فروردین ۲۶

توضیح: ضمن مباحث مربوط به اطلاع‌رسانی در مورد لوتوس کامنتی نوشتم. بعد فکر کردم شاید بد نباشه با توضیحات تکمیلی به عنوان یک پست جدا بنویسم‌ش که بقیه هم نظر بدن و اینها.

اطلاع‌رسانی Pull و Push

به نظرم اطلاع‌رسانی\تبلیغات رو می‌شه به دو دسته‌ی Pull و Push تقسیم کرد؛ دسته‌ی Pull اونهایی هستند که مختاری بهشون توجه بکنی یا نکنی. مثل تبلیغات تلویزیونی که اگه دوست نداشتی تلویزیون رو خاموش می‌کنی یا می‌زنی یک کانال دیگه و …. دسته‌ی Push هم اونهایی هستند که بدون خواست تو، خودشون رو به کانون توجه‌ت وارد می‌کنند. مثل اس‌ام‌اس تبریک دستگیری ریگی که وزارت اطلاعات فرستاد یا انوع تبلیغات اس‌ام‌اس‌ی و تلفنی که این روزها رایج شده. اگر بخوام توی فضای سایبر مثال بزنم سایتی که توش سابسکرایب می‌کنیم که برامون ایمیل بفرسته از نوع Pull و ایمیل‌های اسپم از نوع Push هستند.
ادامه مطلب …»

نوشته ای از احسان \\ tags: ,

فروردین ۲۳

واسه مراسم ۱۱ فروردین که آقای لغوی بهم گفتند که واسه غرفه‌های نمایشگاه باید بروشور تهیه بشه، ایمیلی زدم به نویسندگان لوتوس. اگه اشتباه نکنم اوایل اسفند بود و بروشور باید ۲۰ اسفند ماه آماده می‌شد. جالب بود واسم که تو این مدت هیچ احدی حتی به ایمیلم جواب نداد، فقط صادق (و البته مامان) چون خودش غرفه پرداخت رو داشت تا حدی در جریان بود، کمی هم‌فکری کرد. ولی باز دست تنها بودم که آخر متوسل شدم به آقای احسان. گفتم اگه لوتوس نویسنده ثابت نداره حداقل یه خواننده (کامنت گذار ثابت داره) مطالب بروشور رو با زورِ سر هم بند کردن یه پست خودم و صفحه  لوتوسی‌ها ی وبلاگ جور کردم. و البته یه ستون که مطلبی از آقای رکوعی گذاشتم که از قضا شانسی دیده بودمش ولی خیلی مناسب شرابط اون موقع است. حس ناخوشایندی داتشم از اینکه این ۱۷ نفر نویسنده لوتوس کجا هستند؟؟ مگه لوتوس چیه و واسه چی تشکیل شده که این قدر باید غریب باشه؟

دقیق عین همین حس رو وقتی داشتم که باید واسه غرفه‌ها کسی رو تعیین می‌کردم که حداقل بتونه وقت استراحت تو غرفه بمونه. عملا کسی نبود … صادق و مهسا که خودشون غرفه داشتن. آقایون دکترها که اصلا خودم هم روم نمیشد بهشون بگم. زهرا؟ حمزه؟ حجت؟ عامو؟ سعید رکوعی؟ احمد سمیعی؟ سلاله خانم؟ خانم کربلایی و طلائی پور که اصلا نه مطلبی ازشون دیده بودم نه هیچی؟ احسان دهقانی؟ مصطفی نظری هم که مسئولیت سمعی بصری مراسم رو داشت؟ خودم هم مونده بودم، لوتوسی‎‌ها کجان؟

