<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>لوتوس</title>
	<atom:link href="http://lotus.sampad.info/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://lotus.sampad.info</link>
	<description></description>
	<lastBuildDate>Tue, 31 Aug 2010 17:15:36 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa</language>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
	<generator>http://wordpress.org/?v=abc</generator>
		<item>
		<title>نفحه‌ی دیگر رسید&#8230;</title>
		<link>http://lotus.sampad.info/1389/06/09/nafahat/</link>
		<comments>http://lotus.sampad.info/1389/06/09/nafahat/#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 31 Aug 2010 16:55:40 +0000</pubDate>
		<dc:creator>احسان</dc:creator>
				<category><![CDATA[روزانه]]></category>
		<category><![CDATA[ادبیات، فرهنگ و هنر]]></category>
		<category><![CDATA[رمضان]]></category>
		<category><![CDATA[شب قدر]]></category>
		<category><![CDATA[مثنوی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://lotus.sampad.info/?p=1211</guid>
		<description><![CDATA[گفت پیغمبر که نفحتهای¹ حق اندر این ایام می‌آرد سبق گوش و هش دارید این اوقات را در ربایید این چنین نفحات را نفحه آمد مر شما را دید و رفت هرکه را می‌خواست جان بخشید و رفت نفحه‌ی دیگر رسید آگاه باش تا ازین هم وانمانی خواجه‌تاش² مولانا ¹ نفحه: بوی خوش، نسیم خوشبو. [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>گفت پیغمبر که نفحتهای¹ حق<br />
اندر این ایام می‌آرد سبق<br />
گوش و هش دارید این اوقات را<br />
در ربایید این چنین نفحات را<br />
نفحه آمد مر شما را دید و رفت<br />
هرکه را می‌خواست جان بخشید و رفت<br />
نفحه‌ی دیگر رسید آگاه باش<br />
تا ازین هم وانمانی خواجه‌تاش²<br />
<span id="more-1211"></span><br />
مولانا</p>
<p>¹ نفحه: بوی خوش، نسیم خوشبو.<br />
² خواجه‌تاش: هم‌خواجه، دو غلام را گویند که یک صاحب و مولی دارند.<br />
‌</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://lotus.sampad.info/1389/06/09/nafahat/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>آزادی عقیده</title>
		<link>http://lotus.sampad.info/1389/06/08/opinion/</link>
		<comments>http://lotus.sampad.info/1389/06/08/opinion/#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 29 Aug 2010 22:30:36 +0000</pubDate>
		<dc:creator>منیره</dc:creator>
				<category><![CDATA[روزانه]]></category>
		<category><![CDATA[آزادی]]></category>
		<category><![CDATA[حجاب]]></category>
		<category><![CDATA[دین]]></category>
		<category><![CDATA[رمضان]]></category>
		<category><![CDATA[عقیده]]></category>
		<category><![CDATA[مذهب]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://lotus.sampad.info/?p=1200</guid>
		<description><![CDATA[اگه در جریان باشین حدود یک ماهی هست که انجمن سمپاد مشغول به کارم. تو این یه مدت که از رمضون گذشته خیلی‌ها اومدن به انجمن سر زدن یا کار داشتن و از این عده تقریبا ۷۰% شون روزه نبودن (داشتن آب‌سرد کن داخل انجمن و خصوصی بودن فضا، کمی محیط رو واسه روزه‌خواری* محیا [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;">اگه در جریان باشین حدود یک ماهی هست که انجمن سمپاد مشغول به کارم. تو این یه مدت که از رمضون گذشته خیلی‌ها اومدن به انجمن سر زدن یا کار داشتن و از این عده تقریبا ۷۰% شون روزه نبودن (داشتن آب‌سرد کن داخل انجمن و خصوصی بودن فضا، کمی محیط رو واسه روزه‌خواری<span style="color: #008080;">*</span> محیا میکنه) یک بار یه حرکتی دیدم از دوستان &#8230; یه چیزی تو مایه‌های مسخره کردن دوستی که روزه‌دار بود و حتی وسوسه اون برای شکستن روزه‌ش. همین باعث شد یه خورده فکرش کنم، به اینکه چرا جامعه به سمتی رفته که خیلی‌ها دین‌داری رو تمسخر میکنن -البته اسم اینی که من منظورمه رو دین‌داری نمی‌شه گذاشت، منظورم همون اعتقادات و سلایق یه نفره- چرا اصلا عده‌ای باید به خاطر علایق و اعتقادات یک نفر اونو به سخره برگیرن؟</p>
