کتابخانه مجازی
دوشنبه, تیر ۳۱م, ۱۳۸۷بچه ها این طرح کتابخانه مجازی که داده بودید به کجا رسید؟ چرا مسکوت شد؟ کسی نمی خواهد این رو پیگیری کنه؟ این طرح می تونه فیلمهای آموزشی و چیزهای دیگه ای رو هم در بر بگیره.
بچه ها این طرح کتابخانه مجازی که داده بودید به کجا رسید؟ چرا مسکوت شد؟ کسی نمی خواهد این رو پیگیری کنه؟ این طرح می تونه فیلمهای آموزشی و چیزهای دیگه ای رو هم در بر بگیره.
چند شب پیش داشتم از میدون امام حسین ( ع ) رد میشدم . دیدم نیرو های خدوم راهنمایی و رانندگی قسمت هایی از میدون را بسته بودن و مشغول اجرای خط کشی ترافیکی میدون بودن تا رانندگی در این میدون با سهولت بیشتری انجام بشه . کلی واسشون دعا کردم که تا دیر وقت دارن به خاطر مردم زحمت میکشن .
اتفاقا چند روز بعد باز از همون میدون رد میشدم . دیدم که نیروهای خدوم شهرداری قسمت هایی از میدون را مسدود کردن و دارن آسفالت میدون را روکش میکنن تا کیفیت بهتری داشته باشه . توی اون لحظه هم کلی واسه این گروه هم دعا کردم که به خاطر مردم دارن زحمت میکشن .
اما وقتی بیشتر به اینجور ارایه خدمات فک میکنی معنی کار زیر بنایی را درک میکنی : یعنی اول خط کشی کردن و بعد آسفالت کردن !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
سلام به سمپادیهای عزیز
این اولین باره که دارم برای لوتوس چیز می نویسم، از قوانین لوتوس چیزی نمی دونم، در هر صورت امیدوارم مورد پسندتون قرار بگیره
نماز صبح، داروی ضد افسردگی
افسردگی (depression)حالتی احساسی است که مشخصهاش اندوه، بیاحساسی (apathy)، بدبینی (pessimism) و احساس تنهایی است. این بیماری که امروزه از شیوع بالایی در میان مراجعهکنندگان به کلینیکهای روانپزشکی برخوردار است، دارای تظاهرات متنوع و زیادی بوده که از مهمترین آنها میتوان به اختلالات خواب اشاره نمود.
تحقیقات نشان میدهد ۷۵% ازبیماران افسرده مشکلی در خواب (چه به صورت بیخوابی و چه پرخوابی) دارند و همچنین علایم این بیماران در هنگام صبح تشدید میشود. نکته جالب و قابل توجه و مورد بحث این است که در این بیماران چگالی rem یا حرکت سریع چشم در نیمه اول خواب و همچنین کل زمان rem افزایش یافته و فاصله میان به خواب رفتن تا شروع اولین دوره rem کم شده و مرحله ۴ خواب نیز کاهش مییابد. پس به عبارت سادهتر میتوان گفت افراد افسرده زمان بیشتری را در مرحله خواب rem به سر میبرند. یعنی به میزان بیشتری نسبت به سایرین خواب میبینند.
یک روش درمانی جدید
به طور متوسط ۱۵-۲۰ دقیقه طول میکشد تا یک فرد معمولی به خواب برود. پس در عرض ۴۵ دقیقه وارد مراحل ۳ و ۴ خواب شده که این مراحل عمیقترین مراحل خواباند. یعنی بیشترین تحریک برای بیدار کردن فرد در این مراحل لازم است. حدود ۴۵ دقیقه پس از مرحله ۴ است که نخستین دوره حرکات سریع چشم (rem) فرا میرسد. هر چه از شب میگذرد، دورههای rem طولانیتر و مراحل ۳ و ۴ کوتاهتر میشود. بنابراین در اواخر شب، خواب شخص سبکتر شده و رویای بیشتری میبیند (یعنی خوابRem ش بیشتر میشود) پس قسمت اعظم خوابrem در ساعات نزدیک صبح به وقوع میپیوندد. از سوی دیگر یکی از مشکلات مهم بیماران افسرده، افزایش یافتن طول خواب rem و خواب دیدن زیاد است. این نکنه؛ یک مبنای مهم در تولید داروهایی است که کاهشدهنده مرحله rem خواب باشند، مانند داروهای ضد افسردگی سه حلقهای مثل فلوکستین و…
تبیین یک ارتباط
زمان نماز صبح که مورد تاکید قرآن و همچنین بسیاری از روایات بوده، سبب کاهش قابل توجه میزان خواب rem در اشخاص میشود. زیرا شخص نمازگزار که خود را ملزم به اقامه نماز صبح میداند و باید صبحگاه بیدار شود، پس در حقیقت جلوی ورود به مرحله قابل توجهی از rem را میگیرد. از این جهت بیداری صبحگاهی برای نماز خود به تنهایی میتواند یک عامل مهم بدون عارضه در پیشگیری از افسردگی مطرح باشد که بر تمام روشهای درمانی دارویی و غیردارویی ارجح است.
