ارسال های برچسب زده شده فرهنگ

شنبه ۲۸ فروردین ۱۳۸۹

مهمونی دیروز

دیروز به مهمونی‌ نیمه رسمی‌ای تو یزد دعوت بودیم. میزبان به افرادی که دعوت کرده بود گفته بود می‌تونن به همراه یک همراه بیان. الان حرفی که می‌خوام بزنم راجع به مهمونی و اینا نیست (چون خودم هم نرفتم) می‌خوام راجع به اون «همراه داشتن» بگم. نمی‌دونم ایشون از این طوری دعوت کردن چه مقصودی […]

» باقی این نوشته را بخوانید ...

شنبه ۱۷ بهمن ۱۳۸۸

مسئولیت نویسندگی

شما در برابر مطلبی که می‌نویسید مسئولید، مسئولیت نه تنها به خاطر حرفی که می‌زنید و عواقبش، بلکه به خاطر حفظ اون هم مسئول هستید. در مقابل مطلبی که به خواننده ارائه می‌کنید چه خوشش آید چه نیاید مسئولید. در مقابل اطلاعاتی که به او دادید هم مسئولید. با تو هستم نویسنده‌ی محترمی که پست […]

» باقی این نوشته را بخوانید ...

یکشنبه ۲۹ اردیبهشت ۱۳۸۷

واژه ها و اصطلاحات یزدی – قسمت۲

و اما ادامه اصطلاحات و واژه ها؛ امروز همه واژه ها با «ت» شروع میشن: توپوزی /Too Poozi/ توسری خورده، خجالت زده شده، سرافکنده توتی شدن /Tooti Shodan/ حالتی از مستی و سکر که در اثر خوردن توتهای بسیار شیرین در هوای گرم در کسی پیدا می شود. توره /Toore/ نوعی حیوان شبیه شغال توکش […]

» باقی این نوشته را بخوانید ...

دوشنبه ۱۶ اردیبهشت ۱۳۸۷

عمو توکای دوست‌داشتنی تولدت مبارک!

دوم دبیرستان بودم . جنون خواندن داشتم. دیوانه وار خواندن. طراحی و تصویرسازی را هم دوست داشتم. یکی از نشریه‌های مورد علاقه‌ام که مثل باقی نشریه‌های آن سال‌ها عمرش به چند ماه قد نداد، نشریه کارتون توانا بود. ظاهرش شبیه روزنامه بود. برگه برگه و کاهی. صفحه اول به یک طراح اختصاص داشت. که من […]

» باقی این نوشته را بخوانید ...

یکشنبه ۸ اردیبهشت ۱۳۸۷

واژه ها و اصطلاحات یزدی – قسمت اول

توی پست معرفی کتاب «واژه نامه یزدی» به پیشنهاد دوست گرامی آقای دکتر امیر حیدری قرار بر این شد تا هرازچندگاهی چند اصطلاح از این کتاب بیاورم. پست امروز به معرفی چند واژه و یک اصطلاح اختصاص دارد و منبع آن هم، همان کتاب «واژه نامه یزدی» نوشته ایرج افشار است. ۱- کمچلیزک /Kamchalizok/ یعنی نوزاد […]

» باقی این نوشته را بخوانید ...

یکشنبه ۱ اردیبهشت ۱۳۸۷

عشق از دیدگاه «ابن سینا»

در کتاب «نابغه شرق» که حکایت‌های دوران جوانی «ابن سینا» در آن نقل شده، آمده است که شهریار جوانی، ناگهان در بستر بیماری افتاد، هیچ نمی‌خورد و تنها در حالت تب، هذیان می‌گفت و کلمات بی‌معنایی به زبان می‌آورد. «ابو علی سینا» را به بالینش آوردند، وی پس از معاینه و دقت به کلمات پراکنده‌ای […]

» باقی این نوشته را بخوانید ...
|