<p style="text-align: justify;">افرادی میشناسم که رفتارشون با آدم چادری و غیر چادری کلی تفاوت داره یعنی  یه جورایی تابلو ست که این تفاوت رفتار فقط به خاطر نوع پوششونه. چرا باید  نوع پوشش، نماد عقیده -دینی- باشه؟ چرا باید عقیده -دینی- مبنای رفتار  باشه؟ اگه تا دیروز -و حتی الان تو نظام حکومتی و عرف- آدمای غیر‌مذهبی از لحاظ اعتقادی آزادی کامل نداشتن و حتی گاهی خیلی از عقاید و سلایقشون زیر سوال میرفته -مثل طرح حجاب یا حکم‌های مختلف راجع به روزه‌خواری- چرا الان جامعه که یعنی هر روز روشنفکر تر از دیروز میشه باز همین روال رو داره طی میکنه؟ با این تفاوت که این بار آدمای باحجاب، روزه‌دار و یا حتی دین‌دار مسخره میشن. اگه کسی دنبال آزادی عقیده ست اول خودش باید به آزادی عقیده پایبند باشه.  دین‌ هم نوعی عقیده ست، به ازادی مذهبی‌ها و غیرمذهبی‌ها احترام بذارین.</p>
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #008080;"><strong>پ.ن.</strong> </span>آدما یا روزه میگیرن، یا روزه نمیگیرن، پس به کار بردن اصطلاح روزه‌خواری واسه دسته دوم اشتباهه.</p>
<p><span style="color: #008080;">**</span> عده‌ای رو میشناسم که نماز  نمیخونن ولی روزه میگیرن، سوال شد واسم چرا؟ نماز که خوندنش راحت‌تر از  روزه گرفتنه، چیه که ما رو مجاب به روزه گرفتن میکنه ولی به نماز خوندن نه؟</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://lotus.sampad.info/1389/06/08/opinion/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>2</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>خَلَّةٌ واحده</title>
		<link>http://lotus.sampad.info/1389/06/07/prayer12/</link>
		<comments>http://lotus.sampad.info/1389/06/07/prayer12/#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 29 Aug 2010 12:55:58 +0000</pubDate>
		<dc:creator>احسان</dc:creator>
				<category><![CDATA[روزانه]]></category>
		<category><![CDATA[رمضان]]></category>
		<category><![CDATA[صحیفه سجادیه]]></category>
		<category><![CDATA[مذهب]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://lotus.sampad.info/?p=1021</guid>
		<description><![CDATA[دعای دوازدهم صحیفه‌ی سجادیه این طوری شروع می‌شه:‌ اللهم اِنَّهُ یَحجُبُنی عن مسئلَتِکَ خِلالٌ ثَلاث و تَحدونی علیها خَلَّةٌ واحده خدایا سه خصلت مرا از اینکه چیزی از تو بخواهم باز می‏دارد. و یک خصلت به آن ترغیب می‏کند. یَحجُبُنی امرٌ اَمَرتَ به، فَـاَبطَاْتُ عنه و نهىٌ نَهَیتَنی عنهُ، فَـاَسرَعتُ الیه و نعمةٌ اَنعَمتَ بها [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>دعای دوازدهم صحیفه‌ی سجادیه این طوری شروع می‌شه:‌<br />
<table>
<tbody>
<tr>
<td valign="top">اللهم اِنَّهُ یَحجُبُنی عن مسئلَتِکَ خِلالٌ ثَلاث<br />
و تَحدونی علیها خَلَّةٌ واحده</td>
<td valign="top"></td>
<td valign="top">خدایا سه خصلت مرا از اینکه چیزی از تو بخواهم باز می‏دارد.<br />
و یک خصلت به آن ترغیب می‏کند.</td>
</tr>
<tr>
<td valign="top"></td>
</tr>
<tr>
<td valign="top">یَحجُبُنی امرٌ اَمَرتَ به، فَـاَبطَاْتُ عنه<br />
و نهىٌ نَهَیتَنی عنهُ، فَـاَسرَعتُ الیه<br />
و نعمةٌ اَنعَمتَ بها علَىَّ، فَقَصَّرتُ فی شکرها</td>
<td valign="top"></td>
<td valign="top">باز می‌دارد: امری که به‌آن فرمان‌دادی و از آن سر تافتم.<br />
و کاری که از آن نهی‌م کردی و به سویش شتافتم.<br />
و نعمتی که به من بخشیدی ولی در شکرش کوتاهی کردم.</td>
</tr>
<tr>
<td valign="top"></td>
</tr>
<tr>
<td valign="top">و یَحدونی علی‏ مسئلَتِکَ<br />
تفضّلُکَ علی من اَقبَلَ بوَجههِ الیک<br />
و وَفَدَ بحُسن ِ ظنّهِ الیک</td>
<td valign="top"></td>
<td valign="top">و ترغیب می‌کند به درخواست از تو:<br />
لطفت به آنکه با نیت پاک به تو روی آوَرَد.<br />
و با خوش‌گمانی نزد تو آید.</td>
</tr>
<tr>
<td valign="top"></td>
</tr>
<tr>
<td valign="top">اِذ جمیعُ احسانکَ تفضّل و اِذ کلُّ نِعَمِکَ ابْتِدآء</td>
<td valign="top"></td>
<td valign="top">زیرا همه‌ی احسان‌هایت از روی لطف و همه‌ی<br />
نعمتهایت بی‏پیشینه اند.</td>
</tr>
<tr>
<td valign="top"></td>
</tr>
<tr>