یادم افتاد سر درست کردن بروشور آقای یزدی پیشنهاد دادن در مورد کم کار شدن لوتوس و عللش هم می‌شه نوشت. منتها چون وقت نبود و مشغولیت زیاد بود موکول کردم به بعد. این چند مدت خیلی فکر کردم. یعنی این قدر بیکار نیستم که دائم بهش فکر کنم‌ها ولی امکان نداشت وارد نت بشم و فایرفاکس رو باز کنم و یادم نیاد مصیبتی به اسم لوتوس هم هست. بارها داشبورد رو باز کردم و نیت نوشتن مطلب کردم ولی باز ننوشته بستمش. چرا نوشتن واسه لوتوس این قدر سخت شده؟ مگه چه انتظاری ازش داریم؟ چرا خیلی ها دیگه نمی‌نویسن. خودم مهمترین عامل رو مشغولیت … مشغولیت نمی‌دونم. چرا که خیلی از همین نویسندگان کم کار لوتوس وبلاگ خصوصی دارن و تو وبلاگاشون هم فعال هستند. پس چرا لوتوس این قدر غریبه؟ شاید حتی یکی از دلیلاش همین داشتن وبلاگ خصوصی باشه. اره! منم باشم واسم راحتتره تو وبلاگ خودم بنویسم، چون می‌دونم اونجا خواننده ازم انتظاری نداره چون وبلاگ شخصی‌ه و شخضا می‌تونم توش هر چرت و پرتی بنویسم. ولی لوتوس … انتظار دارن مطلبی در خور و شان لوتوس نوشته بشه. واقعا نمی‌دونم … نمی‌دونم چرا لوتوس این قدر غریب شده و چه میشه کرد که فعالتر بشه؟ شاید به قول آقای رکوعی؛ لوتوس فعالیت مفید خودشو کرده. شاید الانم وقت این باشه که درشو تخته کنیم و هر کدوم بریم پی زندگی خودمون.

پ.ن. اینا فکرای من بود، چند روز پیش که تو فیس‌بوک دیدم آقای دکتر مطلبی نوشتن یه مرسی بهشون گفتم. دقیقا بدین منظور که دیگه داشتم از همه ناامید می‌شدم. مطلب آقای دکتر و مصطفی تو این یک هفته یه ذره دلگرمم کرد.

بعد نوشت : البته الان دیدم سلاله خانم هم در جواب مصطفی مطلبی نوشتن.

نوشته ای از منیره \\ tags: , ,

بهمن ۱۷

شما در برابر مطلبی که می‌نویسید مسئولید، مسئولیت نه تنها به خاطر حرفی که می‌زنید و عواقبش، بلکه به خاطر حفظ اون هم مسئول هستید. در مقابل مطلبی که به خواننده ارائه می‌کنید چه خوشش آید چه نیاید مسئولید. در مقابل اطلاعاتی که به او دادید هم مسئولید. با تو هستم نویسنده‌ی محترمی که پست یا وبلاگتان را حذف می‌کنید. به فکر خاطرات خودتان اگر نیستید لااقل به فکر حافظه‌ی ضعیف ما باشید.

پ.ن.۱. در به در دنبال این دو پست حجت دانشجو می‌گشتم که فهمیدم پاک شده که نمی‌یابمش : معمار یزدی و و اما ادامه … (معمار یزدی)
پ.ن.۲. خدا به فید و فیدبرنر و گودر و حاج صادق صفرویکیان عمر طولانی و با عزت بده که حداقل اگر پست‌ها پاک شده لااقل مطالبش تو گوگل‌ریدر قابل خوندن هست.
پ.ن.۳. آخ قلبم …. جدا غصه‌م شد دیدم پست‌ها پاک شدن.

نوشته ای از منیره \\ tags: , , , ,

آذر ۰۵

از وبلاگ گروهی تیرماه ۸۶ تا لوتوس آذر ماه ۸۸

ایده‌ی وبلاگ گروهی اولین بار به ذهن کی و چه‌طور خطور کرد رو نمی‌دونم. فقط یادم می‌ا‌‌‌د یکشنبه روزی بود که آقای دکتر امیرحیدری ازم خواستن تو جلسه هماهنگی یک وبلاگ گروهی شرکت کنم. بعد از ظهر سه شنبه ۱۹ تیر ۸۶ جلسه ای با حضور  آقایان دکتر امیرحیدری و دکتر مدرسی، صادق نقاش‌زاده و احمد سمیعی ، خانم محق و خانم درگاهی و من ، تو انجمن سمپاد برگذار شد. هرچند در طی جلسه بیشترین بحث حول آدرس و نام وبلاگ بود ولی همین‌که همه از ایده استقبال کردن باعث ایجاد یه انگیزه و تحرکی بین دوستان شد. یک ماه فرصت خوبی بود برای رای‌زنی بیشتر و انتخاب اسم و تنظیم قوانین و تست وبلاگ. وبلاگی که خیلی زود از راچینه بودن به لوتوس تغییر نام پیدا کرد. و لوتوس رسما از تاریخ شنبه ۲۷ مرداد  با نوشته‌ای از آقای دکتر امیر حیدری با عنوان لوتوس از کجا آمد؟ شروع به کار کرد.

