دوستانی که تمایل به تماشای کلیپهای پخششده در ۱۱ فروردین دارند یا دنبال بروشورهای نمایشگاه هستند یه سر به سایت همایش ۱۱ فروردین بزنند.
«این پارهخط را نه به جهتِ جوشِ مسوولان مینویسم -که خدا نیاورد شیرشان خشک شود و نه به نیتِ خروشِ مردمان -که خدا نکند حنجرهشان خش بردارد- که مدتهاست ناامیدم… این نوشته را مینویسم در این روزگارِ وانفسا فقط به یک هدف؛ یک هدفِ ملی…. این پاره خط دستِ بالا یک میلگرد است که سرش یک تکه صفحهی فلزیِ سیاه رنگ جوش دادهاند، و روش با قلمموی مندرس و رنگی سفید، پیرمردی بدخط نامِ “استعدادهای درخشان” و قطعه و ردیف را نگاشته است… فقط برای این که در میانِ گورهای فراوانِ نهادهای فروپاشیدهی این روزگار، گورِ استعدادهای درخشان را پیدا کنیم… حتا “سنگی بر گوری” هم نیست…»
آقای امیرخانی را که حتما همه شماها می شناسید. درددلی نوشته که فکر کنم همگانی است. این درددل را نیما مضروب در وبلاگ سمپادیا آورده است. گویا درددل ناگفته اغلب سمپادیهاست. شما هم بخوانید، بد نیست.
سیستم پرداخت الکترونیک انجمن سمپاد ایجاد شده است ولی هنوز آزمایشی است!
برای کمک به توسعهدهندگان سیستم، به نشانی http://pay.sampad.info بروید و یکی از موارد پرداخت را انتخاب کنید و مراحل پرداخت الکترونیک را انجام دهید.
همانطوری که اعلام شده پولی که پرداخت میکنید به شما بازگشت داده نمیشود اما این پول به حساب انجمن واریز میشود. با اینکار به دو صورت به انجمن کمک میکنید، از یک طرف توان مالی انجمن را تقویت میکنید و از طرف دیگر توسعهدهندگان این سیستم میتوانند کارایی آن را بررسی و نقاط ضعف و قوت آن را بیابند.
احتمالا برای تمدید کارت عضویت میتوانید ضمن هماهنگی تلفنی با انجمن پرداخت حق عضویت را از طریق سایت انجام دهید. اطلاعات بیشتر را تلفنی از انجمن سوال کنید!
لطفا فراموش نکنید پرداختهاتون را اینجا با کامنت اعلام کنید که بشه بررسی کرد.
از وبلاگ گروهی تیرماه ۸۶ تا لوتوس آذر ماه ۸۸
ایدهی وبلاگ گروهی اولین بار به ذهن کی و چهطور خطور کرد رو نمیدونم. فقط یادم میاد یکشنبه روزی بود که آقای دکتر امیرحیدری ازم خواستن تو جلسه هماهنگی یک وبلاگ گروهی شرکت کنم. بعد از ظهر سه شنبه ۱۹ تیر ۸۶ جلسه ای با حضور آقایان دکتر امیرحیدری و دکتر مدرسی، صادق نقاشزاده و احمد سمیعی ، خانم محق و خانم درگاهی و من ، تو انجمن سمپاد برگذار شد. هرچند در طی جلسه بیشترین بحث حول آدرس و نام وبلاگ بود ولی همینکه همه از ایده استقبال کردن باعث ایجاد یه انگیزه و تحرکی بین دوستان شد. یک ماه فرصت خوبی بود برای رایزنی بیشتر و انتخاب اسم و تنظیم قوانین و تست وبلاگ. وبلاگی که خیلی زود از راچینه بودن به لوتوس تغییر نام پیدا کرد. و لوتوس رسما از تاریخ شنبه ۲۷ مرداد با نوشتهای از آقای دکتر امیر حیدری با عنوان لوتوس از کجا آمد؟ شروع به کار کرد.
بماند که چه قدر از اون پست تا به حال لوتوس تغییر جهت و ایده داده با اینکه تعداد نویسندگانش بیشتر شده ولی خیلی دردناکه وقتی میبینیم اون شور و شوق به این سکوت و رخوت رسیده. ولی باز جای امیدواری داره، لوتوس رسمی رو تو سمپادیها بنا گذاشت که باعث نزدیکی بیشتر دوستان در دنیای مجازی شد، جایی رو فراهم کرد که بشه ورای جو خشک و رسمی خود سایت سمپاد، از ایده و نظرات بقیه دوستان سمپادیمون اطلاع داشته باشیم. با هم حرف بزنیم و تبادل نظر کنیم.
