شور و شوق آموزش

دوشنبه, مهر ۲۲م, ۱۳۸۷

همیشه یادگیری چیزهای جدید، حس خاصی را در من بوجود می آورد. احساس جوانی! شوق آموختن دوران کودکی. الف، ب، پ، … لوحه، سرمشق و کارت آفرین و صدآفرین و …
اما گاهی احساس می کنم دیگه همه چیز رو بلدم و اینجاست که شروع فرورفتن در گرداب هست. به قول استادی همیشه باید فکر کنی و به استادت هم نشان بدهی که هیچ نمی دانی تا بهترین چیزها را به تو آموزش دهد و تو هم به بهترین نحو یادبگیری. اما این حس خودپسندی و غرور گاهی مانع از این می شود که بگویم بلد نیستم.
اما هنوز هم وقتی شروع به یادگیری چیز جدیدی می کنم همان اشتیاق را در خود زنده می یابم، گویا می خواهم پرده ها را کنار زده و به اوج پرواز کنم.
خدایا لذت آموزش را هیچ گاه از ما مگیر.

داستان آموزش

دوشنبه, مرداد ۷م, ۱۳۸۷

بعضی ها ۴ سال و بعضی ۷ سال اونجا درس خوندیم. تو یک محیط خاص!! رشد !! پیدا کردیم. حالا چی شده نتیجه اش؟ چند درصد از ما واقعا اونطور که باید استعداد هامون رو شناختیم؟ چند درصد از ما به دنبال اون رفتیم؟ به دنبال رویاهای شخصیمون؟ و چند در صد موفق شدیم یک فرزانه واقعی در اجتماع باشیم؟

خواندن ادامه‌ی این نوشته »