خوشا به حالت، ای روستایی!

به آرامش این بچه غبطه نمی‌خورید؟

یاد یه شعر دوره دبستان افتادم:

خوشا به حالت، ای روستایی…

بچه خوش به حالت!

دیدگاه

در راستای نوستالژی و تا حدی که حافظه یاری می‌کنه:
خوشا به حالت ای روستایی
چه شاد و خرم چه باصفایی
در شهر ما نیست جز دودِ ماشین
دلم گرفته از آن و از این
در شهر ما نیست جز داد و فریاد
خوشا به حالت که هستی آزاد
ای کاش من هم پرنده بودم
با شادمانی پر می‌گشودم
می‌رفتم از شهر به روستایی
آنجا که دارد آب و هوایی

[پاسخ]

احسان پاسخ در تاريخ آوریل 8th, 2010 3:17 ب.ظ:

ضمنا از همون دبستان احساس می‌کردم این شعر در راستای “روستایی خر کنی”‌ه که پا نشن بیان شهر جای ما تنگ بشه!

[پاسخ]

مهدی امیرحیدری پاسخ در تاريخ آوریل 10th, 2010 8:54 ق.ظ:

دمت گرم احسان.
هم برای شعر، هم برای دیدگاه با مزه‌ت 🙂
کلی خندیدم.

[پاسخ]

منیره پاسخ در تاريخ آوریل 10th, 2010 11:13 ب.ظ:

و گوگل این پدیده‌ی شگفت انگیز :دی

[پاسخ]

مهدی امیرحیدری پاسخ در تاريخ آوریل 11th, 2010 10:22 ق.ظ:

احسان جان!
با تو بودن. تحویل بگیر 😉

[پاسخ]

احسان پاسخ در تاريخ آوریل 12th, 2010 4:14 ب.ظ:

بگذار به حساب جوونی‌ش دکتر جون.
همه‌ش چندسالش‌ه مگه؟

منیره پاسخ در تاريخ آوریل 12th, 2010 10:08 ب.ظ:

حرف حق کمی تلخه، نه؟؟

راست میگی، بچه که زدن نداره :دی

خوش به حال شما دکتر
که می تونید این چیزها را ببینید و بهشون دقت کنید.

[پاسخ]

مهدی امیرحیدری پاسخ در تاريخ آوریل 13th, 2010 12:38 ب.ظ:

نظر لطفته مصطفی جان.
تو که خودت استادی عزیز 🙂

[پاسخ]

))))):

[پاسخ]

ارسال دیدگاه