<td valign="top">فَها اَنا ذا یا اِلهی واقِفٌ بِبابِ عِزِّک &#8230;
</td>
<td valign="top"></td>
<td valign="top">و اکنون ای خدای من! در پیشگاهت ایستاده‌ام &#8230;
</td>
</tr>
</tbody>
</table>
<p>‌‌<br />
پ.ن. : حتما جملات عربی رو هم بخونید، فوق‌العاده قشنگ‌ند.<br />
‌</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://lotus.sampad.info/1389/06/07/prayer12/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>مورفی در کلام بزرگان</title>
		<link>http://lotus.sampad.info/1389/06/03/murphy/</link>
		<comments>http://lotus.sampad.info/1389/06/03/murphy/#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 25 Aug 2010 08:15:59 +0000</pubDate>
		<dc:creator>احسان</dc:creator>
				<category><![CDATA[روزانه]]></category>
		<category><![CDATA[ادبیات، فرهنگ و هنر]]></category>
		<category><![CDATA[قوانین مورفی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://lotus.sampad.info/?p=1101</guid>
		<description><![CDATA[وقتی در ترافیک گیر کرده‌ای لاینی که تو در آن هستی دیرتر از بقیه راه می‌افتد. در صورتی که شانس انجام درست یک کار ۵٠-۵٠ باشد، احتمال غلط انجام دادن آن ٩٠٪ است. ۸۰٪ امتحانات پایان ترم بر اساس کلاسی است که در آن غایب بوده‌ای. میزان عشق دیگران به تو، نسبت عکس دارد با [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<blockquote><p>وقتی در ترافیک گیر کرده‌ای لاینی که تو در آن هستی دیرتر از بقیه راه می‌افتد.<br />
در صورتی که شانس انجام درست یک کار ۵٠-۵٠ باشد، احتمال غلط انجام دادن آن ٩٠٪ است.<br />
۸۰٪ امتحانات پایان ترم بر اساس کلاسی است که در آن غایب بوده‌ای.<br />
میزان عشق دیگران به تو، نسبت عکس دارد با میزان علاقه‌ی تو به آنها.</p></blockquote>
<p>لابد جملات فوق رو بارها در ایمیل‌های فورواردی و وبلاگها دیده‌اید. اینها همون قوانین مورفی هستند که احمد سمیعی هم قبلا درباره‌اش نوشته بود. <a href="/1386/08/08/morphys-law/">+</a><br />
نمی‌خوام تکرار مکررات کنم. داستان این‌ه که چند وقت پیش داشتم یکی از این قوانین رو می‌خوندم، به نظرم رسید شباهت زیادی به شعر زیر داره:<br />
چون بد آید، هرچه آید بد شود / یک بلا، ده گردد و ده، صد شود<br />
آتش از گرمی فتد، مهر از فروغ / فلسفه باطل شود، منطق دروغ<br />
پهلوانی را بگرداند خسی / چیره گردد پشه‌ای بر کرکسی<br />
&#8230;¹<br />
<span id="more-1101"></span>استقبال دوستانِ جگرسوخته از این شعر باعث شد سعی کنم شعرهای بیشتری با این سبک و سیاق به یاد بیارم. اینها رو توی پستهایی به عنوان «مورفی در کلام بزرگان» می‌نوشتم. بعدا یکی از مریدان خاص حضرت مورفی پیشنهاد داد که بهتره همه‌ی شعرها در قالب یک نوت جمع بشه.<br />
شاید شما هم بتونید چیزهایی به این مجموعه اضافه کنید:</p>
<p>مورفی در کلام حکیم طوس:<br />
که گیتی سراسر فسوس است و رنج / سرآید همی چون نمایَدْت گنج</p>
<p>مورفی در کلام شیخ عطار:<br />
چون توانستم ندانستم، چه سود؟ / چون بدانستم، توانست‌م نبود</p>
<p>مورفی در کلام شیخ اجل:<br />
اگر صد ناپسند آید ز درویش / رفیقانش یکی از صد ندانند<br />
وگر یک بذله گوید پادشاهی / از اقلیمی به اقلیمی رسانند</p>
<p>ایضا له:<br />
هر کجا دردمندی از سر شوق / گوش بر ناله‌ی حَمام² کند<br />
چهارپایی برآورد آواز / وان تلذذ بر او حرام کند</p>
<p> ادامه دارد&#8230;<br />
‌‌<br />
<hr />
¹ ابتدای یک شعری نسبتا طولانی منسوب به وثوق‌الدوله از رجال سیاسی دوره قاجار.<br />
² کبوتر، فاخته.<br />
‌<br />
‌</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://lotus.sampad.info/1389/06/03/murphy/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>2</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>برادر کوچک</title>
		<link>http://lotus.sampad.info/1389/05/27/%d8%a8%d8%b1%d8%a7%d8%af%d8%b1-%da%a9%d9%88%da%86%da%a9/</link>
		<comments>http://lotus.sampad.info/1389/05/27/%d8%a8%d8%b1%d8%a7%d8%af%d8%b1-%da%a9%d9%88%da%86%da%a9/#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 18 Aug 2010 16:37:43 +0000</pubDate>
