پاتوق یا شب نشینی؟

دیشب ۵۴ امین پاتوق سمپاد یزد برگزار شد (½۴=۱۲÷۵۴) یعنی حدود ۴ سال و نیم هست که اولین چهارشنبه ی هر ماه دوستان سمپادی دور هم جمع میشیم و دیداری تازه میکنیم.

بحثی بود راجع به ساعت پاتوق، حرف من این بود که چرا پاتوق طوری پیش رفته که همه عادت کردن بیشترین تجمع رو ساعت های پایانی شب داشته باشن. واسه خیلی از دخترا (به شخصه و دوستام) خیلی سخته بیش از ساعت ۹ بیرون از منزل بمونیم. هم عرف یزد نمیپسنده، هم خانواده و البته خود افراد. پیشنهاد دادند که شماها میتونین با دوستاتون قرار بذارین و زودتر بیاین که بتونین زودتر برین. ولی باز حرف من این بود که اگه قراره من فقط بیام و دوستام رو ببینم که ترجیح میدم زمان و مکانی بهتر از پاتوق رو برای دیدن دوستام انتخاب کنم. اگه هدف آشنایی بیشتر با جمع سمپادی و دیدن سایر دوستان هست پس چرا طوری برنامه رو نمیچینن که حداقل خیلی ها مشکل ساعت نداشته باشن.

گفتند خوب بعضیا هم هستند که اون ساعات اولیه رو نمیتونن بیان (بهونه ی کار) ولی باز فکر نمیکنم تعداد این افراد اون قدر زیاد باشه که به تعداد گروه اول بچربه. یا مثلا این قدر عادت شده واسه بچه ها که دیر بیان که عملا فقط افرادی میان پاتوق که میتونن تا دیر وقت بیرون بمونن. افرادی مثل من هم که مشکل دارن یا کلا نمیان و یا وقتی میان از مجلس فیض نبرده باید برن و این میشه که فکر پاتوق رفتن کلا از سر بیرون میکنن

ندانم … شاید بهتر باشه از ماه آینده توی سایت به جای اینکه بگن بعد از اذان مغرب (و تهش رو مشخص نکنن) بگن که حتی المقدور ساعت ۷ اونجا باشین. یه جور تعهد اخلاقی.

پ.ن. یادم اومد یه سری بحث بود اسم پاتوق رو عوض کنیم، یکی پیشنهاد اسمشو بذاریم شب نشینی :دی

بی ربط نوشت : قاعدش این بود که چون اولین پستی هست که اینجا مینویسم خودمو معرفی کنم و یه خورده چاق سلامتی و اینا ، که انشالا در پست بعدی :دی

برچسب ها: ,

دیدگاه

وقتی تعداد کسانی زودتر میان بیشتر شد، خود به خود این قضیه میره طرف اینکه بقیه زودتر بیان.
به نظر می‌رسه که تعداد کسانی که دیر رفتن را ترجیح می‌دن بیشتره.

من شخصا زودتر شدندش خش‌ترمه اما دیشب که رفتم چند دقیقه‌ای پشت در موندم تا در باز شد!

[پاسخ]

منیره پاسخ در تاريخ آبان ۷ام, ۱۳۸۸ ۲:۲۷ ب.ظ:

یعنی شما قبول ندارین این دیر اومدن اکثریت به خاطر یه عادته؟
اینکه بین بچه ها جا افتاده که دیر وقت تعداد بیشتری از دوستاشون رو میتونن ببینن؟
بهتر نیست کمی عادت پس کنیم؟ و به همه عادت بدیم که زودتر هم میشه اومد؟

اگه اشتباه نکنم دیشب شما اذون مغرب اونجا بودین؟ :دی خوب من منظورم این قدر زود نیست، حداقل یک ساعت پس از اذون، نه دیگه آخر شب

[پاسخ]

مصطفی نظری پاسخ در تاريخ آبان ۱۸ام, ۱۳۸۸ ۱:۳۹ ب.ظ:

قضیه بنیادی تر از این حرف هاست…
نمی تونید بگید صرف یک عادته. دور هم نشینی ها در اکثر نقاط جهان و در طول تاریخ، ساعات شب را به خود اختصاص می دن و این حتمن دلیل داره
وقت روز برای یک سری کارهاست و وقت شب برای نوع کارهای دیگه. من با این که این اتفاق صرف عادته مخالفم
ولی مشکلی که میگید خانم ها دارند را تا حدی قبول دارم، و حتی افرادی که وسیله نقلیه شخصی ندارند و از وسایل نقلیه عمومی استفاده می کنند نیز همین مشکل را دارند

و در عین حال با راه حل پیشنهادیتون مخالفم، من شب را ترجیح میدم و هرچه دیرتر بهتر 😀

پیشنهاد من روی احداث یک جایی هست که بچه ها بتونن شب را همونجا دور هم باشند و بمونند و احیانن گروهها بتونن فعالیتهای علمی-فرهنگیشون را هم توی اون جمع انجام بدن
البته این پیشنهاد در حد یک رویاست و می دونم که خیلی خیلی خیلی مشکلات داره، ولی رویای خوبیه…

[پاسخ]

منیره پاسخ در تاريخ آبان ۱۹ام, ۱۳۸۸ ۱۲:۰۴ ب.ظ:

شاید در هر گوشه ی دنیا دور هم نشینی ها شبانه باشه ولی خوب باید به فرهنگ آدما هم نگاه کرد
البته میشه کلا قید طیف خاص رو زد و با همون افراد همیشگی که پایه ی این جور برنامه ها هستند پاتوق ها رو گذروند

ارسال دیدگاه