آقا عنوان ندارد!

خب خیلی تصادفی باهاش آشنا شدم. اطلاعیه یک سخنرانی بود. آنجا برگزار کنندگان، آدرس دفتر تشکلشان را دادند. در اولین برخورد دعوت کرد در برنامه‌های یعدیشان شرکت کنم. و برخورد او باعث شد مدتهای طولانی هر پنج شنبه پای بحث‌هایشان بشینم… اینجوری پیش برم خوبه؟ فکر می‌کنم حوصلتون سر بره. ممممم بگذارید یک جور دیگه شروع کنم. آدم با استعدادی بود. توان تحلیل خوبی داشت. پشتکار -که شرط لازم موفقیت توی هر پروژه‌ای را داشت. درسته که یخورده رگه‌های انحصار طبی داشت اما کار تیمی رو بلد بود. اینجوری بود که توی کارهای مختلف موفق بود… نه؟ اینجوری هم حوصله‌تان سر می‌رود؟ خوب آقا اصلا ولش کنید صاف برم سر اصلا مطلب. حالا که بیانات حکیمان مقام عظمای سردبیر به ما تکانی داده است. به ذهنم رسید یک نکته‌ای دوباره با هم مرور کنیم. آقا اول اگر حوصله دارید قصه‌ی امدن من به اولین پاتوق سمپاد را بخوانید. حوصله‌تان نمی شود؟ بابا شماها دیگه خیلی بی‌حالین همت کنید بخونید. حتما دلیلی دارد که می‌گویم بخوایند. اینم لینکش:  خانواده بزرگ سمپادی ها

می‌دونید همش تقصیر بی‌حوصله‌گی شما هم نیست من هم حسش را ندارم که دوباره بنویسم. خوب اگه خوندین برین سراغ دومی. می خوام در مورد اون نکته ای رو بگویم. اینم لینکش:

چهل سال بعد در چنین روزی

آقا خلاصه اینکه نه به خاطر اینکه دوستش داریم. نه بخاطر اینکه در مراحل تاسیس انجمن‌مان خیلی زحمت کشیده است. و نه حتی بخاطر اینکه من شخصا با سماجت او اعضای خانواده بزرگی را دوباره پیدا کرد. نه فقط اینها!!! بلکه همانطور که گفتم «پیوستن اعضای جوان‌تر شرط بقا و تداوم انجمن و حضور بزرگتر‌های جمع ضامن ثبات و سلامت جمع است.» به نظر من علی مدرسی هم یکی از بزرگ تر های انجمن است و علاوه بر آن نشانه آنکه چقدر ما می‌تونیم توی انجمن‌هامون سرمایه‌هامون را حفاظت بکنیم. همیشه ظرفیت‌های جدید به قیمت از دست دادن سرمایه‌های قدیمی‌تر نباشد.

پینوشت ۱: مقام معظم سردبیری اگر این اشارت‌های حکیمانه شما نبود حتما میت روی زمین می‌مداند و شاید هم می‌گندید. و خدا سایه تدبیرهای حکیمانه شما را از سر ما کم نکند اما جسارتا و احیانا اصلا زبونم لال درست است که سردبیر سرور ماست اما یک سری از بدخواهان و از آن بدتر خواص بی‌بصیرت معتقدند سردبیر هم گاهی می‌تواند یک تکانی به این کشتی انقریب به گل نشسته بزند و بلاخره سردبیری گفتن نه برگ گل رز. البته ما در التزام کامل به مقام سردبیر هرگز ذره‌ای تردید به خودمان راه نمی‌دهیم که سردبیر را چه به اینکارها همین که وبلاگ را مورد تفقد قرار می‌دهند صفحه را پرینت گرفته من الباب تبرک به دیوار اطاقمان می‌زنیم اما کاش سردبیر کل وبلاگ‌نویسان سمپادی جهان برای این که این عوام ضعیف النفس خدای نکرده تحت تاثیر این وسوسه قرار نگیرند اندگی تکانی نیز به خود بدهند.

پینوشت ۲: خان ما خو خیلی چاکرم:)

دیدگاه

ما که نفهمید شما چی گفت!
آقا هرکی فهمید لطفا منظور از سردبیر و خان و … رو برای ما هم مشخص کنه.

[پاسخ]

نبودی جلسه پاتوق قبلی رو (منم نبودم) نمیدونم چی گذشت ولی هر چی بود یه سری مشکل تو ساختار بود … نتایج جلسه رو هم نمیدونم (کاش میومدن یه جا مینوشتن که ماها فکر نکنیم بیفایده بوده)
کاش میشد نسل قدیم و جدید رو همیشه هماهنگ و همسو کرد. کاش میشد همه رو راضی نگه داشت

در مورد قسمت سردبیر هم …یه مدته جدا سرم شلوغ بود. شلوغ کنکور و ادامه ش. سعی میکنم بیشتر باشم. البته اگه عادت به تنبلی بذاره

[پاسخ]

ارسال دیدگاه