دی ۰۳
سلام.
تصمیم دارم گاهی که شعری یا مطلبی میخونم و برام جالبه، اینجا بنویسم که دوستان هم لذتی ببرن، همین جوری!
به نظرتون خوبه؟ باکیش نیس؟
ای روی تـو، مـاه عالــم آرای همـه
وصــل تو شب و روز تمـنـای همــه
گـر با دگـران بـه ز منـی، وای به مـن
ور با همهکس همچو منی وای همه
نوشته ای از مهدی امیرحیدری
\\ tags: همین جوری!
آذر ۱۹

قرار است تا سمپادی ها بیشتر یکدیگر را بشناسند
قرار است تا سمپادی ها از تخصص های هم باخبر باشند
قرار است تا سمپادی ها به افتخارات هم مباهات کنند
برای این قرارها لازم است تا هر سمپادی یک رزومه داشته باشد
رزومه ی کاری یا درسی یا یک رزومه ی کاملا عادی یا یک رزومه ی کاملا سمپادی!
رزومه ی خود را بدون فوت وقت به صادق ایمیل کنید (sadeqn درgmail.com)
این هم سپادی هایی که رزومه دارند:
نوشته ای از مهسا محق
آذر ۱۳
وقتی یکی می میره چه اتفاقی می افته؟ درسته که باهاش بر خورد نداری اما تو ذهنت هست. اگر شخصی باشه که چندان باهاش برخورد نداشتید، اصلا شاید مرگ توفیری ایجاد نمی کنه. یعنی فرد چه قبل و چه بعد همچنان در ذهن شما هست. البته یه جورایی این نوع رابطه، رابطه ای است که زنده و مرده ی «دیگری» در آن تفاوتی ایجاد نمی کنه. البته علاقه حتما باعث می شه که وضعیت خوشایند تری را برای دیگری بخواهی که همان زنده بودن است. اما رابطه ای که فقط در ذهن باشد مرده و زنده اش فرقی نمی کنه. جوری که فردی که می میره انگار همچتان زنده است. نقیضش شاید بشود اینکه اگر «دیگری» فقط در ذهن ما زنده باشد، انگار مرده است.
می خواستم برای برنامه معارفه صادق یادداشت بنویسم، به آرشیو وبلاگ مراجعه کردم. یکدفعه متوجه شدم یکی که خیلی سرزنده بود، یکی که پر انرژی ترین عضو انجمن بود، یکی که جزء موسسین انجمن بود، یکی بود که همت فروان داشت برای راه اندازی شعبه تهران، یکی که با پیگیری های او ۰۲۱ متولد شد. حالا فقط خاطره اش هست. یعنی فقط توی ذهن ما زنده است. وای یعنی انگار مرده. لعنت به این روزگار که آدما رو می کشه. یعنی به نظر شما وحشتناک نیست که آدما مدتها باشند ولی یک دفعه دیگر نباشند.
دلم می سوزه برای کسایی که یه جورای خودکشی می کنند. فقط می شن یک خاطره فراموش شدنی. اما اینجا شاید پای یک قاتل در میان باشه. یکی که یکی از ما را کشت. مظنون تویی! آره آقا سعید تو قاتلی باید خیلی رکوع کنی که آمرزیده بشی.
نوشته ای از حمزه غالبی
آذر ۱۳
و این چنین شد که تابلوی زندگی تک نفره ی بابای ما هم دو نفره شد

صادق خان ، مریم جان! پیوندتان مبارک.