یادمه روز اولی که بحث سر آدرس وبلاگ (دامنه) اش بود وقتی ایده استفاده از دامنه ی سمپاد.اینفو مطرح شد یکی از مواردی هم که بیان شد همین افزایش تعداد وبلاگهای گروهی سمپاد بود. همون طور که میدونین تو این دو سال و خورده ای حدود ۳ وبلاگ دیگه روز دامنه sampad.info راه اندازی شده (۰۲۱ و گردشگری و یاد) میتونه نشونه این باشه که لوتوس به اهداف بزرگترش رسیده.
معارفه و تودیع سردبیری
بارها دیده بودم آقای نقاشزاده از کم لطفی دوستان لوتوسی گلایه میکنن. حق هم دارن! تا یادم میاد همیشه واسه سمپاد امید و آرزو داشتن و دارن. و چه قدر هم دوست دارن بچههای سمپاد دور هم جمع بشن و با هم صمیمی باشن. هر وقت هم بحث لوتوس میشد، تایید میکردن که «لوتوس نویسنده جدید میپذیرد.» یا هر بار که پیشنهاد نوشتن مطلبی میدادم میگفتن چرا خودت نمینویسی؟* اینکه چی شد باز تصمیم بگیرم بنویسم، بماند ولی از همه بیشتر خواست و تلاش صادق واسم ارزش داشت. وقتی میدیدم که چه قدر صادق دوست داره لوتوس از این سکوت و رخوت در بیاد، دوست داشتم دستی به سر و روش کشیده بشه. خلاصه؛ گفتم شاید بشه با تغییر ظاهر حداقل حس بهتری رو القا کرد (خیلی بده آدم هنوز وارد جمعی نشده و هنوز بقیه قبولش نکردن بیاد و دست به آشوب و انقلاب بزنه.) قالب و اضافه کردن افزونه و یه سری تغییرات جزئی بود، دیدیم اینکه هی من بخوام پیشنهاد بدم و صادق عملی کنه خیلی سخته. این شد که پیشنهاد عوض شدن سردبیر مطرح شد ** بالاخره چند روز پیش پس از یه رأی گیری ایمیلی از دوستان نویسنده به اتفاق آرا (البته بماند که خیلیها هنوز رای ندادن) اینجانب منیره منتظری به عنوان سر دبیر جدید انتخاب شدم (هه! سخت بود گفتنش :دی تقصیر صادق ه که خودش نمیاد پست معارفه سردبیری بذاره)
از همینجا تشکر میکنم از صادق خان بابت تمام زحماتی که واسه لوتوس (و به طور عامتر سمپاد) کشیده و میکشه. واقعا سمپاد باید به وجود چنین نیروی دلسوزی به خودش بباله (بابای خودمه اصلا) امیدوارم بقیه دوستان هم قدرش رو بدونن (اسمایلی چاکریم) و همچنین؛ خوشحال میشم پیشنهادات و انتقادات خودتونو بهم بگین. و البته بیشتر وقتی خوشحال میشم اگه بتونم انگیزهای واسه فعالیت بیشتر نویسندگان ایجاد کنم .
در ضمن«لوتوس نویسنده جدید میپذیرد.»
پ.ن.
* صحبت سر ناز کردن نیست. خوب دلخوریای بود از همون روز اول، که باعث شد تو این دوسال حتی دلم نخواد وارد داشبورد وبلاگ بشم. آدم کینهای هم نیستم ولی خوب هیچ وقت حس نکردم واقعا میتونه حضورم واسه لوتوس مفید باشه. این بود که همیشه سعی کردم فقط لوتوسخوان خوبی باشم.
** به نظر خودم اسم سردبیری واسه لوتوس کمی سنگینه، منم فقط دوست داشتم به بعضی قسمتهای مدیریت دسترسی داشته باشم.
*** عقّ! چه قَّ سخته واسه لوتوس مطلب نوشتن. عُ چه قَّ هم من از پرانتز استفاده کردم.
دیشب ۵۴ امین پاتوق سمپاد یزد برگزار شد (½۴=۱۲÷۵۴) یعنی حدود ۴ سال و نیم هست که اولین چهارشنبه ی هر ماه دوستان سمپادی دور هم جمع میشیم و دیداری تازه میکنیم.