		<dc:creator>صادق نقاش‌زاده یزدی</dc:creator>
				<category><![CDATA[روزانه]]></category>
		<category><![CDATA[it]]></category>
		<category><![CDATA[آزادی]]></category>
		<category><![CDATA[اطلاعات]]></category>
		<category><![CDATA[امنیت]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[دیکتاتوری]]></category>
		<category><![CDATA[رایانه]]></category>
		<category><![CDATA[هک]]></category>
		<category><![CDATA[هکر]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://lotus.sampad.info/1389/05/10/</guid>
		<description><![CDATA[خیلی از ماها با عبارت «برادر بزرگ» آشنا هستیم. عبارتی که یادآور دیکتاتوری، اختناق و نفرت است. با گسترش تکنولوژی‌های ارتباطی از یک سو ابزار کمک‌کننده به آزادی بیان زیاد شده است و از سوی دیگر حکومت‌ها را قادر می‌سازد اطلاعات بیشتری از رفتار ما در زندگی روزمره کسب کنند. بدون آنکه خود خبردار شویم. [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>خیلی از ماها با عبارت «برادر بزرگ» آشنا هستیم. عبارتی که یادآور دیکتاتوری، اختناق و نفرت است.<br />
با گسترش تکنولوژی‌های ارتباطی از یک سو ابزار کمک‌کننده به آزادی بیان زیاد شده است و از سوی دیگر حکومت‌ها را قادر می‌سازد اطلاعات بیشتری از رفتار ما در زندگی روزمره کسب کنند. بدون آنکه خود خبردار شویم. کارت‌های بانکی، کارت‌های اعتباری مترو، موبایل‌ها، دروبین‌های مدار بسته و &#8230; همه و همه ردی از ما بر جای می‌گذارند که یک قدرت مسلط می‌تواند با کنار هم گذاشتن آن‌ها اطلاعات ذی‌قیمتی از ما به دست آورد.<br />
این موضوع که حد حریم خصوصی شهروندان در جامعه اطلاعاتی چقدر و کجاست موضوعی است که جای تامل بسیار زیاد دارد.<br />
<a href="http://021.sampad.info/wp-content/uploads/2010/08/LilBroPersian-1.0.pdf">داستان «برادر کوچک»</a> یک نگاه به این موضوع است.<br />
این داستان با مجوز <a href="http://creativecommons.org/licenses/by-nc-sa/3.0/">Creative Commons Atrribution-NonCommercial-ShareAlike 3.0</a> منتشر شده است و با همت <a href="http://LilBroPersian.blogspot.com">تعدادی از علاقه‌مندان</a> به فارسی ترجمه و منتشر شده است.</p>
<p><span id="more-1019"></span><br />
<strong>فصل اول</strong><br />
من دانش‌آموز سال آخر دبیرستان سزار چاوز، در محلهٔ آفتابی «میشن» در‬ ‫سانفرانسیسکو هستم. به همین دلیل هم یکی از تحت‌نظرترین انسان‌های جهان‬ ‫به حساب می‌آیم. اسم من «مارکوس یَلو» است، ولی در موقع شروع این داستان، به‬ ‫اسم ‪ w1n5t0n‬شناخته می‌شدم، که «وینستون» تلفظ می‌شود.‬ ‫این اسم «دابلیو ـ یک &#8211; اِن ـ پنج ـ تی ـ صفر ـ اِن» تلفظ نمی‌شود ــ مگر آن که گوینده‬ ‫ناظمی پرت، و چنان از دنیا عقب باشد که هنوز به اینترنت بگوید «ابَر شاهراه اطلاعاتی».‬ ‫<br />
من آدمی دقیقاً همینقدر پرت می‌شناسم، به اسم «فرِد بنسون»، یکی از سه معاون‬ ‫سزار چاوز. یک آدم حال بهم زن؛ مثل یک دمل ناجور روی سینه بشریت. ولی اگر قرار ‫است آدم زندانبانی داشته باشد، بهتر است طرف کاملاً از مرحله پرت باشد تا این که‬ ‫بداند واقعاً چه به چه است.<br />
‬ ‫صبح یک روز جمعه، همین شخص در سیستم بلندگو مدرسه مرا صدا زد: «مارکوس‬ ‫یلو»، بلندگوها همینجوریش داغون هستند، مِنمِن مادرزادی بنسون که بهشون اضافه ‫بشود نتیجه صدایی می‌شود که بیشتر شبیه تلاش برای هضم یک بوریتوی فاسد شده‬ ‫است تا اعلانات مدرسه. ولی ابناء بشر در تشخیص اسم خود در میان اصوات نامفهوم ‫مهارت دارند ــ این یکی از عوامل تنازع بقاست.‬<br />
 ‫کیفم را برداشتم و درِ لپتاپم را تا سه‌چهارم بسته شدن پایین آوردم ــ نمی‌خواستم‬ ‫دانلودهایم از بین بروند ــ و خودم را برای آنچه در پیش بود آماده کردم.‬ </p>
<p><strong>در مورد نویسنده:</strong> </p>
