سیکل شبانهروزی انسان
سلام.
اول باید عذرخواهی کنم به خاطر تاخیر امروز. یه ناهماهنگی در ترتیب نویسندگان شنبه پیش اومده بود که باعث شد مطلب امروز به این ساعت موکول بشه.
قول داده بودم راجع به سیکل شبانهروزی انسان بنویسم (که امروز مینویسم) و یه قسمتهایی هم از کتاب سینوهه (که دفعهی آینده مینویسم).
یه گروه از محققین، خواستن ۲۴ساعته بودن سیکل روزانه رو در انسان بررسی کنن. بهاین منظور تعدادی از افراد داوطلب رو که مبتلا به اختلالات خواب نبودن، برای این مطالعه انتخاب کردن. این افراد رو داخل یه ساختمون بردن، ساعت و موبایلشون رو ازشون گرفتن و به هرکدومشون یه اتاق اختصاصی دادن. اتاقهای این ساختمون تجهیزات رفاهی کامل رو داشت، اما فاقد نور طبیعی بود، یعنی هیچ پنجره یا روزنهای به فضای آزاد نداشت و افراد نمیتونستن فضای بیرون و گذشت شبوروز رو ببینن. درضمن داخل اتاقها روزنامه، کتاب، تلویزیون، DVD player و انواع DVD در اختیارشون بود، اما دسترسی به شبکههای تلویزیونی یا ماهوارهای وجود نداشت. رادیو هم نبود. ازطرفی تنها راه ارتباط این افراد با خانوادههاشون ازطریق نامه بود (مکالمه تلفنی و ملاقات حضوری ممکن نبود). این افراد، امکان ملاقات با همدیگه رو داشتن، ولی نمیتونستن با هیچ فردی خارج از این جمع ارتباط داشته باشن. به این ترتیب، این افراد هیچگونه ارتباط مستقیمی با بیرون نداشتن و نمیتونستن زمان رو متوجه بشن.
به این افراد گفته شد که هرموقع غذا خواستید اطلاع بدید که براتون آورده بشه، و هروقت خوابتون گرفت، بخوابید (ازطرفی هیچگونه انگیزهای برای بیدارموندن، مثلاً برنامهی تلویزیونی، اینترنت و… وجود نداشت و فرد موقعی که خوابش میگرفت، ترجیح میداد بخوابه). هیچ محرکی هم برای بیدارشدنشون وجود نداشت (نه ساعت، نه تلفن، نه نور خورشید و …). بنابراین فرد بهصورت کاملاً طبیعی خواب میرفت و از خواب بیدار میشد.
با گذشت چند روز از شروع این مطالعه، نتایج جالبی بهدست اومد:
زمان غذاخوردن، خوابیدن و بیدارشدن افراد بهتدریج منظم شد، ولی نتیجهی جالب و مشابهی در اکثریت افراد دیدهشد:
ساعت خوابیدن و بیدارشدن افراد هر روز یک ساعت عقبتر میرفت. مثلاً پریشب ساعت ۹ خوابیده بود، دیشب ساعت ۱۰ و امشب ساعت ۱۱. نتایج مشابهی هم در زمان بیداری و تاحدی در زمان غذاخوردن دیدهشد!
با تحلیل آماری، مشخص شد این اطلاعات معنیدار (Significant) هستن و بهاین ترتیب نشان دادهشد که سیکل روزانهی انسان ۲۵ ساعته هست، نه ۲۴ ساعته!
درمورد مزایا و معایب این ۲۵ساعته بودن، مطلب علمی نخوندم که بنویسم. تنها نکتههایی که بهذهنم میرسه، یکی اینکه واقعاً وقت کم میاریم!!! یعنی بهطور طبیعی، روزی یک ساعت از زمان رو باید حذف کنیم (همون ساعت بیست و پنجم!)، پس سعی کنیم تا جایی که ممکنه وقت رو هدر ندیم.