لازم به ذکر است آثار روحی و روانی ایمان به خدا و اقامه نماز بسیار زیاد است و نکات علمی بسیار شگرفی در اسرار سحر که مورد تاکید فراوان اسلام نیز بوده، نهفته است که انسان مومن نیز با دانستن آنها از تمام وجود زمزمه میکند: نماز را از زوال آفتاب تا نهایت تاریکی شب بر پادار و نیز نماز صبح را، زیرا نماز صبح همواره مقرون با حضور فرشتگان است.
رز، گل حافظه
محققان میگویند برای آنکه راحتتر مطالب را به ذهن خود بسپارید یک راه ساده دردسترس است؛ بو کردن گل رز . محققان آلمانی در مطالعات خود به این نتیجه رسیدهاند که با بو کردن و وجود داشتن بوی عطر در فضا حتی در حالت خواب افراد، میتوان به حافظه آنها افزود …
“… دکتر مدرسی چند باری با من درباره پاتوق های بچه های سمپاد گفته بود. ولی خوب فرصت نشده بروم تا امسال تعطیلات سال نو… پاتوق بچههای سمپاد، چهارشنبه اول هر ماه در یکی از سفرهخانههای سنتی یزد برگزار میشود. به هر حال بعد از کلی منت کشی، خواهرم حاضر شد من را برساند. دم در از یکی از گارسونها پرسیدم بچههای سمپادی کجا هستند. لنگ لنگان مسیر اشارهاش را دنبال کردم. در کنار تالار در حالی که به عصا تکیه داده بودم داشتم دنبال چهرهی آشنایی میگشتنم که دیدم یک نفر کاغذ به دست آمد به سمتم. با خودم گفتم خوب بلاخره یک نفر من را شناخت.
- شما آقای؟
- غالبی هستم
- عضو انجمن هستین؟
- نه آقا!
- سمپادی هستین؟
- بله!
.
.
در این حین که آخرین تیر امیدم برای یافتن “آشنای”ی به سنگ این بازجوی “غریبه” خورده بود صدای دکتر مدرسی را شنیدم که گفت: به به؛ آقای غالبی! و ادامهی تعارفهایی که در این مواقع معمول است. خوب بدین ترتیب وارد پاتوق شدیم. حالا از جزعیات نیم ساعت اول می گذرم. داشتیم با دکتر و چند نفر از جمع برای برنامه ریزی برای پاتوق تهران صحبت می کردیم”.
۱-فکر می کنم موارد کوتاه که تاملی دارند بهتر از یک مطلب منسجم طولانی باشد که عده ای مثل صادق عزیز حتی به خط دومش نرسند. و سعی وافری در درست و بجا نوشتن فعل و فاعلم می کنم.
۲-آدم تک بیتی عبارتی بود که از دکتر مدرسی شنیدم . جالب بود . فکر می کردم خیلی از وقتها ما آدمهای تک بیتی می شویم . یا صفریم یا یک و نمی توانیم در یک طیف همدیگر را بپذیریم . نمی توانیم خوب و بدیها را با هم بپذیریم . و این باعث می شود خیلی وقتها تحمل واقعیات را نداشته باشیم. همدیگر را همانطور که هستیم بپذیریم .
۳-همیشه تسلیت گفتن برای من کار سخت و دشواری بوده است . مصداقش را که مربوط به دوستان لوتوس است اینجا می گویم . تصمیم داشتم سری به دکتر امیرحیدری عزیز بزنم . پارچه تسلیت مانع شد. چه که دوست نداشتم ندانم برای چه باید تسلیت بگویم . منصرف شدم و به وقت دیگری سپردمش . در این جور وقتها چه می شود کرد ؟ از همین فرصت استفاده می کنم و مجددا به دوست گرامیم آقا مهدی امیرحیدری عزیز تسلیت می گویم و آرزوی صبر و سلامت برای خانواده ایشان دارم .
۴-برخی از رفتارهای معمول زندگی روزمره ، می تواند نمایشگر نوع تفکر و نحوه رفتار در کلیت و مسائل اساسی زندگی باشد. نمونه اش همین نانوایی رفتن است . دیدن صف طولانی نانوایی معمولا آدم را به رفتن به نانوایی دیگر تشویق می کند تا ایستادن در صف. و حال اینکه همه آنها که در صف ایستاده اند نان می گیرند و معمولا زودتر از آنها که به دنبال نانوایی دیگر می روند.