این پیوند نیکو رو به تمام سمپادی های یزدی تبریک گفته. و روزهای خوبی رو واسه این دو عزیز رفته از دست (:دی) آرزومندیم. با تشکر ستاد تبریک گویی اعیاد که خیلی ذوق کرده و ذوقش کور شده :دی
پ.ن. برای ثبت در تاریخ : چهارشنبه ۱۱ آذر ۸۸
نوشته ای از منیره
\\ tags: ازدواج, سمپادی
آذر ۰۵
از وبلاگ گروهی تیرماه ۸۶ تا لوتوس آذر ماه ۸۸
ایدهی وبلاگ گروهی اولین بار به ذهن کی و چهطور خطور کرد رو نمیدونم. فقط یادم میاد یکشنبه روزی بود که آقای دکتر امیرحیدری ازم خواستن تو جلسه هماهنگی یک وبلاگ گروهی شرکت کنم. بعد از ظهر سه شنبه ۱۹ تیر ۸۶ جلسه ای با حضور آقایان دکتر امیرحیدری و دکتر مدرسی، صادق نقاشزاده و احمد سمیعی ، خانم محق و خانم درگاهی و من ، تو انجمن سمپاد برگذار شد. هرچند در طی جلسه بیشترین بحث حول آدرس و نام وبلاگ بود ولی همینکه همه از ایده استقبال کردن باعث ایجاد یه انگیزه و تحرکی بین دوستان شد. یک ماه فرصت خوبی بود برای رایزنی بیشتر و انتخاب اسم و تنظیم قوانین و تست وبلاگ. وبلاگی که خیلی زود از راچینه بودن به لوتوس تغییر نام پیدا کرد. و لوتوس رسما از تاریخ شنبه ۲۷ مرداد با نوشتهای از آقای دکتر امیر حیدری با عنوان لوتوس از کجا آمد؟ شروع به کار کرد.
بماند که چه قدر از اون پست تا به حال لوتوس تغییر جهت و ایده داده با اینکه تعداد نویسندگانش بیشتر شده ولی خیلی دردناکه وقتی میبینیم اون شور و شوق به این سکوت و رخوت رسیده. ولی باز جای امیدواری داره، لوتوس رسمی رو تو سمپادیها بنا گذاشت که باعث نزدیکی بیشتر دوستان در دنیای مجازی شد، جایی رو فراهم کرد که بشه ورای جو خشک و رسمی خود سایت سمپاد، از ایده و نظرات بقیه دوستان سمپادیمون اطلاع داشته باشیم. با هم حرف بزنیم و تبادل نظر کنیم.
یادمه روز اولی که بحث سر آدرس وبلاگ (دامنه) اش بود وقتی ایده استفاده از دامنه ی سمپاد.اینفو مطرح شد یکی از مواردی هم که بیان شد همین افزایش تعداد وبلاگهای گروهی سمپاد بود. همون طور که میدونین تو این دو سال و خورده ای حدود ۳ وبلاگ دیگه روز دامنه sampad.info راه اندازی شده (۰۲۱ و گردشگری و یاد) میتونه نشونه این باشه که لوتوس به اهداف بزرگترش رسیده.
معارفه و تودیع سردبیری
بارها دیده بودم آقای نقاشزاده از کم لطفی دوستان لوتوسی گلایه میکنن. حق هم دارن! تا یادم میاد همیشه واسه سمپاد امید و آرزو داشتن و دارن. و چه قدر هم دوست دارن بچههای سمپاد دور هم جمع بشن و با هم صمیمی باشن. هر وقت هم بحث لوتوس میشد، تایید میکردن که «لوتوس نویسنده جدید میپذیرد.» یا هر بار که پیشنهاد نوشتن مطلبی میدادم میگفتن چرا خودت نمینویسی؟* اینکه چی شد باز تصمیم بگیرم بنویسم، بماند ولی از همه بیشتر خواست و تلاش صادق واسم ارزش داشت. وقتی میدیدم که چه قدر صادق دوست داره لوتوس از این سکوت و رخوت در بیاد، دوست داشتم دستی به سر و روش کشیده بشه. خلاصه؛ گفتم شاید بشه با تغییر ظاهر حداقل حس بهتری رو القا کرد (خیلی بده آدم هنوز وارد جمعی نشده و هنوز بقیه قبولش نکردن بیاد و دست به آشوب و انقلاب بزنه.) قالب و اضافه کردن افزونه و یه سری تغییرات جزئی بود، دیدیم اینکه هی من بخوام پیشنهاد بدم و صادق عملی کنه خیلی سخته. این شد که پیشنهاد عوض شدن سردبیر مطرح شد ** بالاخره چند روز پیش پس از یه رأی گیری ایمیلی از دوستان نویسنده به اتفاق آرا (البته بماند که خیلیها هنوز رای ندادن) اینجانب منیره منتظری به عنوان سر دبیر جدید انتخاب شدم (هه! سخت بود گفتنش :دی تقصیر صادق ه که خودش نمیاد پست معارفه سردبیری بذاره)
از همینجا تشکر میکنم از صادق خان بابت تمام زحماتی که واسه لوتوس (و به طور عامتر سمپاد) کشیده و میکشه. واقعا سمپاد باید به وجود چنین نیروی دلسوزی به خودش بباله (بابای خودمه اصلا) امیدوارم بقیه دوستان هم قدرش رو بدونن (اسمایلی چاکریم) و همچنین؛ خوشحال میشم پیشنهادات و انتقادات خودتونو بهم بگین. و البته بیشتر وقتی خوشحال میشم اگه بتونم انگیزهای واسه فعالیت بیشتر نویسندگان ایجاد کنم .