<blockquote><p>‫کُوری داکترُو، متولد ٧١ ژوئیه ١٧٩١ در شهر تورنتوی کانادا، نویسندهٔ داستان‌های‬ ‫علمی تخیلی، وبلاگ‌نویس، روزنامه‌نگار، و فعال در زمینهٔ تکنولوژی و حقوق دیجیتال‬ ‫است. در گذشته وی مدیر بخش اروپای بنیاد جبههٔ الکترونیک ١ بوده است. او برای‬ ‫رسانه‌ها متعددی از جمله مِیک، اینفورمِیشِنویک، گاردیَن، نیویورک‌تایمز، پاپسای، و‬ ‫لوکاس مقاله می‌نویسد.‬ ‫وی از فعالان آزادسازی حقوق پدیدآورنده (کپی‌رایت) و طرفدار سازمان «کریتیو‬ ‫کامنز» است، و تا کنون نسخهٔ الکترونیکی همه‌ی کتاب‌های خود را تحت یکی از‬ ‫مجوزهای کریتیو کامنز و به طور رایگان ارائه کرده است. از کوری داستانهای متعددی‬ ‫به چاپ رسیده است. پرفروشترین آن‌ها، کتاب حاضر، برادر کوچک، است که در سال‬ ۲۰۰۸ عرضه شد و تا کنون جوایز بسیاری را به خود اختصاص داده است. از دیگر‬ ‫کتاب‌های داکترُو میتوان به «برای بُرد»، «سازنده‌ها»، «کسی به شهر می‌آید، کسی از ‬‫شهر می‌رود»، و «قبیلهٔ استاندارد شرقی» نام برد.‬ ‫آثار داکترُو را می‌توان در سایت شخصی وی، ‪ ،http://craphound.com‬پیدا‬ ‫کرد.</p></blockquote>
<p>‬<strong>پانوشت:</strong><br />
 ۱. با توجه به اینکه در این داستان از اصطلاحات رایانه‌ای زیاد استفاده شده است، شاید دم دست بودن یک متخصص رایانه بخصوص در زمینه شبکه برای افراد ناآشنا در هنگام مطالعه کتاب مفید باشد. هر چند نویسنده در پاورقی توضیحاتی در مورد بسیاری از این اصلاحات و ابزارها داده است. ۲. بعد از داستان کتاب توضیحاتی در مورد امنیت و محرمانگی در اینترنت نوشته شده است. اگر اهل خواندن داستان نیستید اما از اینترنت زیاد استفاده می‌کنید و برای حریم شخصی خود ارزش قائلید، حداقل این قسمت کتاب را مطالعه نمایید. </p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://lotus.sampad.info/1389/05/27/%d8%a8%d8%b1%d8%a7%d8%af%d8%b1-%da%a9%d9%88%da%86%da%a9/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>3</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>آقا عنوان ندارد!</title>
		<link>http://lotus.sampad.info/1389/05/16/untitle/</link>
		<comments>http://lotus.sampad.info/1389/05/16/untitle/#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 07 Aug 2010 04:38:13 +0000</pubDate>
		<dc:creator>حمزه غالبی</dc:creator>
				<category><![CDATA[روزانه]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://lotus.sampad.info/?p=1122</guid>
		<description><![CDATA[خب خیلی تصادفی باهاش آشنا شدم. اطلاعیه یک سخنرانی بود. آنجا برگزار کنندگان، آدرس دفتر تشکلشان را دادند. در اولین برخورد دعوت کرد در برنامه‌های یعدیشان شرکت کنم. و برخورد او باعث شد مدتهای طولانی هر پنج شنبه پای بحث‌هایشان بشینم&#8230; اینجوری پیش برم خوبه؟ فکر می‌کنم حوصلتون سر بره. ممممم بگذارید یک جور دیگه [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;">خب خیلی تصادفی باهاش آشنا شدم. اطلاعیه یک سخنرانی بود. آنجا برگزار کنندگان، آدرس دفتر تشکلشان را دادند. در اولین برخورد دعوت کرد در برنامه‌های یعدیشان شرکت کنم. و برخورد او باعث شد مدتهای طولانی هر پنج شنبه پای بحث‌هایشان بشینم&#8230; اینجوری پیش برم خوبه؟ فکر می‌کنم حوصلتون سر بره. ممممم بگذارید یک جور دیگه شروع کنم. آدم با استعدادی بود. توان تحلیل خوبی داشت. پشتکار -که شرط لازم موفقیت توی هر پروژه‌ای را داشت. درسته که یخورده رگه‌های انحصار طبی داشت اما کار تیمی رو بلد بود. اینجوری بود که توی کارهای مختلف موفق بود&#8230; نه؟ اینجوری هم حوصله‌تان سر می‌رود؟ خوب آقا اصلا ولش کنید صاف برم سر اصلا مطلب. حالا که بیانات حکیمان مقام عظمای سردبیر به ما تکانی داده است. به ذهنم رسید یک نکته‌ای دوباره با هم مرور کنیم. آقا اول اگر حوصله دارید قصه‌ی امدن من به اولین پاتوق سمپاد را بخوانید. حوصله‌تان نمی شود؟ بابا شماها دیگه خیلی بی‌حالین همت کنید بخونید. حتما دلیلی دارد که می‌گویم بخوایند. اینم لینکش:  <a href="http://www.google.com/url?q=http%3A%2F%2F021.sampad.info%2F%3Fp%3D822&amp;sa=D&amp;sntz=1&amp;usg=AFQjCNGfxn1lb0NinCb0RxmiZDJyusrFzg" target="_blank">خانواده بزرگ سمپادی ها</a></p>
<p style="text-align: justify;">می‌دونید همش تقصیر بی‌حوصله‌گی شما هم نیست من هم حسش را ندارم که دوباره بنویسم. خوب اگه خوندین برین سراغ دومی. می خوام در مورد اون نکته ای رو بگویم. اینم لینکش:</p>
<p><a href="http://www.google.com/url?q=http%3A%2F%2F021.sampad.info%2F%3Fp%3D822&amp;sa=D&amp;sntz=1&amp;usg=AFQjCNGfxn1lb0NinCb0RxmiZDJyusrFzg" target="_blank">چهل سال بعد در چنین روزی</a></p>
