ارسال های برچسب زده شده ادبیات، فرهنگ و هنر

یکشنبه ۲۱ شهریور ۱۳۸۹

دیوانگی

دیوانگی – شاعر سیمین بهبهانی یارب مرا یاری بده ، تا خوب آزارش دهم هجرش دهم، زجرش دهم، خوارش کنم، زارش کنم از بوسه های آتشین ، وز خنده های دلنشین صد شعله در جانش زنم ، صد فتنه در کارش کنم در پیش چشمش ساغری ، گیرم ز دست دلبری از رشک آزارش دهم […]

» باقی این نوشته را بخوانید ...

چهارشنبه ۱۷ شهریور ۱۳۸۹

مورفی در کلام بزرگان – بخش دوم

‌ [در قسمت قبل دیدیم قوانین مورفی در کلام بزرگان شعر و ادب فارسی مورد اشاره قرار گرفته‌اند. چند نمونه‌ی دیگر را در ادامه بخوانید.] ‌ مورفی در کلام خاقانی: بد بود مرا حال، بر آن شکر نکردم / تا لاجرم آن حال که بد بود، بتر شد!! ‌

» باقی این نوشته را بخوانید ...

سه شنبه ۹ شهریور ۱۳۸۹

نفحه‌ی دیگر رسید…

گفت پیغمبر که نفحتهای¹ حق اندر این ایام می‌آرد سبق گوش و هش دارید این اوقات را در ربایید این چنین نفحات را نفحه آمد مر شما را دید و رفت هرکه را می‌خواست جان بخشید و رفت نفحه‌ی دیگر رسید آگاه باش تا ازین هم وانمانی خواجه‌تاش²

» باقی این نوشته را بخوانید ...

چهارشنبه ۳ شهریور ۱۳۸۹

مورفی در کلام بزرگان

وقتی در ترافیک گیر کرده‌ای لاینی که تو در آن هستی دیرتر از بقیه راه می‌افتد. در صورتی که شانس انجام درست یک کار ۵٠-۵٠ باشد، احتمال غلط انجام دادن آن ٩٠٪ است. ۸۰٪ امتحانات پایان ترم بر اساس کلاسی است که در آن غایب بوده‌ای. میزان عشق دیگران به تو، نسبت عکس دارد با […]

» باقی این نوشته را بخوانید ...

دوشنبه ۶ خرداد ۱۳۸۷

هتل کالیفرنیا (بخش اول)

در یک بزرگراه تاریک و خلوت ، نسیمی سرد در میان موهایم می‌وزد. هوا پر از بوی تند ماری‌جوآنا است. در دور دست سوسوی چراغی به چشم می‌خورد. سرم سنگین و چشمانم کم سوست. باید شب جایی بمانم. زن آنجا در آستانه ایستاده است. زنگ ورود را می‌شنوم. با خودم فکر می‌کنم اینجا می‌تواند بهشت […]

» باقی این نوشته را بخوانید ...

یکشنبه ۲۵ فروردین ۱۳۸۷

«واژه نامه یزدی»

با این کتاب مدت ها سرگرم می شوید. اگر چند دوست غیر یزدی هم داشته باشید که دیگر محشر است. ترجمه واژه ها و اصطلاحات، شرح ضرب المثل ها و گزیده اشعار دکتر «عبدالحسین جلالیان» به گویش یزدی، قسمت های مختلف این کتاب را تشکیل می دهد. «واژه نامه یزدی» توسط «ایرج افشار» و به […]

» باقی این نوشته را بخوانید ...

یکشنبه ۱۸ فروردین ۱۳۸۷

معما چو حل گشت، آسان شود!

با عجله اومدم خونه تا مقاله هایی رو که باید هرچه زودتر به دست استاد راهنمام برسونم، به یه سرانجامی برسونم، یکهو یادم میفته که فردا یک شنبه است و باید مطلبم رو برای لوتوس آماده کنم؛ تصمیم میگیرم که اول پرده از راز بیت سبک هندی (اگر از پرتوی حسن تو زنبور عسل خیزد […]

» باقی این نوشته را بخوانید ...

یکشنبه ۱۱ فروردین ۱۳۸۷

غلو مستحسن

«غلو مستحسن» یکی از صنایع ادبی است که به نظر من حتی از «تشبیه» نیز فراوانی بیشتری در شعر و نثر کهن ایران و حتی ادبیات معاصر دارد. ما ایرانیان از این صنعت در گفتگوی روزمره خود هم استفاده می کنیم؛ شاید سرگرمی جالبی باشه که یک صبح تا شب – یا شاید اصلا دو […]

» باقی این نوشته را بخوانید ...