در ضمن«لوتوس نویسنده جدید میپذیرد.»
پ.ن.
* صحبت سر ناز کردن نیست. خوب دلخوریای بود از همون روز اول، که باعث شد تو این دوسال حتی دلم نخواد وارد داشبورد وبلاگ بشم. آدم کینهای هم نیستم ولی خوب هیچ وقت حس نکردم واقعا میتونه حضورم واسه لوتوس مفید باشه. این بود که همیشه سعی کردم فقط لوتوسخوان خوبی باشم.
** به نظر خودم اسم سردبیری واسه لوتوس کمی سنگینه، منم فقط دوست داشتم به بعضی قسمتهای مدیریت دسترسی داشته باشم.
*** عقّ! چه قَّ سخته واسه لوتوس مطلب نوشتن. عُ چه قَّ هم من از پرانتز استفاده کردم.
نوشته ای از منیره
\\ tags: سمپاد, لوتوس
آبان ۲۳
مقدمه : آقا این «پیش از ازدواج» واسه کارگاه اسم ثقیلیه :دی آدم نمیتونه (جزئت نمیکنه) به دو نفر بگه چنین گارگاهی رفته. من شخصا وقتی میخواستم از خانواده اجازه ثبت نام بگیرم مجبور شدم بگم «کارگاه آموزش مهارتهای زندگی» هست. یه جمعبندی کلی نوشتم واسه افرادی که شاید بخوان بدونن کارگاه چه طور برگذار شد، یا حتی شاید علاقه داشته باشن در کارگاههای بعدی شرکت کنن :
خوشحالم که کارگاه رو رفتم، شاید بعضی چیزا رو از قبل میدونستیم ولی باز نیاز به مرور و تعمق داشتند و البته بعضی چیزایی هم که تا اون زمان بهش اهمیت نمیدادیم با توضیحات مشاورین (خانم عطارها و آقای دهقانیزاده) و دوستامون تازه میفهمیدیم چه قدر میتون در زندگی مهم باشن. کارگاه در سه نوبت و ۱۴ ساعت برگذار شد. ولی وقتی توضیحات تئوری با نظرات دوستان و بحث و گفتگو همراه میشد اصلا احساس خستگی به آدم دست نمیداد. در عین حال بازیها و تعبیرهای جامع اونها باعث شادی و به هیجان اومدن افراد و افکارشون میشد و همچنین نقش عمیقتری بر ذهن میگذاشت.

جدای از آموزشهای مفید کارگاه، اون جو صمیمی و روراستی بچه ها رو دوست داشتم. اینکه به هم قول داده بودیم بر اساس بازیها و گفتگوها نسبت به هم قضاوت نداشته باشیم، اینکه اعتماد کردیم دوستهای راز داری برای هم باشیم (هر چند شاید راز خاصی هم گفته نشد) در نگاه اول فکر میکردم چون برنامه با دوستای سمپادی هست و از قبل با هم آشنا هستیم، راحت نخواهم بود و یا حتی باعث تغییر برداشت و رفتار اونها نسبت به خودم و یا برداشت من نسبت به اونها میشه ولی خوشبختانه میشه گفت یکی از خوبیهای کارگاه همین آشنائیت دوستان با هم بود، آشنائیتی که باعث میشد احساس غریبگی نکنیم و راحتتر به هم اعتماد کنیم.