بماند که چه قدر از اون پست تا به حال لوتوس تغییر جهت و ایده داده با اینکه تعداد نویسندگانش بیشتر شده ولی خیلی دردناکه وقتی می‌بینیم اون شور و شوق به این سکوت و رخوت رسیده. ولی باز جای امیدواری داره، لوتوس رسمی رو تو سمپادی‌ها بنا گذاشت که باعث نزدیکی بیشتر دوستان در دنیای مجازی شد، جایی رو فراهم کرد که بشه ورای جو خشک و رسمی خود سایت سمپاد، از ایده و نظرات بقیه دوستان سمپادی‌مون اطلاع داشته باشیم. با هم حرف بزنیم و تبادل نظر کنیم.

یادمه روز اولی که بحث سر آدرس وبلاگ (دامنه) اش بود وقتی ایده استفاده از دامنه ی سمپاد.اینفو  مطرح شد یکی از مواردی هم که بیان شد همین افزایش تعداد وبلاگ‌های گروهی سمپاد بود. همون طور که می‌دونین تو این دو سال و خورده ای حدود ۳ وبلاگ دیگه روز دامنه sampad.info راه اندازی شده (۰۲۱ و گردشگری و یاد) می‌تونه نشونه این باشه که لوتوس به اهداف بزرگترش رسیده.

معارفه و تودیع سردبیری

بارها دیده بودم آقای نقاش‌زاده از کم لطفی دوستان لوتوسی گلایه می‌کنن. حق هم دارن! تا یادم می‌ا‌د  همیشه واسه سمپاد امید و آرزو داشتن و دارن. و چه قدر هم دوست دارن بچه‌های سمپاد دور هم جمع بشن و با هم صمیمی باشن. هر وقت هم بحث لوتوس می‌شد، تایید می‌کردن که «لوتوس نویسنده جدید می‌پذیرد.» یا هر بار  که پیشنهاد نوشتن مطلبی می‌دادم می‌گفتن چرا خودت نمی‌نویسی؟* اینکه چی شد باز تصمیم بگیرم بنویسم، بماند ولی از همه بیشتر خواست و تلاش صادق واسم ارزش داشت. وقتی می‌دیدم که چه قدر صادق دوست داره لوتوس از این سکوت و رخوت در بیاد، دوست داشتم دستی به سر و روش کشیده بشه. خلاصه؛ گفتم شاید بشه با تغییر ظاهر حداقل حس بهتری رو القا کرد (خیلی بده آدم هنوز وارد جمعی نشده و هنوز بقیه قبولش نکردن بیاد و دست به آشوب و انقلاب بزنه.) قالب و اضافه کردن افزونه و یه سری تغییرات جزئی بود، دیدیم اینکه هی من بخوام پیشنهاد بدم و صادق عملی کنه خیلی سخته. این شد که پیشنهاد عوض شدن سردبیر مطرح شد ** بالاخره چند روز پیش پس از یه رأی گیری ایمیلی از دوستان نویسنده به اتفاق آرا (البته بماند که خیلی‌ها هنوز رای ندادن) اینجانب منیره منتظری به عنوان سر دبیر جدید انتخاب شدم (هه! سخت بود گفتنش :دی تقصیر صادق ه که خودش نمی‌اد پست معارفه سردبیری بذاره)

از همین‌جا تشکر میکنم از صادق خان بابت تمام زحماتی که واسه لوتوس (و به طور عام‌تر سمپاد) کشیده و می‌کشه. واقعا سمپاد باید به وجود چنین نیروی دلسوزی به خودش بباله (بابای خودمه اصلا) امیدوارم بقیه دوستان هم قدرش رو بدونن (اسمایلی چاکریم) و همچنین؛ خوشحال می‌شم پیشنهادات و انتقادات خودتونو بهم بگین. و البته بیشتر وقتی خوشحال می‌شم اگه بتونم انگیزه‌ای واسه فعالیت بیشتر نویسندگان ایجاد کنم .

در ضمن«لوتوس نویسنده جدید می‌پذیرد.»

پ.ن.
* صحبت سر ناز کردن نیست. خوب دلخوری‌ای بود از همون روز اول، که باعث شد تو این دوسال حتی دلم نخواد وارد داشبورد وبلاگ بشم. آدم کینه‌ای هم نیستم ولی خوب هیچ وقت حس نکردم واقعا می‌تونه حضورم واسه لوتوس مفید باشه. این بود که همیشه سعی کردم فقط لوتوس‌خوان خوبی باشم.
** به نظر خودم اسم سردبیری واسه لوتوس کمی سنگینه، منم فقط دوست داشتم به بعضی قسمت‌های مدیریت دسترسی داشته باشم.
*** عقّ! چه قَّ سخته واسه لوتوس مطلب نوشتن. عُ چه قَّ هم من از پرانتز استفاده کردم.

