گنج پنهان

نه مرادم ؛ نه مریدم ؛
نه پیامم ؛ نه کلامم ؛ نه سلامم ؛ نه علیکم ؛
نه سپیدم ؛ نه سیاهم ؛ نه چنانم که تو گوئی ؛ نه چنینم که تو خوانی ؛
نه آنگونه که گفتند و شندیی ؛ نه سماعم ؛ نه زمینم ؛…………؛
نه سرابم ؛ نه برای دل تنهائی تو جام شرابم ؛ نه گرفتار و اسیرم ؛ نه حقیرم ؛ نه فرستاده پیرم ؛
نه به هر خانقه و مسجد و میخانه فقیرم ؛ …………………………. ؛ این سخن را من از امروز نه گفتم ؛
نه نوشتم ؛ بلکه از صبح ازل با قلم نور نوشتم ؛ حقیقت نه به رنگ است و نه بو ؛ نه به های است و نه هو ؛ نه به این است و نه او ؛ نه به جام است و سبو ؛
گر به این نقطه رسیدی به تو سر بسته و در پرده بگویم ؛ تا کسی نشنود این راز گهر بار جهان را ؛ آنچه گفتند و سرودند ؛ تو آنی ؛ خود تو جان جهانی ؛ گر نهانی و عیانی تو همانی که همه عمر به دنبال خودت نعره زنانی ؛ تو ندانی که خود آن نقطه عشقی ؛ تو اسرار نهانی ؛ همه جا تو ؛ نه یک جای ؛ نه یک پای ؛ همه ای ؛ با همه ای ؛ هم همه ای ؛ تو سکوتی ؛ تو خود باغ بهشتی ؛ ملکوتی ؛ تو به خود آمده از فلسفه چون و چرائی ؛ به تو سوگند که این راز شنیدی و نترسیدی و بیدار شدی ؛ در همه افلاک خدائی؛ نه که جزئی ؛ نه چون آب در اندام سبوئی ؛ خود اوئی ؛ به خود آی تا به در خانه متروکه هر عابد و زاهد ننشینی و بجز روشنی و شعشعه پرتو خود هیچ نبینی و گل وصل بچینی
به خود آی …


۲ پاسخ برای “گنج پنهان”

  1. صادق Says:

    نه سلامم نه علیک

    [پاسخ]

  2. تازه وارد Says:

    یه سلام و یه علیک کوچولو ،‌بل هر نفست باد پر از نغمه یک باد بهاری که سراسر همه نور است و سرور.

    [پاسخ]

پاسخی بنویسید