۵-یکی از دوستان مخلص گفت که دارد می رود. خیلی از آن لحظه به بعد دلگرفته ام. وقتی که چیزها و کسها می روند تازه قدرشان معلوم می شود. به قول شیخ : قدر عافیت کسی داند که به مصیبتی گرفتار آید.
۶-لوتوس اوضاعش چندان متفاوت و تغییر کرده به نظر نمی رسد. از ایمیل – های – رسیده هم این معلوم است . اگر طراوت و اشتیاق و اهتمام سرکار خانم نقاش زاده را کنار بگذاریم اوضاع همان اوضاع سابق است انگاری.
۷-یک وقتی در یک نشریه نوشته بودم حسین اسطوره دست نیافتنی نیست. بخیال خودشان تصحیح کرده بودند و چاپ شد که حسین اسطوره دست نیافتنی است. و بطور مشابه و با توجه به مناسبت فرخنده امروز : آیا علی در جامعه واقعی امروز ایران ، اسطوره دست نیافتنی باید باشد یا دست یافتنی ؟
۸ - در خرابه های پمپئی لوحی یافت شده که متعلق به دو هزار سال پیش است و روی آن نوشته شده : در زیر این آْسمان پر ستاره هیچ چیز تازه نیست. ( باستانی پاریزی – هشت الهفت )
بالاخره ماه رجب دوباره رسید. ماهی که اگه به اون توجه کنیم، اگه قدرش رو بدونیم می تونیم استفاده زیادی ازش بکنیم. بعضی سالها که این ماه رو ندیدم خواندن ادامهی این نوشته »
نظر شما چیه؟
خیلی می خواستم پست اولم مطلب تخصصی و خوندنی باشه اما خوب هنوز چیز ه جالبی پیدا نکردم واسه همین حدس زدم حالا که سطح توقعات از من پایین تر یه مطلب طنز بزنم
خوب بد نیست یه خورده بخندیم ![]()
خاطره ای که گاهآ یاداوریش خودمم به خنده میندازه رو برای بازگو کردن انتخاب کردم ( اشکنه یا پر مرغ )
اون موقع نبایستی بیشتر از چهار پنج سال می داشتم راستش خودمم این موضوع رو واضح به یاد ندارم به هر حال می دونین که بعضیا مخصوصا یزدیا غذاهای سوپ مانند زیادی دارن نمونش اشکنه یا همون شولی خودمون داستان از اینجا شروع می شه که من مستمرا سر میز صبحانه شاهد اشکنه خوردن بابا بودم غذا مورده علاقشونه واسه صبحانه البته فقط با دست و پنجه خودشون , اون زمان حیاط خونمونم به جد که باغ وحشی بود از مرغابی و مرغ و ماهی و مار تا لاکپشت و گربه وهمستر و … به قول مامان این عشق تشریح الانمو مدیونه اونام آخه خدا می دونه تو اون دوره ی جاهلیت چه قتلای زنجیره ای که نداشتم از سقوط آزاد این بی زبونا به امیدی که پرواز کنن تا کباب کردن زند زندشون اما خوب این جور که از مدارک پیداست خدماتیم داشتم قرصای مسکن و آنتی بیوتیکی زورکی تا دلتون بخواد به بهانه مصون کردنشون از سرما خوردگی بشون می خوروندم خلاصه احسان کوچولو شاهد این بود که بابا یه چند دقیقه ای رو یا تو باغ یا حیاط خودمون کنار این مرغا بود و بعد رو میز صبحانه با اشکنه تصورشو بکنید که من تا مدتها شانس دیدنه تهیه اشکنه رو نداشتم و با دیدنش سر میز صبحانه این تصور سراغم میومد که بابا پر این مرغا رو کنده و با گوشت چرخکرده و اینا آب پزشون کرده آخه خدایش سفیده تخم مرغ یه شکله خاصی در میاد و بی شباهت به پرای اون مرغ سفیدای هولتونیک نبودن وای که چقد جولو بالا اوردنمو می گرفتم از طرفی نمی خواستم با اعتراضم به صبحانه بابا بی احترامی بشه از طرفیم تحملش وحشت ناک بود این بود که تا مدتها ساعت صبحانمو تغییر دادم اینجور که می گن شیش ماهی میشه تا اینکه یه روز صبح که تنبیه شده بودم طرز تهیه اشکنه رو به چشم دیدم اون موقع اگه تنبیه ی بود یه ساعتی جام رو یخچال بود تا نتونم کاری بکنم آره اون روز بود که اون ارتفاع باز صبحانه ها رو بم برگردوند
امیدوارم مثل تعریف کردن جکام نبوده باشه
نمی خواستم لوتوس و اینجوری بی روح ببینم اشکالات و کاستی های متنمو بخشید