بحثی بود راجع به ساعت پاتوق، حرف من این بود که چرا پاتوق طوری پیش رفته که همه عادت کردن بیشترین تجمع رو ساعت های پایانی شب داشته باشن. واسه خیلی از دخترا (به شخصه و دوستام) خیلی سخته بیش از ساعت ۹ بیرون از منزل بمونیم. هم عرف یزد نمیپسنده، هم خانواده و البته خود افراد. پیشنهاد دادند که شماها میتونین با دوستاتون قرار بذارین و زودتر بیاین که بتونین زودتر برین. ولی باز حرف من این بود که اگه قراره من فقط بیام و دوستام رو ببینم که ترجیح میدم زمان و مکانی بهتر از پاتوق رو برای دیدن دوستام انتخاب کنم. اگه هدف آشنایی بیشتر با جمع سمپادی و دیدن سایر دوستان هست پس چرا طوری برنامه رو نمیچینن که حداقل خیلی ها مشکل ساعت نداشته باشن.
گفتند خوب بعضیا هم هستند که اون ساعات اولیه رو نمیتونن بیان (بهونه ی کار) ولی باز فکر نمیکنم تعداد این افراد اون قدر زیاد باشه که به تعداد گروه اول بچربه. یا مثلا این قدر عادت شده واسه بچه ها که دیر بیان که عملا فقط افرادی میان پاتوق که میتونن تا دیر وقت بیرون بمونن. افرادی مثل من هم که مشکل دارن یا کلا نمیان و یا وقتی میان از مجلس فیض نبرده باید برن و این میشه که فکر پاتوق رفتن کلا از سر بیرون میکنن
ندانم … شاید بهتر باشه از ماه آینده توی سایت به جای اینکه بگن بعد از اذان مغرب (و تهش رو مشخص نکنن) بگن که حتی المقدور ساعت ۷ اونجا باشین. یه جور تعهد اخلاقی.
پ.ن. یادم اومد یه سری بحث بود اسم پاتوق رو عوض کنیم، یکی پیشنهاد اسمشو بذاریم شب نشینی :دی
بی ربط نوشت : قاعدش این بود که چون اولین پستی هست که اینجا مینویسم خودمو معرفی کنم و یه خورده چاق سلامتی و اینا ، که انشالا در پست بعدی :دی
سلام.
دیشب پانزدهمین مراسم ۱۱فروردین برگزار شد.
دست همهی برگزارکنندگان درد نکنه. خیلی جالب و خاطرهانگیز بود، و مشخص بود که این دوستان واقعاً زحمت کشیده بودن.
دیدن دوبارهی بعضی از دوستان بعد از سالها، خیلی خوب بود.
سال ۷۳ که از دبیرستان فارغالتحصیل شدیم، در انتهای تابستون برای دیدار دوباره، ۱۱ فروردین سال بعد رو تعیین کردیم، و ۱۱ فروردین ۷۴ این دیدار با یه جمع کمتر از ۳۰ نفره برگزار شد. دیشب واقعاً برام جالب بود که این قرار، به پانزدهمین سال رسیده و اون جمع کمتر از ۳۰ نفر، به این جمع چندصدنفره.
امیدوارم این برنامه بتونه سالیان سال با همین شور و شوق برگزار بشه.
ممنون از همهی دوستانی که وقت و پولشون رو هدیه کردن تا این برنامهی زیبا برگزار بشه.
ایام بهکام.
مهدی امیرحیدری
۱۲ فروردین ۸۸
خیلی خیلی خلاصه:
- مجوز انجمن تمدید شد.
- دکتر امیرحیدری از عضویت در هیات مدیره انجمن سمپاد استعفا داد.
- …
این نوشته تعریضی است به نوشته های متعدد دوست عزیزم ، آقای دکتر مدرسی و بواسطه نقدی است که می توان برای پویایی و قوت بیشتر سمپاد مطرح نمود – انشاالله اگر از این چله سر برون کند – که کرمهای تو ما را کرد گستاخ …
************************** ادامه مطلب …»
آخرین دیدگاهها