<p style="text-align: justify;">آقا خلاصه اینکه نه به خاطر اینکه دوستش داریم. نه بخاطر اینکه در مراحل تاسیس انجمن‌مان خیلی زحمت کشیده است. و نه حتی بخاطر اینکه من شخصا با سماجت او اعضای خانواده بزرگی را<a href="http://www.google.com/url?q=http%3A%2F%2Flotus.sampad.info%2F1387%2F04%2F26%2F%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%88%D8%A7%D8%AF%D9%87%25E2%2580%258C%D9%8A-%D8%A8%D8%B2%D8%B1%DA%AF-%D8%B3%D9%85%D9%BE%D8%A7%D8%AF%DB%8C%25E2%2580%258C%D9%87%D8%A7%2F&amp;sa=D&amp;sntz=1&amp;usg=AFQjCNFzEM8tiUuAw9fJhsQ1LO1fbCmXQQ" target="_blank"> دوباره پیدا کرد.</a> نه فقط اینها!!! بلکه همانطور که گفتم «پیوستن اعضای جوان‌تر شرط بقا و تداوم انجمن و <a href="http://www.google.com/url?q=http%3A%2F%2F021.sampad.info%2F%3Fp%3D822%23more-822&amp;sa=D&amp;sntz=1&amp;usg=AFQjCNFgVFA_Tv5HomdwVf-FZbbz_HrvIQ" target="_blank">حضور بزرگتر‌های</a> جمع ضامن ثبات و سلامت جمع است.» به نظر من علی مدرسی هم یکی از بزرگ تر های انجمن است و علاوه بر آن نشانه آنکه چقدر ما می‌تونیم توی انجمن‌هامون سرمایه‌هامون را حفاظت بکنیم. همیشه ظرفیت‌های جدید به قیمت از دست دادن سرمایه‌های قدیمی‌تر نباشد.</p>
<p style="text-align: justify;">پینوشت ۱: مقام معظم سردبیری اگر این اشارت‌های حکیمانه شما نبود حتما میت روی زمین می‌مداند و شاید هم می‌گندید. و خدا سایه تدبیرهای حکیمانه شما را از سر ما کم نکند اما جسارتا و احیانا اصلا زبونم لال درست است که سردبیر سرور ماست اما یک سری از بدخواهان و از آن بدتر خواص بی‌بصیرت معتقدند سردبیر هم گاهی می‌تواند یک تکانی به این کشتی انقریب به گل نشسته بزند و بلاخره سردبیری گفتن نه برگ گل رز. البته ما در التزام کامل به مقام سردبیر هرگز ذره‌ای تردید به خودمان راه نمی‌دهیم که سردبیر را چه به اینکارها همین که وبلاگ را مورد تفقد قرار می‌دهند صفحه را پرینت گرفته من الباب تبرک به دیوار اطاقمان می‌زنیم اما کاش سردبیر کل وبلاگ‌نویسان سمپادی جهان برای این که این عوام ضعیف النفس خدای نکرده تحت تاثیر این وسوسه قرار نگیرند اندگی تکانی نیز به خود بدهند.</p>
<p style="text-align: justify;">پینوشت ۲: خان ما خو خیلی چاکرم:)</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://lotus.sampad.info/1389/05/16/untitle/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>2</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>چهل سالگی</title>
		<link>http://lotus.sampad.info/1389/05/12/%da%86%d9%87%d9%84-%d8%b3%d8%a7%d9%84%da%af%db%8c/</link>
		<comments>http://lotus.sampad.info/1389/05/12/%da%86%d9%87%d9%84-%d8%b3%d8%a7%d9%84%da%af%db%8c/#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 03 Aug 2010 07:50:09 +0000</pubDate>
		<dc:creator>زهرا درگاهی</dc:creator>
				<category><![CDATA[روزانه]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://lotus.sampad.info/?p=1100</guid>
		<description><![CDATA[عاشقی پیداست از زاری دل، نیست بیماری چو بیماری دل علت عاشق ز علتها جداست، عشق اصطرلاب اسرار خداست در این اوضاع وانفسای سینمای ایران و حضور دائمی احمد پور مخبر و جواد رضویان بر روی پرده، چهل سالگی فیلمی است نسبتا عمیق با دیالوگ ها وبازی هایی که به دل می نشیند. چهل سالگی [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: right" dir="ltr">عاشقی پیداست از زاری دل، نیست بیماری چو بیماری دل</p>
<p style="text-align: right" dir="rtl">علت عاشق ز علتها جداست، عشق اصطرلاب اسرار خداست</p>
<p style="text-align: right" dir="rtl">در این اوضاع وانفسای سینمای ایران و حضور دائمی احمد پور مخبر و جواد رضویان بر روی پرده، چهل سالگی فیلمی است نسبتا عمیق با دیالوگ ها وبازی هایی که به دل می نشیند. چهل سالگی روایت دیگری است از داستان عشق، عشقی که بیست سال پیش بر دلی آتش زده و تا امروز هر چند که زیر خاکستر، باقی مانده، روایتی دیگر از شیرینی است که خسرویی بلور دلش را شکسته و بند زدن های فرهاد سودی نداشته است . چهل سالگی برداشتی است مدرن از قصه اول مثنوی معنوی مولانا، قصه شاه و کنیزک و زرگر سمرقندی.</p>
