاب را سالم نگه میداره که جلد شفاف هم میکشه روش. خیلی هم خوش قوله و سر وعده کتاب را پس میده. خلاصه کسی که کتاب را داره مجاب میشه که کتاب را بده یا نده. اگه خواست کتاب را بده درخواست اونطرف را تایید میکنه و میگه مثلا من تا ۴ روز دیگه کتاب را میبرم دفتر سمپاد. وقتی که کتاب را برد از طریق همون سیستم آنلاین به درخواست کننده اطلاع داده میشه که یه نسخه از کتاب را فلانی برات آورده و مثلا ۱۵ روز وقت داری که بیای کتاب را بگیری و برگردونی.
اینطوری ما بدون نیاز به یه مخزن بزرگ یه کتابخونه خواهیم داشت که خیلی هم میتونه بزرگ باشه و میتونه کتابهای متفاوتی توش باشه. کتابخونهای حرفهای میتونند کتابهای جدید را به همدیگه معرفی کنند و …
این بود خلاصه ایده من. نکتهای برای تکمیل این ایده دارید؟ کسی پایه است که این ایده را توی سمپاد عملی کنیم؟
بهمن ۱۱م, ۱۳۸۶ در ۱۰:۵۵ ق.ظ
nemishe farsi nevesht
avalin bar ideye ketabkhoone ro ki dad? fekr mikonam in ide ashna bashe
[پاسخ]
بهمن ۱۱م, ۱۳۸۶ در ۱۱:۲۵ ق.ظ
منم کلا به این ایده موافقم.
[پاسخ]
بهمن ۱۱م, ۱۳۸۶ در ۱۲:۱۷ ب.ظ
ایده جالبیه، موافقم ولی از همین الان بگم که تحت شرایط بسیار خاص و فقط به آدم های خوش قول که کتاب رو لای زرورق نگه میدارن، کتاب قرض میدم! من در زمینه کتاب از اسکروچ هم خسیس ترم!
[پاسخ]
بهمن ۱۱م, ۱۳۸۶ در ۱۲:۳۴ ب.ظ
خانم منیره! اگه فکر میکنید ایده مال شماست من مشکلی ندارم! باشه مال شما. از اول هم مال شما یا هر کس دیگهای که فکر میکنه ایده اولیه مال اون بوده باشه.
فقط من کلی خوشحال خواهم شد اگه این ایدهها عملی بشه. به بهترین نحو.
[پاسخ]
بهمن ۱۱م, ۱۳۸۶ در ۱:۴۸ ب.ظ
/:)

من چیزی گفتم؟؟؟
(بعد بگین بد برخورد نمیکنین)
—-
تابستون که اینو گفتم یکیش خود شما بودین که گفتین نمیشه!!
خانم محق هم که گفتن من به هیچ وجه حاضر نیستم کتاب دست کسی بدم!
و بقیه هم به همین میزان استقبال کردند.
به همین خاطر خودم پس نشستم.
مگرنه الانشم کلی از کتابهایی که دارم (تعداد کتابهام خیلی کمه! ولی همینی که دارم) دست بچه های سمپاد در حال چرخشه.
به هر حال من موافقم
[پاسخ]
بهمن ۱۱م, ۱۳۸۶ در ۸:۲۶ ب.ظ
موافقم و خودم در اولین فرصت لیست کتابهام رو اعلام می کنم
در ضمن شاید فروم جای خوبی باشه برای این قضیه(از چند جهت…)
[پاسخ]
بهمن ۱۲م, ۱۳۸۶ در ۸:۴۴ ق.ظ
سلام
منم موافقم ایده خوبیه
[پاسخ]
بهمن ۱۲م, ۱۳۸۶ در ۱۰:۰۶ ب.ظ
من نه کتاب دارم، نه کتاب می خونم، نه قرض می دم، نه از کتاب خوندن خوشم میاد ولی با این ایده موافقم. عجب ایده خوبی. . .. .
[پاسخ]
بهمن ۱۳م, ۱۳۸۶ در ۱۲:۵۶ ب.ظ
عجب! خیلی جالبه هم خود ایده و هم نظرات متفاوت خوانندگان!
