با عجله اومدم خونه تا مقاله هایی رو که باید هرچه زودتر به دست استاد راهنمام برسونم، به یه سرانجامی برسونم، یکهو یادم میفته که فردا یک شنبه است و باید مطلبم رو برای لوتوس آماده کنم؛ تصمیم میگیرم که اول پرده از راز بیت سبک هندی (اگر از پرتوی حسن تو زنبور عسل خیزد / گلاب از ابر می بارد ز دود شمع تا محشر) بردارم و بعد به سراغ مقاله برم هرچند میدونم که گناهی نابخشودنی به درگاه استاد راهنمای صبورم که بازیگوشی های من رو پدرانه تحمل میکنه، مرتکب میشم!
قدما معتقد بودن که دود حاصل از سوختن اجسام بر روی زمین به آسمان می رود و تشکیل ابر می دهد و بعد از این ابر باران می بارد.
شاعر ادعا کرده که اگر یک زنبور عسل برای لحظاتی روی چهره دلدارش بنشیند و سپس از عسلی که این زنبور تولید کرده، موم گرفته شود و با این موم شمع بسازند و دود این شمع به آسمان رود و به ابر تبدیل شود، تا روز محشر از ابر مذکور به جای باران، گلاب می بارد!!
فکر نکنم حتی دلدار شاعر هم تاب تحمل این همه تکلف (بخونید چاخان) رو آورده باشه!!
همین جا از روح شاعر گرامی تقاضای عفو و بخشش دارم..
فروردین ۱۸
یکشنبه ۱۸ فروردین, ۱۳۸۷ در ساعت ۱۲:۲۲ ق.ظ
ظاهرا جایزه رسید به زهرا خانوم
پاسخ
دوشنبه ۱۹ فروردین, ۱۳۸۷ در ساعت ۹:۲۱ ب.ظ
سلام.
ظاهراً بهخاطر عجله زیاد اصلاً جوابهای اون پست رو نخوندید.
اومدم ابروش رو درست کنم، چشمش هم کور شد!
نوشته بودم که در مصراع اول، احتمالاً گلشن درسته، حالا میبینم که توی مصراع دوم گلاب از تبر!!! میبارد.
ظاهراً علاوه بر اعتقاد به تبدیل شدن دود به ابر، قدما معتقد بودن که از تبر هم باران میباره. اما امروزه تبر رو برای قطع درخت استفاده میکنن!
و با توجه به این جمله بندی:
«فکر نکنم حتی دلدار شاعر هم تاب تحمل این همه تکلف (بخونید چاخان) رو نیوورده باشه!!» بهتره همینجا از روح مرحوم پدربزرگتون هم تقاضای عفو و بخشش کنید!
امان از عجله!
ببخشید. آن مود! بودم، گفتم کمی سربهسرتون بذارم.
پ.ن: آن مود، معادل فارسی برای On Mood هست!!!
پاسخ
دوشنبه ۱۹ فروردین, ۱۳۸۷ در ساعت ۹:۳۹ ب.ظ
سلام
درست در لحظه ای که ویرایش مطلب رو تموم کردم، دیدم که یه کامنت اضافه شده!
یادش به خیر، تابستون گذشته بود که کلی غلط غولوط تو شعر “ای هیچ برای هیچ بر هیچ مپیچ” پست نوشتم، چه زود گذشت… راستی ادبیات وبلاگی که در حال نابودی زبان فارسی هستش هم، موضوع خوبی واسه نوشته (عبارت غلط غولوط این ایده رو به ذهنم رسوند)!
پاسخ
سه شنبه ۲۰ فروردین, ۱۳۸۷ در ساعت ۹:۱۹ ق.ظ
سلام
اتفاقا جوابها رو خوندم ولی موقع نوشتن پست، انقدر عجله داشتم که یادم نیومد!
علاوه بر ارواحی که باید ازشون تقاضای مغفرت کنم، یه توبیخ اساسی هم از طرف استادم در انتظارمه که با ترس فراوونی در انتظارشم؛ چون یکی از دو مقاله آماده نشد!
راستی شش ماهی از اون شعر نوشتن پر از اعجاب من میگذره! چقدر زود گذشت!
پاسخ
چهارشنبه ۱۲ خرداد, ۱۳۸۹ در ساعت ۶:۲۸ ق.ظ
با سلام
شعر این است
اگر بر عارض حسن تو زنبور عسل افتد گلاب از ابر می بارد ز دود شمع تا محشر
ضمناً موم را از عسل نمی گیرند سرکار خانم محق بلکه زنبور در کنار عسل مواد دیگری مانند گرده گل موم و برهموم را نیز تولید می کند.
با تشکر
پاسخ