<p style="text-align: right" dir="rtl">خوشتر آن باشد که سر دلبران، گفته آید در حدیث دیگران&#8230;</p>
<p style="text-align: right" dir="rtl">چهل سالگی را ببینید نه به خاطر حضور زیباترین مانکن بین الملی ایرانی، فرزان اطهری (که نامش در پوستر فیلم نیست، عکسش هم)، به خاطر لرزش صدای محمدرضا فروتن وقتی که می گوید: خبرت هست که در شهر شکر ارزان شد&#8230;</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://lotus.sampad.info/1389/05/12/%da%86%d9%87%d9%84-%d8%b3%d8%a7%d9%84%da%af%db%8c/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>3</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>مرگ مغزی یا خواب زمستانی؟</title>
		<link>http://lotus.sampad.info/1389/05/10/brain-death/</link>
		<comments>http://lotus.sampad.info/1389/05/10/brain-death/#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 01 Aug 2010 03:41:51 +0000</pubDate>
		<dc:creator>احسان</dc:creator>
				<category><![CDATA[مهمان‌ها]]></category>
		<category><![CDATA[لوتوس، نویسندگان]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://lotus.sampad.info/1389/05/10/</guid>
		<description><![CDATA[لوتوس همچنان در کماست. پستی نوشته نمی‌شه یا اگرم چیزی نوشته می‌شه برای خالی نبودن عریضه‌ست. شاید بیشتر شبیه این مریضهای مرگ مغزی شده که به زور دستگاه نگه‌شون می‌دارند. دلایل مختلفی می‌تونه داشته باشه. شاید نویسندگان وقت آزاد ندارند، شاید انگیزه‌شون از بین رفته. شاید محدودیت‌های لوتوس مانع می‌شه. هرچی. به دلایلش کار ندارم، [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>لوتوس همچنان در کماست. پستی نوشته نمی‌شه یا اگرم چیزی نوشته می‌شه برای خالی نبودن عریضه‌ست. شاید بیشتر شبیه این مریضهای مرگ مغزی شده که به زور دستگاه نگه‌شون می‌دارند.<br />
دلایل مختلفی می‌تونه داشته باشه. شاید نویسندگان وقت آزاد ندارند، شاید انگیزه‌شون از بین رفته. شاید محدودیت‌های لوتوس مانع می‌شه. هرچی. به دلایلش کار ندارم، سوالم این‌ه: لوتوس قراره دوباره فعال بشه یا نه؟<br />
<span id="more-1012"></span><br />
من هیچوقت طرفدار این ایده نبودم که چیزی رو به زور نگه داریم. هیچ چیز رو! الان هم اصراری ندارم لوتوس زورکی زنده بشه. فقط موافق این حالت پا در هوا نیستم. اگه می‌نویسید که بنویسید اگه هم نمی‌نویسید از قدیم گفتند خوب نیست نعش میت روی زمین بمونه. دستگاه‌ها رو جدا کنید، زمان مرگ رو هم اعلام کنید و خلاص. چه اشکال داره؟ خلاصه تکلیف ما رو روشن کنید، ما  سه تا ایستگاه قبل‌تر باید پیاده می‌شدیم خدا شاهده!!<br />
اما از طرف دیگه هروقت حرف اعلام فوت می‌شه این حرف هم مطرح می‌شه که شاید کسانی هستند که اینجا رو ادامه بدن، فقط نیاز به هماهنگی و احتمالا یک شُک داره که لوتوس دوباره سرپا بشه. خب این احتمال هم وجود داره و اونقدر جدی هست که بشه راجع به‌ش فکر کرد.</p>
<p>من یک پیشنهاد می‌دم برای اینکه تست کنیم ببینیم کمای لوتوس برگشتی داره یا اینکه دچار مرگ مغزی شده:<br />
اول اینکه خودم سعی می‌کنم توی یک ماه آینده هفته‌ای حداقل یک پست «خوب» بنویسم.<br />
دوم از دوستانی که (۱)دستی در نوشتن دارند و (۲)دوست دارند اگه لوتوس فعال بشه جزو نویسندگان باشند (چه اینکه قبلا جزو نویسندگان بودند چه نبودند) خواهش می‌کنم توی این یک ماه هرکدوم حداقل یک پست «خوب» توی هر زمینه‌ای که دوست دارند بنویسند. اجازه می‌گیرم که زمان انتشار پستها دست من باشه.<br />
سعی می‌کنیم در یک ماه آینده هر هفته ۲-۳ بار لوتوس آپ بشه. روی خوب بودن مطالب تاکید دارم.<br />
بعد از این یک ماه، یک ماه بعدش رو ملاک قضاوت می‌گذاریم. اگر این شُک باعث شد دوباره لوتوس روی غلتک بیفته که فبه‌المراد. اگر هم نشد که مرگش رو اعلام می‌کنیم و دست‌کم چهار تا پست حسابی نوشتیم که به عنوان سنگ قبر این رو می‌مونه. چطوره؟</p>
<p>خب این پیشنهاد من بود، نظر اصلی رو سابقون باید بدن که ازشون می‌خوام توی کامنتها اینکار رو بکنن. کسانی هم که می‌خوان پستی بنویسن، لطفا اعلام کنن.</p>