من کاملا با این ایده موافقم. البته بگم که بهتر بود اول ایده رو در جشنواره ایدههای برتر ارائه میدادید بعد لو میدادید!!
http://www.best-idea.org
ضمنا از همافزایی بچههای نرمافزاری سمپادی پارک علم و فناوری استفاده کنید و سایتش رو یا نرم افزارش رو هرچه سریعتر راه بیندازید. اطلاعات شرکتها رو خواستید من در خدمتم.
[پاسخ]
بهمن ۱۳م, ۱۳۸۶ در ۱:۳۴ ب.ظ
برای من مهم عملی شدن ایده است.
ایدههای خوب ارزش اجرا شدنش و مفید بودنش بیشتر از اونه که نگهش داریم که کسی ندزدتش.
ایده و کار اولیه روی ثانیهشمارهایی که الان سر هر چهارراهی توی کشور نصب شده مال گروه ما بود، زمانی که سال آخر دبیرستان بودیم.
با اینکه آدم ناخشش میشه که یکی دیگه همه منافعش را ببره، حتی اونها را به اسم خودش معرفی کن اما همینکه اجرایی شده و کلی مفیده من خوشحالم.
[پاسخ]
بهمن ۱۳م, ۱۳۸۶ در ۹:۰۸ ب.ظ
ما کلی کتاب تو خونه داریم!!
یه سریش مال خودمه و یه سری مال خانواده!! خیلی هاش سالی یه بار هم ازش استفاده نمیشه! فکر نمیکنم کسی مشکلی با اشتراک گذاشتنش داشته باشه.
دارم یه لیست از کتابهایی که داریم رو تهیه میکنم.
اقدام بعدی برای عملی شدن این ایده چیه؟؟!!
من فکر میکنم اول یکی رو باید مسئول پیگیری این کار و هماهنگی بین مشترکین قرار بدین

اونی که ایده رو داده بهترین فرده
(پس از همینجا اعلام میدارم شخصا هیچ مخالفتی ندارم که ایده مال آقای نقاش زاده باشه)
[پاسخ]
بهمن ۱۳م, ۱۳۸۶ در ۱۰:۵۵ ب.ظ
جدا از اینکه تو سمپاد شخصی مثل صادق وجود داره باید به خودمون ببالیم. خوش فکر و بی تعصب و عملگرا. من موفق طرحتم صادق جون. فقط چیزایی لازمه واسه شروع مثل اینکه بدونیم چه کسی و با چه هزینه ای دل به اجرای این کار میده و چه فیلدایی لازم هست برای دیتابیسش و در آخر جمع کردن اطلاعات کتابها از افراد با فرمت مناسب و آسون. بهتره تو این مراحل ، گامهایی که واسه عملی شدن نظراتت هست هم بنویسی تا ببینیم کی میتونه قسمتی از یک روند منظم هدفدار باشه.
[پاسخ]
بهمن ۱۳م, ۱۳۸۶ در ۱۱:۴۴ ب.ظ
ممنون هادی! اما شاخ تو جیفم نکن!
فکر میکنم اولین قدم اینه که ببینیم چرا من به یه سری افراد کتاب میدم به یه سری نمیدم. بعد طراحی سیستم رنکینگ افراد ساخته بشه که اعضا بتوننند بدون خدشهدار شدن حریم خصوصیشون همدیگه را نقد کنند و محک بزنند.
قدم بعدی اینه که سیستم اطلاعات کتاب درست کنیم (فکر کنم ترجیحا بر اساس شابک)
و قدم بعدی که همیشه توش گیر میافتیم زنگوله انداختن به گردن گربه است! یعنی یکی ورداره عملیش کنه.
[پاسخ]
بهمن ۱۵م, ۱۳۸۶ در ۶:۱۴ ب.ظ
صادق جان زنگوله را گردن بز میندازن. آخه واسه چی باید زنگوله را بندازیم گردن گربه. نه قشنگه. نه فایدهای داره.
[پاسخ]