| مرحبا طایر فرخ پی فرخنده پیام |
|
خیر مقدم چه خبر دوست کجا راه کدام |
| یا رب این قافله را لطف ازل بدرقه باد |
|
که از او خصم به دام آمد و معشوقه به کام |
| ماجرای من و معشوق مرا پایان نیست |
|
هر چه آغاز ندارد نپذیرد انجام |
| گل ز حد برد تنعم نفسی رخ بنما |
|
سرو مینازد و خوش نیست خدا را بخرام |
| زلف دلدار چو زنار همیفرماید |
|
برو ای شیخ که شد بر تن ما خرقه حرام |
| مرغ روحم که همیزد ز سر سدره صفیر |
|
عاقبت دانه خال تو فکندش در دام |
| چشم بیمار مرا خواب نه درخور باشد |
|
من له یقتل داء دنف کیف ینام |
| تو ترحم نکنی بر من مخلص گفتم |
|
ذاک دعوای و ها انت و تلک الایام |
| حافظ ار میل به ابروی تو دارد شاید |
|
جای در گوشه محراب کنند اهل کلام |
نوشته شده در یکشنبه ۲ تیر ۱۳۸۷ در ۱۲:۴۳ ق.ظ و در زیرمجموعهی روزانه.
میتوانید پاسخها این نوشته را پیگیری کنید با RSS 2.0 خوراک.
میتوانید پاسخ دهید٬ یا بازتاب بفرستید از سایت خودتان.