جهت خالی نبودن عریضه!

از نام چه گویی که مرا ننگ ز نام است / از ننگ چه گویی که مرا نام ز ننگ است
میخواره و سرگشته و رندیم و نظرباز / وان را که چو ما نیست در این شهر کدام است

حافظِ شیرین سخن

دیدگاه

در نظر بازی ما بی خبران حیرانند
من چنینم که نمودم ، دگر ایشان دانند
زاهد ار رندی حافظ نکند فهم چه باک؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

[پاسخ]

یا رب سببی ساز که یارم به سلامت / بازآید و برهاندم از بند ملامت
خاک ره آن یار سفرکرده بیارید / تا چشم جهان بین کنمش جای اقامت
فریاد که از شش جهتم راه ببستند / آن خال و خط و زلف و رخ و عارض و قامت
امروز که در دست توام مرحمتی کن / فردا که شوم خاک چه سود اشک ندامت
ای آن که به تقریر و بیان دم زنی از عشق / ما با تو نداریم سخن خیر و سلامت
درویش مکن ناله ز شمشیر احبا / کاین طایفه از کشته ستانند غرامت
در خرقه زن آتش که خم ابروی ساقی / بر می‌شکند گوشه محراب امامت
حاشا که من از جور و جفای تو بنالم / بیداد لطیفان همه لطف است و کرامت
کوته نکند بحث سر زلف تو حافظ / پیوسته شد این سلسله تا روز قیامت

[پاسخ]

ارسال دیدگاه