و یه نکتهی دیگه: بعضی افراد دوست دارن شبها تا دیروقت بیدار باشن (که یه زمانی خودم هم اینجوری بودم). این تمایل باتوجه به سیکل ۲۵ساعتهی انسان میتونه کاملاً مخرب باشه. چون اگه مثلاً شبها ساعت ۱۱ میخوابید، بهطور عادی تمایل بدن بهاین سمته که فرداشب ۱۲ بخوابید، حالا اگه شما به این رویه تمایل داشته باشید، شب بعد بهراحتی تا ۱۲ بیدار میمونید، شب بعد تا ۱، شب بعدش تا ۲ و … بهاین ترتیب ممکنه کاملاً شب و روزتون بههم بریزه…
خوشحال میشم اگه دوستان خصوصاً آقااحسان، راجع به این مطلب چیز بیشتری میدونن بنویسن.
بدرورد تا نوبت بعد.
تگها: بیداری, خواب, سیکل شبانه روزی
مرداد ۲۶م, ۱۳۸۷ در ۷:۵۴ ب.ظ
جالب بود! حالا چی کار کنیم؟ شب چه ساعتی بخوابیم؟
[پاسخ]
مهدی امیرحیدری Reply:
شهریور ۳م, ۱۳۸۷ at ۹:۵۸ ق.ظ
باتوجه به این که خیلی از سیستمهای هورمونی بدن با نور طبیعی تنظیم میشه و ترمیم سلولی هم در حین خواب شبانه بهتر انجام میشه، بهترین شکل خوابیدن، هماهنگ شدن با خورشیده. یعنی با غروب خورشید بخوابیم و موقعی که خوابمون بهحد کافی رسید، بهطور طبیعی بیدار میشیم که معمولاً حدود ۸-۷ ساعت بعدش میشه.
اما زندگی ماشینی امروز، بههیچ وجه امکان اینکار رو به ما نمیده.
پس بهتره سعی کنیم تا جایی که ممکنه شبها زودتر بخوابیم و خوابمون در تاریکی باشه. یعنی نور اتاق رو به حداقل برسونیم.
[پاسخ]
مرداد ۳۱م, ۱۳۸۷ در ۶:۳۹ ب.ظ
لطفا مشخص کنید منظورتون کدوم احسانه!
[پاسخ]
مهدی امیرحیدری Reply:
شهریور ۳م, ۱۳۸۷ at ۱۰:۰۷ ق.ظ
بهبه! جناب آقای مهندس نجفی عزیز. ارادت دارم احسان جان.
توی این مورد خاص، منظورم احسانخان دهقانی بود. ضمن اینکه خوشحال میشم شما هم لطف کنید و مطالب جالبتون رو بنویسید.
درضمن، اگه این چهارشنبه یزد بودید، پاتوق فراموش نشه!
[پاسخ]
شهریور ۳م, ۱۳۸۷ در ۳:۱۱ ب.ظ
در هر دو مورد چشم.
[پاسخ]
شهریور ۴م, ۱۳۸۷ در ۷:۱۳ ب.ظ
آقای دکتر امیر حیدری شرمنده اینقد این روزا سرم شوخی شوخی شلوغ شده که حتی فرصت نکردم کامپیوترم رو روشن کنم
امشب راهی تهرانم از عمد روانشناسی هیلگارد و با خودم بر می دارم تا مطالعه ای داشته باشم و بتونم با آمادگی کامل یه مطلب خوندنی بنویسم
شما خیلی به من لطف داشتین و دارین مثل یه داداش بزرگتری که هیچ وقت نداشتم
شاد باشین
[پاسخ]
مهدی امیرحیدری Reply:
شهریور ۶م, ۱۳۸۷ at ۶:۵۹ ب.ظ
سلام احسان خان عزیز
خوبی داداش؟ کارا خوب بیش میره؟
امیدوارم مثل همیشه موفق باشی
به امید دیدار
[پاسخ]