اردیبهشت ۰۸

توی پست معرفی کتاب «واژه نامه یزدی» به پیشنهاد دوست گرامی آقای دکتر امیر حیدری قرار بر این شد تا هرازچندگاهی چند اصطلاح از این کتاب بیاورم. پست امروز به معرفی چند واژه و یک اصطلاح اختصاص دارد و منبع آن هم، همان کتاب «واژه نامه یزدی» نوشته ایرج افشار است.
۱- کمچلیزک /Kamchalizok/
یعنی نوزاد (لارو) قورباغه، اگر یه نوزاد قورباغه دیده باشید، دقیقا مثل کمچلی (/kamchali/ به معنی ملاقه) است.
۲- کلاشیطونک /kolashaytoonok/
قارچ
۳- هم خیسوندن /ham khisoondan/
ساخت و پاخت کردن، زد و بند کردن
۴- تله کردن /tole kerdan/
دست پاچه شدن کسی در پاسخ یا سخن گفتن، مخصوصا شاگردان مدارس، دست و پا گم کردن، مطلب را قاطی کردن
۵- ریشه متک /rishe matk/
ریشه شیرین بیان
و اما اصطلاح امروز:
این دیک و کمچلی بم هم دارن /in dik-o kamchali, bom-e ham daaran/
در بیان تناسب دو چیز با یکدیگر

نوشته ای از مهسا محق \\ tags: ,

۱۳ دیدگاه برای “ واژه ها و اصطلاحات یزدی – قسمت اول”

  1. امیر حسین می گوید:

    جالب بود

    پاسخ

  2. حجت می گوید:

    البته من این یکی رو سر و برش بذارم:

    ” تُله کِردن “

    پاسخ

  3. مهسا محق می گوید:

    من که کنارش تلفظ نوشتم!!

    پاسخ

  4. فزشته می گوید:

    جالبه اگه ادامه بدت

    پاسخ

  5. حجت دانشجو می گوید:

    ببخشد مثی که حواسم نبوده

    خانم مهندس برا اینکه یخدک کمک کرده باشم گاهی یپاره وقتا دوتا کلومه گف و حرف منوسم که (که خو نداره؛ خشونه بنوسمD:

    چرخ ریسک(charkhrisok) : جیرجیرک
    حسنک نزایید و نمرد، بالا بوم تگ افتید و مرد
    (hasanoke nazaeid o namord, bala boom tag oftid o mord): نتیجه بد برای اتفاقی که هنوز رخ نداده پیش بینی کردن

    پاسخ

  6. ماری می گوید:

    سلام خانم محق. خسته نباشد…
    اسا حجت! می بینیم که دستیار پیدا کردد!

    پاسخ

  7. Minoo Rahmati می گوید:

    منم یه کلمه از مهسا یاد گرفتم تازه اونم با تلفظ اشتباه یاد گرفتم راستی معنیش چی بود مهسا؟ (پچول)

    پاسخ

  8. مهسا محق می گوید:

    برو بچه بازیت دور انداز (با لهجه غلیظ یزدی)!

    پاسخ

  9. kayvan می گوید:

    kheili jaleb bood… bazam benevis

    پاسخ

  10. مهدی امیرحیدری می گوید:

    سلام.
    ممنونم از این‌که پیشنهاد منو جدی گرفتید.
    فکر می‌کنم این موضوع حسابی مشتری داره ;-)
    نوشتید «بم هم دارن». می‌دونید «بم طبع» (bome tab’e) یعنی چی؟

    پاسخ

    فران پاسخ:

    یعنی بم طبع یعنی: مطابق میل !

    پاسخ

    فران پاسخ:

    بم طبع یعنی: مطابق میل !

    پاسخ

  11. دانشجو غریب توی غربت می گوید:

    نمی دونی اینجا چه قه ادم دلش هوای وطن و لهجه ی اون را می کنه

    پاسخ

نوشتن دیدگاه

Get Adobe Flash playerPlugin by wpburn.com wordpress themes