نوشته ای از منیره \\ tags: ,

آبان ۱۹

مقدمه : قرار بود پست بعدی رو که مینوسم اول خودمو معرفی کنم : منیره هستم یک منتظری، خروجی ۸۴ سمپاد یزد. ریاضی دانشگاه صنعتی اصفهان میخوندم ولی ولش کردم. به عکاسی علاقه دارم.  یه آبجی سمپادی سمپادی دارم. البته بابا و داداشی‌ها و عامو  و خاله هم هستند :دی اطلاعات دیگه که لازم نیست؟

وبلاگ روی هاست شخصی (وردپرس)

خیلی فرق هست بین داشتن وب‌سایت و وبلاگ (تفاوت عمده ای که در وب‌سایت و وبلاگ مشاهده میشود امکان نظردهی برای هر پست وبلاگ است که در اغلب وبسایت‌ها چنین امکانی تعبیه نشده. و کلا هم ماهیت و اهداف این دو فرق میکنه) و خیلی فرق هست بین داشتن وبلاگ روی هاست شخصی و یا وبلاگ‌های سرویس‌دهندگان رایگان (بلاگفا، میهن بلاگ، پرشین بلاگ، بلاگها، وردپرس، بلاگر و …) هر کدوم  از سرویس‌دهندگان رایگان امکاناتی دارن که بنا به عادت و سلیقه و کار هر فرد قابل تامل است. مزیتی که وبلاگ روی هاست شخصی داره امکان ارتقا و گسترش اونه. چیزی که باعث میشه خیلی‌ها حاضر بشن در ازای اون ، مشکلات مدیریت هاست و دومین و البته پرداخت هزینه رو متقبل بشن. همه اینا رو گفتم که بگم خیلی زشته آدم وبلاگ روی هاست شخصی و قدرت ارتقا داشته باشه ولی بهش دست نزنه و مثل یک وبلاگ معمولی باهاش رفتار کنه.

۱. اولین قدمی که برای متفاوت کردن وبلاگ نسبت به حالت اولیه آن به نظر میرسه عوض کردن قالب اون هست. همون طور که میبینین یک ماهی است که لوتوس  قالب جدید به خودش گرفته. البته باز بگم پیشنهاد قالب جدید پذیرفته میشود (:دی اسمایلی تصمیم‌گیری از جانب سردبیر) و کلا توصیه‌ام به دوستانی که وبلاگ روی هاست شخصی دارن این است که یه سر به قسمت قالب‌های وردپرس فارسی بزنن.(به جان من اون تم دیفالت اصلا برازنده یک وبلاگ خوب نیست)

۲. دومین مورد قابل ارتقاء وبلاگ‌ها افزونه‌های اون هست. افزونه‌های مختلفی تو خود سایت وردپرس  هست (+) از اضافه کردن عکس‌های فلیکر گرفته تا افزونه‌های مربوط به توییتر و سایت‌های اجتماعی دیگه تا … یه افزونه مفیدی که لطف کردند و واستون نصب کردند (امیدوارم مفید واقعا بشه) افزونه private messages یا همون پیام خصوصی هست. این افزونه برای وبلاگ‌های گروهی همچون لوتوس ، ۰۲۱ و یا حتی گردشگری کارایی بالایی داره. از این طریق میتونین با بقیه دوستان نویسنده (یا همون اعضاء) وبلاگ در ارتباط باشید بدون اینکه کسی فالگوش وایسه (بهتون قول میدم مدیر سایت یا همون سردبیر و غیره هم بهش دسترسی ندارند)

پ.ن. در ضمن دقت کردین که این کلید «چینش به صورت کامل» (Alt+Shift+J) هم چیز جالبیست؟

