ارسال های برچسب زده شده شعر

شنبه ۲۳ مهر ۱۳۹۰

گزارش غیر زنده

به نام خدا؟! متکلم وحده : به نظر شما رسالت هر انسان در زندگیش چیه؟

» باقی این نوشته را بخوانید ...

پنج شنبه ۱۴ مهر ۱۳۹۰

دیوارنوشت

بیخودی خندیدیم که بگوییم دلی خوش داریم بیخودی حرف زدیم که بگوییم زبان هم داریم و قفس هامان را زود زود رنگ زدیم و نشستیم لب رود و به آب سنگ زدیم ما به هر دیواری آینه بخشیدیم که تصور بکنیم یک نفر با ما هست ما زمان را دیدیم خسته در ثانیه ها باز […]

» باقی این نوشته را بخوانید ...

پنج شنبه ۱۲ خرداد ۱۳۹۰

خرابی چون که از حد بگذرد آباد می‌گردد؟؟

به نام خدا؟ @۱۸:۰۰پنج‌شنبه، دوازدهم خردادماه یک‌هزار و سیصد و نود، خوابگاه دانشگاه بهشتی فرخی یزدی می‌گفت «به ویرانی این اوضاع، هستم مطمئن، زان رو/ خرابی چون که از حد بگذرد آباد می‌گردد» یادمه روزگاری این جمله را خیلی دوست داشتم.

» باقی این نوشته را بخوانید ...

دوشنبه ۱۲ مهر ۱۳۸۹

کل‌کل شاعرانه ۲

حافظ : اگر آن ترک شیرازی بدست آرد دل ما را به خال هندویش بخشم سمرقند و بخارا را صایب تبریزی : اگر آن ترک شیرازی بدست آرد دل ما را به خال هندویش بخشم سرو دست و تن و پا را هر آنکس چیز می بخشد ز مال خویش می بخشد نه چون حافظ […]

» باقی این نوشته را بخوانید ...

یکشنبه ۲۱ شهریور ۱۳۸۹

دیوانگی

دیوانگی – شاعر سیمین بهبهانی یارب مرا یاری بده ، تا خوب آزارش دهم هجرش دهم، زجرش دهم، خوارش کنم، زارش کنم از بوسه های آتشین ، وز خنده های دلنشین صد شعله در جانش زنم ، صد فتنه در کارش کنم در پیش چشمش ساغری ، گیرم ز دست دلبری از رشک آزارش دهم […]

» باقی این نوشته را بخوانید ...
|