سرفصل های جزئی تر :
آشنایی : جذابیتها ، فواید و محدودیتهای آشنایی ، ده اشتباه دوره اشنایی و …
عشق : تعریف عشق، خصوصیات فرد عاشق و …
انتخاب همسر : ازدواج موفق ، دلایل درست و نادرست ازدواج ، چه کسانی برای ازدواج مناسب نیستند ، افرادی که به هم نمیخورند (شرایط مشکلزا) ، تفاهم ، علائم هشداردهنده و …
نامزدی و سال اول زندگی
پ.ن. در این دوره ۱۶ نفر از دوستانتون از این کارگاه استفاده بردند (با توجه به محدودیت مکان و نحوه کنترل و اجرای کارگاه، بهترین بازدهی هم برای بیشتر از این تعداد مقدور نبود) امیدواریم در نوبت های بعد شما یکی از شرکتکنندگان این کارگاه باشید (اسمایلی تبلیغات)
ی
نوشته ای از منیره
\\ tags: ازدواج, سمپادی, کارگاه
آبان ۱۹
مقدمه : قرار بود پست بعدی رو که مینوسم اول خودمو معرفی کنم : منیره هستم یک منتظری، خروجی ۸۴ سمپاد یزد. ریاضی دانشگاه صنعتی اصفهان میخوندم ولی ولش کردم. به عکاسی علاقه دارم. یه آبجی سمپادی سمپادی دارم. البته بابا و داداشیها و عامو و خاله هم هستند :دی اطلاعات دیگه که لازم نیست؟
وبلاگ روی هاست شخصی (وردپرس)
خیلی فرق هست بین داشتن وبسایت و وبلاگ (تفاوت عمده ای که در وبسایت و وبلاگ مشاهده میشود امکان نظردهی برای هر پست وبلاگ است که در اغلب وبسایتها چنین امکانی تعبیه نشده. و کلا هم ماهیت و اهداف این دو فرق میکنه) و خیلی فرق هست بین داشتن وبلاگ روی هاست شخصی و یا وبلاگهای سرویسدهندگان رایگان (بلاگفا، میهن بلاگ، پرشین بلاگ، بلاگها، وردپرس، بلاگر و …) هر کدوم از سرویسدهندگان رایگان امکاناتی دارن که بنا به عادت و سلیقه و کار هر فرد قابل تامل است. مزیتی که وبلاگ روی هاست شخصی داره امکان ارتقا و گسترش اونه. چیزی که باعث میشه خیلیها حاضر بشن در ازای اون ، مشکلات مدیریت هاست و دومین و البته پرداخت هزینه رو متقبل بشن. همه اینا رو گفتم که بگم خیلی زشته آدم وبلاگ روی هاست شخصی و قدرت ارتقا داشته باشه ولی بهش دست نزنه و مثل یک وبلاگ معمولی باهاش رفتار کنه.
۱٫ اولین قدمی که برای متفاوت کردن وبلاگ نسبت به حالت اولیه آن به نظر میرسه عوض کردن قالب اون هست. همون طور که میبینین یک ماهی است که لوتوس قالب جدید به خودش گرفته. البته باز بگم پیشنهاد قالب جدید پذیرفته میشود (:دی اسمایلی تصمیمگیری از جانب سردبیر) و کلا توصیهام به دوستانی که وبلاگ روی هاست شخصی دارن این است که یه سر به قسمت قالبهای وردپرس فارسی بزنن.(به جان من اون تم دیفالت اصلا برازنده یک وبلاگ خوب نیست)
۲٫ دومین مورد قابل ارتقاء وبلاگها افزونههای اون هست. افزونههای مختلفی تو خود سایت وردپرس هست (+) از اضافه کردن عکسهای فلیکر گرفته تا افزونههای مربوط به توییتر و سایتهای اجتماعی دیگه تا … یه افزونه مفیدی که لطف کردند و واستون نصب کردند (امیدوارم مفید واقعا بشه) افزونه private messages یا همون پیام خصوصی هست. این افزونه برای وبلاگهای گروهی همچون لوتوس ، ۰۲۱ و یا حتی گردشگری کارایی بالایی داره. از این طریق میتونین با بقیه دوستان نویسنده (یا همون اعضاء) وبلاگ در ارتباط باشید بدون اینکه کسی فالگوش وایسه (بهتون قول میدم مدیر سایت یا همون سردبیر و غیره هم بهش دسترسی ندارند)
پ.ن. در ضمن دقت کردین که این کلید «چینش به صورت کامل» (Alt+Shift+J) هم چیز جالبیست؟
نوشته ای از منیره
\\ tags: اینترنت, تکنولوژی, زندگی مجازی, لوتوس, وب, وبلاگ
آبان ۱۸
سلام.
من به این که بعض افراد، بنا به اختیاراتشون، نوشته هاشون را میزارن بالای صفحه اعتراض دارم!!!!!!
این مورد در قوانینی که برای لوتوس بود، به من اطلاع داده نشده بود!!! خواهشمند است در این باره توضیح دهید.
نوشته ای از مصطفی نظری
دیدگاههای تازه