نوشته ای از منیره \\ tags: , , , , ,

تیر ۱۹

قرار بود توی یاداشت قبلی از چگونگی راه افتادن سمپاد تهران بگویم که بحث به جایی دیگری رفت. اما از آنجا که چاشته‌خور، از میراث‌خور هم بدتر است، باز هم می‌خواهم مُختان را برای یک درد و دل دیگر بکار بگیرم. نوشته‌های این وبلاگ را که مرور کردم، متوجه شدم بیشتر بچه‌ها حول و هوش تخصص‌شان می‌نویسند اما از آنجا که من اگر لب دریا هم بروم آبش خشک می‌شود، اینجا هم تخصص ما را ممنوع کرده‌اند. باورتان نمی‌شود؟ بروید از آقای نقاش‌زاده مقام معظم سردبیری بپرسید! خوب فقط می‌ماند همان موضوع مشترکی که می‌توانیم در موردش بگوییم و بشنویم؛ یعنی همان سمپاد خودمان. این توفیق اجباری باعث می‌شود که من بیشتر حول هوش سمپاد و سمپادی‌ها یا موضوعاتی که به شکلی به آنها مرتبط باشد، بنویسم. هرچند با روحیه محافظه‌کاری ما یزدی‌ها این کار هم چندان ساده نیست. به همین دلیل انتظار دارم دوستان کم کم معذورات‌شان را به من تذکر بدهند که یک وقت سوتی ندهم که بند را آب ببرد. علی‌الخصوص لیدر دو فراکسیون اصلی نسوان سمپاد تهران که بنا دارم درباره‌شان بنویسم. یعنی کودک فهیم و ژان‌والژان! آقا اگر اِن قُلتی دارید، بگوید. هر چند باید بگویم که اگر اِن قُلت‌ها خیلی حیثیتی نباشد به آن ترتیب اثر نخواهم داد؛ چون اساسا معتقدم نباید زیر بار زور رفت، مگر اینکه زورش خیلی پر زور باشد. ادامه مطلب …»

نوشته ای از حمزه غالبی \\ tags: ,

تیر ۱۲

آقا قبل از اینکه توضیح بدهم قصه این سمپاد تهران چیست؛ اول بگذارید قصه لوتوس‌نویس شدنم را بگویم. ماجرا از این قرار بود که بنظرم اومد که از پاتوق تهران -مخصوصا برای کسایی که فرصت کافی ندارند یا بنظرشون پاتوق، آنهم در تهران که باید هِلِک و هِلِک از یک گوشه‌ی تهران، وسط کلی دود و ترافیک بکوبی بروی گوشه‌ی دیگر به زحمتش نمی‌ارزد- را بگونهای جذاب روایت کنم تا بقیه هم قند توی دلشون آب بشه و پاتوق پر رونقتر از اینی که هست بشود. خوب تقریبا تنها رسانه هم، این SMSهایی بود که برای بچه‌ها ارسال میشود. از اون حرفها بود؟ خوب بابا صبر کنید خودم میفهمم که انتظار زیادی از SMS داشتم. درنتیجه تنها راه باقی ماند هم همین لوتوس خودمان است. البته قبل از اینکه انجمن شبکه‌ی ماهواره‌ای‌اش را راه بیاندازد.

با کلی شوق ذوق SMS زدم به مقام محترم سردبیری که آقا ماهم بازی. من که توی ذهنم این توهم را داشتم که از موضوع استقبال می‌شود. اما زهی خیال باطل. آقای سردبیر چنان زد توی بُرجَک‌مون که آقا بیا و ببین. آقای سردبیر گفت که حال درخواستت را بنویس بررسی کنیم، بینیم چی می‌شه. اونجوری که او گفت بنظرم اومد که چه تشریفاتی باید داشته باشد. از جذبه سردبیر هم دستگیرم شد که لوتوس خفن‌تر از آن حرفهایی است که با با این رزومه‌ی «دوزاری» من بشود افتخار نوشتن در آن را به این زودی‌ها کسب کرد. این بود که گفتم آقا بیخیال!

خوب اما ستاره سعد ما درخشید با SMS دکتر مدرسی فهمیدم که گویا قرار شده لوتوس نویسندگاناش را افزایش دهد. من هم بلاخره پیه، نوشتن درخواست به آقای سردبیر را به تنم مالیدم. بدین ترتیب شاهین اقبال رو دوش من نشست. فعلا مهمان لوتوسی‌های گرامی شدم.

آهان قرار بود درباره سمپاد تهران بگویم خوب ولی خودمم خسته شدم. اصلا قصه سمپاد تهراد باشه برای یاداشت بعدی.

نوشته ای از حمزه غالبی \\ tags: , ,

تیر ۰۱

سلام به همه خوانندگان لوتوس!

لوتوس به زودی تغییر می‌کند! منتظر تازه‌های لوتوس باشید!

لوتوس جدید با سمپادی‌های جدید! لوتوس جدید با مدیریت جدید! لوتوس با طعمی دیگر …

نوشته ای از سردبیر \\ tags: ,

Get Adobe Flash playerPlugin by wpburn.com wordpress themes