<p>پ.ن.: اینها همه، نظرات شخصی من بود. نه خواننده بودن به کسی حق تعیین تکلیف می‌ده نه من سخنگوی همه‌ی خوانندگان‌م. صرفا دیدگاه شخصی من به عنوان <span style="text-decoration: underline">یکی</span> از خوانندگان بود.<br />
‌ </p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://lotus.sampad.info/1389/05/10/brain-death/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>3</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>رابطه فیس‌بوکی</title>
		<link>http://lotus.sampad.info/1389/05/01/fbfriendship/</link>
		<comments>http://lotus.sampad.info/1389/05/01/fbfriendship/#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 23 Jul 2010 19:50:05 +0000</pubDate>
		<dc:creator>منیره</dc:creator>
				<category><![CDATA[روزانه]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://lotus.sampad.info/1389/05/01/</guid>
		<description><![CDATA[به‌به! چه عجب لوتوس داوون نیست :دی رفتم وبلاگم رو راجع به سمپادیا تو دنیای مجازی آپ کردم بعد گفتم اینجا هم یه چی بگم ببینم نظر شماها چیه: رابطه فیس‌بوکی یه وقت فکر نکنین قصد تبلیغات داشتما (احسان مخاطبم تویی) فقط چون می‌دونستم خیلی‌ها با اینجا راحت‌ترن گفتم اینجا بگم.]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>به‌به! چه عجب لوتوس داوون نیست :دی</p>
<p>رفتم وبلاگم رو راجع به سمپادیا تو دنیای مجازی آپ کردم بعد گفتم اینجا هم یه چی بگم ببینم نظر شماها چیه: <a href="http://monire.ir/1389/05/01/687/" target="_blank">رابطه فیس‌بوکی</a></p>
<p>یه وقت فکر نکنین قصد تبلیغات داشتما (احسان مخاطبم تویی) فقط چون می‌دونستم خیلی‌ها با اینجا راحت‌ترن گفتم اینجا بگم.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://lotus.sampad.info/1389/05/01/fbfriendship/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>3</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>کارگاه خودشناسی و خودآگاهی</title>
		<link>http://lotus.sampad.info/1389/04/28/%da%a9%d8%a7%d8%b1%da%af%d8%a7%d9%87-%d8%ae%d9%88%d8%af%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%b3%db%8c-%d9%88-%d8%ae%d9%88%d8%af%d8%a2%da%af%d8%a7%d9%87%db%8c/</link>
		<comments>http://lotus.sampad.info/1389/04/28/%da%a9%d8%a7%d8%b1%da%af%d8%a7%d9%87-%d8%ae%d9%88%d8%af%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%b3%db%8c-%d9%88-%d8%ae%d9%88%d8%af%d8%a2%da%af%d8%a7%d9%87%db%8c/#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 19 Jul 2010 06:26:38 +0000</pubDate>
		<dc:creator>صادق نقاش‌زاده یزدی</dc:creator>
				<category><![CDATA[روزانه]]></category>
		<category><![CDATA[روانشناسی]]></category>
		<category><![CDATA[کارگاه]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://lotus.sampad.info/1389/04/23/</guid>
		<description><![CDATA[در ادامه تشکیل کارگاه‌های رشد شخصیت یه کارگاه تشکیل شده به نام خودشناسی. خودشناسی شروع توانمند شدن و پیشرفت هر کدوم از ماها است. دوستان در صورت علاقه به شرکت در این کارگاه با دفتر مشاوره روزبه تماس بگیرید. نشانی:‌ یزد، ابتدای خیابان مسکن و شهرسازی تلفن: ۶۲۹۱۵۵۵ این کارگاه عصر روز سه‌شنبه هر هفته [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>در ادامه تشکیل کارگاه‌های رشد شخصیت یه کارگاه تشکیل شده به نام خودشناسی. خودشناسی شروع توانمند شدن و پیشرفت هر کدوم از ماها است. </p>
<p>دوستان در صورت علاقه به شرکت در این کارگاه با دفتر مشاوره روزبه تماس بگیرید.<br />
نشانی:‌ یزد، ابتدای خیابان مسکن و شهرسازی<br />
تلفن: ۶۲۹۱۵۵۵<br />
این کارگاه عصر روز سه‌شنبه هر هفته از ساعت ۱۷:۳۰ لغایت ۱۹:۰۰ تشکیل خواهد شد. اولویت ثبت‌نام با آقایان. هزینه کارگاه ۳۰۰۰ تومان</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://lotus.sampad.info/1389/04/28/%da%a9%d8%a7%d8%b1%da%af%d8%a7%d9%87-%d8%ae%d9%88%d8%af%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%b3%db%8c-%d9%88-%d8%ae%d9%88%d8%af%d8%a2%da%af%d8%a7%d9%87%db%8c/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>3</slash:comments>
		</item>
	</channel>
</rss>
